یکمین جلسه از دوره چهلم سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی شمس روزهای شنبه به استادی راهنمای محترم مسافر علیرضا، نگهبانی مسافر امیر و دبیری مسافر محمد با دستورجلسه «وادی پنجم و تأثیر آن روی من» در تاریخ 27 تیر 1405 رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:

خداراشاکرم در جمع شما هستم و تشکر میکنم از تمام کسانی که نقش داشتند من اینجا باشم از گروه مرزبانی، آقاوحید و همچنین آقاامیر نگهبان.
دستور جلسه وادی پنجم است و همه در مورد آن خوانده اید و بهتر از من بلد هستید اما چیزی که به ذهن من رسید را میخواهم بگویم. در آب بودن خیلی چیزها را تمیز میکند توی کنگره بودن خیلی چیزها را تمیز میکند در کنگره خیلی وقت است مواد حل شده است و کسی که خودش بخواهد درمان شود با هر موادی امکان پذیر است. یکسری صفات است که باعث شد تا من علیرضا مصرف کننده شوم من خودم از غافلین بودم، تنها در آب ماندن تمیز نمیکند گاهی لازم است این ظرف کثیف در آب بماند، در مایع ظرفشویی قرار گیرد تا کاملا پاک شود.
در کنگره بودن و جایگاههای مختلف را تجربه کردن و سی دی نوشتن خیلی خوبه برای یک سفر اولی و به درمان میرسد اما برای یک جایگاهی چون راهنمایی شاید کافی نباشد و نقطه شروع این تغییرات که به من هم خیلی کمک کرد ورود به لژیون سردار بود.
من جایی به موفقیت رسیدم که کارهای کوچک کوچک خود را سعی کردم تا درست انجام دادم.
با خود گفتم تفکر قدرت مطلق حل نیست، واقعا نیست. ما وقتی در کنگره از این آب بیرون میآییم تازه میفهمیم کثیف هستیم و هنوز روی تو مانده است. خیلی ها هستند وقتی جایگاههایشان را در کنگره، از دست میدهند یهو ناپدید میشوند و وقتی با خانواده صحبت میکنی، خیلی رضایتی هم ندارند از آنها، کمال انسانها در بیرون از کنگره مشخص میشود در برخورد با خانواده، جامعه در تلاش کردن.
هیچکس با تنپروری بهجایی نمیرسد من تازه دارم این را میفهمم. مثل یک مادر وقتی بچه گریه میکند تمام هموغم او آن بچه است ولی وقتی بچه را خواب کند میتواند به کارهایش برسد.
وقتی جن و نفس را بخوابانی تازه میتوانی به خودت رسیدگی کنی، تا موقعی که فکر میکنیم آدم خوبی هستیم به هیچ جا نمیرسیم.
موهبت زمین، زمان و مکان است، چرا؟ چون در زمان و مکان میشود تغییر کرد و خلق کرد و جهت عوض کرد. کسی درکنگره نشسته و حواسش جای دیگر است یا در خانواده است ولی فکرش جای دیگر است تغییر نمیکند.
نیکوترین صفت یک انسان اخلاق است، اخلاقمداری در جامعه و خانواده، درکنگره که ما نمیتوانیم کار بدی کنیم. تغییرات آموزشی است که درکنگره میبینید و بیرون انجام میدهید حس تغییر میکند و خواسته هم عوض میشود. خدمت کردن و سی دی نوشتن خیلی خوبه درکنگره ولی بازی کردن با فرزندت یک چایی ریختن بامحبت برای همسرت اینها خیلی مهمتر است. من هم تلاش میکنم برای این کارها ولی توأم با رفتن و رسیدن بهسختی و با تلاش.
هیچ بزرگی نیست در تاریخ که گوشهای راحت نشسته باشد و به همه چی هم رسیده باشد، اصلاً نمیشود راحت عبور کرد تا زمانی که تو زشتی را درون کسی میبینی این زشتی درون تو هم هست.


تایپ و ارسال به سایت: مسافر محمود، لژیون چهارم
(4).jpg)
- تعداد بازدید از این مطلب :
94