در جهان ما تفکر، قدرت مطلق حل نیست بلکه با رفتن و رسیدن به آن کامل میشود. در تالار آینههای ذهن ما میتوانیم زیباترین کاخها را بنا کنیم، میتوانیم نقشهای بکشیم که هیچ بنبستی در آن نباشد و افقی را ترسیم کنیم که فراتر از تواناییهای امروزمان است. فکرکردن، تنها مثل ایستادن در میان دریا است بیحرکت و بیپایان ولی وقتی این فکر با قدمهایمان همراه میشود تازه معنا پیدا میکند. حقیقت زمانی کامل میشود که از دنیای ذهنمان بیرون بیائیم و با هر قدم به فکرمان جان ببخشیم. پس زندگی همین رقص زیبای میان اندیشیدن و حرکتکردن است.
در خدمت یکی از همسفران کنگره۶۰ در نمایندگی رازی هستیم و با ایشان گفتگویی داشتیم که شما را به خواندن آن دعوت مینمائیم. راهنما همسفر زهرا و مسافرشان با آنتیایکس متادون وارد کنگره شدهاند به مدت ۱۱ماه با روشDST و داروی اپیوم و به راهنمایی مسافر سیروس مولایی و همسفر سارا سفر کردهاند. در حال حاضر ۶سال است که به درمان رسیدهاند. راهنما همسفر زهرا در کنگره خدمتهایی نظیر دبیری، نگهبانی، ورزشبانی، خدمت در سایت و خدمت در لژیون سردار را انجام دادهاند و الان هم در حال خدمتِ مسئول امتحانات هستند.
یکی از پلههای پالایش در وادی پنجم پسانداز کردن است به نظر شما اجرای این مرحله به جز امنیت مالی، در مسیر تکاملی ما نقش آفرینی میکند؟
سوال خوبی است، وادی پنجم ما را با سه جهان آشنا میکند که یکی از آنها جهان ذهنی است که خود وادی آن را خیلی واضح توضیح داده است هر کاری برای اینکه به انجام برسد باید برنامهریزی آن در ذهن انجام شود حالا اگر ذهن ما مدام درگیر این پرسشها باشد که چطور قبضها را پرداخت کنم؟ چطور کرایه منزل را پرداخت کنم؟ چگونه هزینه تعمیر ماشینم را پیدا کنم؟ چطور فرزندم را در کلاس ثبتنام کنم؟ و هزاران پرسش دیگر از آنجایی که ما برای تکامل به آموزشها نیازمندیم دیگر در این ذهن شلوغ جایی برای آموزشها نیست چون مشغول برسی اینطور مسائل است اما اگر مرحله پسانداز در زندگی من به درستی جریان پیدا کند در آن زمان این سوالات که چطور پرداخت کنم و ... غیره در ذهن مجسم نمیشود و ذهن من فضای خالی دارد که میتوانم آن را با آموزشها پر کنم و به سمت تکامل حرکت کنم.
از دید شما چگونه میتوانیم سه اصل پندار سالم، گفتار سالم و کردار سالم را در اصلاح زندگی به کار ببریم؟
دکتر امین در سیدی خدمت یک داستان کوتاهی را تعربف میکردند که دو شخص سر یک چاه ایستاده بودند تا از چاه آب بکشند اولی دلو خود را وارد چاه کرد اما طناب پاره شد و دلو به ته چاه افتاد مرد وارد چاه شد تا دلو خود را بیرون آورد که ناگهان با یک سرزمینی روبهرو شد که یک پادشاه داشت مرد به پادشاه گفت من دنبال دلوام آمدم که به آن به شدت نیازمندم پادشاه دلو او را پر از طلا کرد و او را راهی کرد تا از چاه خارج شود، مرد بعد از بیرون آمدن از چاه همین داستان را برای دوستش تعریف کرد دوستش همان کار را تکرار کرد دلو خود را به ته چاه انداخت و خودش هم بعد از دلو وارد چاه شد او هم با همان سرزمین و پادشاه روبهرو شد و به پادشاه گفت دنبال دلوام آمدم پادشاه دلو او را پر از لجن کرد و به او تحوبل داد، مرد اول با حس خوب یا نیت خوب وارد چاه شد ولی فرد دوم نیت یا حس خوب نداشت چون نیتها فرق داشت نتیجهای هم که به دست آوردند با هم فرق داشت. این در زندگی ما هم صادق است اگر با نیت یا حس خوب حرکت کنیم قطعا پندار ما سالم خواهد بود و پندارسالم گفتارسالم را به عمل میآورد و گفتارسالم، عملسالم را و در مورد این موضوع وادی دهم یک چرخه را نشان داده است که با حسسالم شروع میشود. در یک کتابی میخواندم که میگفت؛ اگر در تزکیه تمرین مداوم نباشد ذهن به درد و رنجهای آشنا روی میآورد و اگر ذهن به همان دردهای آشنای قدیمی روی آورد قطعا حس، پندار، گفتار و رفتار ما هم ناسالم خواهد شد پس روی تزکیه حس متمرکز باشیم.
