جلسه یازدهم از دوره هفدهم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی دکتر مسعود، با استادی مسافر مهدی، نگهبانی مسافر فردین و دبیری مسافر اسلام با دستور جلسه «وادی پنجم در جهان ماتفکرقدرت مطلق حل نیست بلکه توام با رفتن ورسیدن آن را کامل مینماید» یکشنبه ۲۸تیر ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کارکرد.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان مهدی هستم یک مسافر؛ خداوند را شاکر و سپاسگزارم که بار دیگر در این جایگاه قرار گرفتم تا خدمت کنم و از شما آموزش بگیرم. دستور جلسه امروز «وادی پنجم و تأثیر آن روی من» است؛ در جهان ما تفکر، قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه با رفتن و رسیدن، آن را کامل مینماید.
ما با گذر از چهار وادی تفکر، وارد این وادی میشویم. در وادی اول آموختیم که قبل از انجام هر کاری باید تفکر کنیم. وادی دوم به ما آموخت که هیچکدام از ما به هیچ نیستیم، حتی اگر خود به هیچ فکر کنیم و خلقت ما کاملاً هدفمند بوده است. در وادی سوم یاد گرفتیم که هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند و تنها خود شخص میتواند به خودش کمک کند. در وادی چهارم نیز آموزش گرفتیم که باید مسئولیت کار و زندگی خود را بپذیریم و مسئولیت را به خداوند واگذار نکنیم.
بخش اول از وادی پنجم به زندگی کاربردی انسانها ارتباط دارد. من در گذشته همیشه گمان میکردم که صرفاً با تفکرِ تنها میتوانم مشکلاتم را حل کنم؛ اما این باور نهتنها گرهی از مشکلات من باز نکرد، بلکه گرههای کورتری نیز به زندگیام اضافه کرد. با حضور در کنگره آموختم که چهار وادی اول، پیشمقدمه و ساختاری ذهنی برای رسیدن به وادی پنجم بودند. این وادی به من آموخت که باید در کنار تفکر، حرکت کرد؛ در غیر این صورت هیچ نتیجه مطلوبی حاصل نمیشود. به عنوان مثال، اگر بخواهیم بنایی را احداث کنیم و همهچیز فقط در مرحله نقشه و تفکر باقی بماند، هیچ اتفاقی رخ نمیدهد؛ مگر زمانی که شروع به چیدن آجرها و اجرایی کردن مراحل ساخت کنیم.
من در زمان مصرف، مدام در حال ساختن ساختارهای ذهنی و برنامهریزی بودم، اما هیچ حرکتی نمیکردم. خوشبختانه با حضور در کنگره ۶۰، پیروی از قوانین و حرمتها و استفاده از آموزشهای راهنمای عزیزم، این مشکل به مرور زمان برطرف شد.
ما در کنگره با جهانهای مختلفی از جمله جهان خاکی، جهان خواب و جهان ذهنی به واسطه آموزشهای ناب جناب مهندس آشنا شدیم؛ اما جهانی که من در گذشته در آن حضور داشتم، جهان ظلمت و تاریکیِ اعتیاد بود. با ورود به کنگره، روزنه نور برایم نمایان شد و توانستم از آن تاریکیها خارج شوم. البته ماندن در صراط مستقیم منوط به رعایت پلهها و نکات مهمی است که در این وادی به آنها اشاره شده است: برگشت از ضد ارزشها و دوری از کینه و حسادت: که از قوانین اصلی خروج از تاریکی است. خودداری در مسائلی که خیر یا شر بودن آنها برای ما مشخص نیست. قناعت به معنای بهرهوری و بهترین برداشت از حداقل داشتهها و امکانات. صبرکه معنای آن بیخیالی و دست روی دست گذاشتن نیست، بلکه طی کردن زمان همراه با تلاش و کوشش است. قضاوت نکردن من در دوران مصرف مدام درگیر قضاوت دیگران بودم که کاملاً اشتباه بود؛ چراکه انسان تنها باید کلاه خود را قاضی کند و خودش را مورد قضاوت قرار دهد. پسانداز که دارای دو بعد مادی و معنوی است؛ انسان همیشه باید نگاهی به آینده داشته باشد تا در روزهای سخت دچار بحران نشود.
توکل، رضا و تسلیم، کلید آخر این مسیر است. من در گذشته گمان میکردم دست به دعا شدن یعنی توکل؛ اما آموختم توکل یعنی تلاش در راه رسیدن به هدف، بدون نگرانی از نتیجه کار و سپردن امور به خداوند. در مورد مقام «رضا» نیز میتوان گفت که به معنای راضی بودن با تمام وجود از تقدیر الهی است؛ اینکه انسان در کلام بگوید راضی هستم اما در درون و رفتار مدام ناسپاس باشد، رضا محسوب نمیشود. در نهایت، مقام «تسلیم» زمانی اتفاق میافتد که ما هیچ خواستهای جز خواسته قدرت مطلق نداشته باشیم که البته این مرحله بسیار سخت اما شیریـن است.
بدون شک با عملی کردن این پارامترها، میتوانیم یک سفر باکیفیت و در ادامه زندگی آرامی را تجربه کنیم. از اینکه به صحبتهای من توجه کردید، از همه شما صمیمانه سپاسگزارم.

عکس: مسافر وحید
تایپ: مسافر حمید
تنظیم: مسافر امید
- تعداد بازدید از این مطلب :
54