در جهان ما، تفکر قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توام با رفتن و رسیدن آن را کامل مینماید.
وقتی برای اولین بار وادی پنجم را مطالعه کردم؛ تصور میکردم، قرار است فقط درباره عمل کردن صحبت کند؛ اما هرچه بیشتر به آن فکر کردم، متوجه شدم این وادی در واقع مرز بین خواستن و شدن را برای من مشخص میکند.
قبل از ورود به کنگره، بارها تصمیم گرفته بودم زندگیام را تغییر بدهم. تصمیمهایم واقعی بودند، اما نتیجهای نداشتند. امروز دلیلش را میدانم؛ چون تمام تغییرات من در ذهنم اتفاق میافتاد، نه در رفتارم. به عنوان مثال، دوست داشتم مصرفکننده نیکوتین نباشم اما اقدامی هم نمیکردم. شاید چون تا پیش از کنگره۶۰ راهی برایش نمیشناختم.
وادی پنجم به من فهماند که تفکر، اگر به حرکت ختم نشود، حتی ممکن است انسان را فریب دهد. گاهی آنقدر درباره انجام یک کار فکر میکنیم که احساس میکنیم، بخشی از آن را انجام دادهایم؛ در حالی که جهان بیرون فقط عمل را میشناسد، نه نیت را.
روزهایی بود که آموزشهای خوبی میشنیدم و احساس میکردم خیلی چیزها را فهمیدهام، اما چند روز بعد متوجه میشدم هنوز همان رفتارهای گذشته را تکرار میکنم. در صبرم بیصبری میکنم، گاهی معرکه میگیرم وغیره. آنجا بود که فهمیدم؛، دانستن با تغییر کردن، دو موضوع کاملاً متفاوت هستند. دانستن، فقط مسیر را نشان میدهد؛ این قدمهای ما هستند که فاصله را کم میکنند.
یکی از برداشتهای شخصی من از این وادی این است که حرکت، همیشه با انگیزه شروع نمیشود؛ گاهی انگیزه، نتیجهی حرکت است. قبلاً منتظر میماندم تا حال خوبی پیدا کنم و بعد کاری را انجام بدهم، اما امروز تجربه کردهام که وقتی حرکت میکنم، حال خوب کمکم به سراغم میآید. انگار خداوند، برکت را در قدم برداشتن قرار داده است، نه در منتظر ماندن.
مراحلی که در این وادی مطرح میشود نیز برای من فقط چند توصیه اخلاقی نیست؛ بلکه ابزارهایی هستند که سرعت رشد انسان را تنظیم میکنند. اگر از ضد ارزشها فاصله نگیرم، هر چهقدر هم آموزش ببینم، دوباره به نقطه اول برمیگردم. اگر قناعت نداشته باشم، همیشه احساس کمبود میکنم. اگر صبر را تمرین نکنم، قبل از رسیدن به نتیجه، خسته میشوم و مسیر را رها میکنم. کمکم متوجه شدم این فرمانها جدا از هم نیستند؛ مانند قطعات یک چرخدنده هستند که کنار هم حرکت انسان را ممکن میکنند.
موضوع دیگری که این وادی برای من روشن کرد، تفاوت بین تغییر مقطعی و تبدیل شدن بود. تغییرهای ناگهانی معمولاً دوام ندارند، اما اگر هر روز یک رفتار کوچک را اصلاح کنم، آرامآرام شخصیت من هم تغییر میکند. همانطور که یک رودخانه با یک موج ساخته نمیشود، بلکه از جریان دائمی آب شکل میگیرد، انسان نیز با استمرار ساخته میشود، نه با هیجانهای کوتاهمدت.
مثال عینی این مورد ترکهای ناگهانی در مقابل متد درمانی در کنگره۶۰ است.
امروز هر زمان که میبینم کاری را به تعویق میاندازم یا بیش از حد درگیر فکر کردن شدهام، وادی پنجم را به یاد میآورم. این وادی برای من یادآور این حقیقت است که فاصله بین جایگاهی که امروز در آن قرار دارم و جایگاهی که آرزویش را دارم، با فکر کردن پر نمیشود؛ این فاصله را فقط عمل آگاهانه، مستمر و همراه با آموزش طی میکند.
اگر بخواهم تمام برداشت خود را از این وادی در یک جمله خلاصه کنم، میگویم: خداوند مسیر را نشان میدهد، آموزش چراغ راه است، اما هیچکس به جای من قدم برنمیدارد.
سپاسگزارم از خداوند که فرصت دریافت این آموزشها را پیدا کردم و امیدوارم بتوانم هر روز، حتی اگر فقط یک قدم کوچک باشد، آنچه را آموختهام در زندگی خود به عمل تبدیل کنم و در لحظات حساس و چالشی آموزشهای ناب کنگره را به یاد آورم.
همچنین قدردان آقای مهندس و خانواده محترمشان برای فراهم کردن این بستر هستم و برای تمامی خدمتگزاران کنگره۶۰ آرزوی سلامتی و موفقیت دارم.
منبع:سیدی وادی پنجم
نویسنده:همسفر نرگس رهجوی راهنما همسفرملیحه (لژیون یازدهم)
رابط خبری:همسفر صدیقه رهجوی راهنما همسفرملیحه( لژیون یازدهم)
ویرایش:همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر ملیحه ( لژیون یازدهم) نگهبان سایت
ارسال:همسفر نازنین رهجوی راهنما همسفر ملیحه (لژیون یازدهم)دبیر سایت
همسفران نمایندگی پرستار
- تعداد بازدید از این مطلب :
476