وادی پنجم به ما میگوید که تفکر خالی کافی نیست و باید حرکت کرد بفرمایید چه ارتباطی با این وادی و وارد شدن در لژیون سردار وجود دارد؟
وارد لژیون سردار شدن نشانهی این است که در حال اجرای این وادی هستیم فقط حواسمان باشد که خداوند بخشی از روزی دیگران را در مال ما قرار داده است و قشنگ است که خودمان با دست خودمان بدهیم.
خوشبخت بودن انسانها به تفکر و اندیشه درونشان است که زاویه دیدشان چگونه است شما چقدر به این موضوع اهمیت میدهید؟
بینهایت، گاهی دغدغههای جهان بیرون یا اطرافیان باعث میشود حس منفی در ما جریان پیدا کند و حسمنفی جهانذهن را ویران میکند اگر زمانی با مسائل این شکلی روبهرو شدید کافی است این سوال را از خودتان بپرسید اگر خودم را عمیق دوست داشته باشم به خودم اجازه میدهم چنین حسمنفی را تجربه کنم؟ این سوال شما را از حالت پرواز خودکار درمیآورد و شما را به زمان حال برمیگرداند و اگر جوابتان به آن سوال نه باشد باعث تغییر در دیدگاه شما میشود. پرسش و پاسخ از خود باعث میشود به جای واکنشگرا، کنشگرا باشیم. باید از درون زندگی را آغاز کرد.
به عنوان یک همسفر چگونه توانستید با صبر، مسیر سفر را برای مسافر خود در راه رسیدن به درمان و رهایی هموار کنید؟
مسافر اگر خواسته رهایی داشته باشد خودش راه را برای خودش هموار میکند نیازی نیست کسی این کار را برایش انجام بدهد اما این نکته فراموش نشود که یک خانم وقتی در زندگی قنائت میکند و از چیزهایی که دوست دارد داشته باشد اما بخاطر شرایط خانواده قید آن چیز را میزد و پول آن را پسانداز میکند و زمانی که مسافر شرایط کارکردن را نداشت چه در طول سفر و چه قبل از درمان زندگی را اداره میکند این خانم مسیر را برای مسافرش هموار کرده است در واقع فضایی را در ذهن آن که میتوانست پر باشد را خالی کرده است تا او به درمان و رهایی فکر کند.
و کلام آخر؟
قبل از اینکه زندگی ما را اصلاح کند بهتر است خودمان دست به کار شویم، اگر او پادرمیانی کند معمولا زنگ هشدارش دردناک است وادی پنجم در اصلاح خودمان به ما کمک خواهد کرد کافی است او را جدی بگیریم.
از راهنما همسفر زهرا که در مسیر خدمت کوشا هستند سپاسگزاریم و از همراهی شما عزیزان متشکریم.
طراحان سوال: همسفر رقیه رهجوی راهنما همسفر آزاده(لژیون چهارم) و همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر ماهرخ(لژیون اول)
عکاس: همسفر مینا مرزبان خبری
ویرایش و ارسال: همسفر افسانه رهجوی راهنما همسفر آزاده(لژیون چهارم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی رازی
- تعداد بازدید از این مطلب :
125