English Version
This Site Is Available In English

حس سالم، خواست سالم، حرکت سالم (قسمت دوم)

حس سالم، خواست سالم، حرکت سالم (قسمت دوم)

لینک قسمت اول

مرحله بعد از دریافت حس در این فرایند، خواست است؛ یعنی حس باید به خواست تبدیل گردد و این خواست باید محکم و استوار و پابرجا باشد.
بحث پیرامون خواست و نیز هدف واقعاً نمی‌تواند به همین‌جا پایان پذیرد و دیدگاه‌های مختلفی دراین‌خصوص بیان شده است. همین‌قدر اشاره کنیم که هیچ انسانی را نمی‌توان فاقد خواسته و یا حتی هدف دانست و اینکه بعضی‌ها انسان‌ها را به دو دسته با خواسته (باهدف) و بدون خواسته (بی‌هدف) تقسیم کرده‌اند به نظر صحیح نمی‌باشد کاوش‌های صورت‌گرفته چنین ایده یا انگاره‌ای را تأیید نمی‌کنند، بهر حال همه انسان‌ها در هر شرایطی که باشند خواسته‌ای دارند، چنانچه در بحث خودمان (مقوله اعتیاد) هر مصرف‌کننده مواد مخدر نیز خواسته‌ای دارد که می‌خواهد به آن دست یابد که از مصرف مواد مخدر نشئه شود و یا حداقل به تعادل نسبی و موقتی نائل گردد. مهم این است که از میان خواسته‌ها با حس سالم، خواست سالم را گزینش و انتخاب کنیم و برای دستیابی به آن و رسیدن به نتیجه، باید محکم و قوی با گام‌های استوار حرکت کرد، در حرکت آمادگی برخورد با موانع و مشکلات و تحمل هزینه‌های آن را داشته باشیم. با حرکت راه هم نمایان خواهد شد.
گـر مــرد رهـی میان خون بایـد رفــت از پـای فتــاده سرنـگــون بایـد رفــت
تـو پای‌به‌راه در نــه و هیـچ مپـــرس خود راه بگویـدت که چـون بایـد رفــت
برای شروع حرکت، اطلاعات کلی و شناخت مسیر راه کافی است. درنظرگرفتن تمام جزئیات و ورود به آن، نه لازم است و نه امکان‌پذیر. در غیر این صورت از حرکت پروا خواهیم داشت و در جا خواهیم زد.
یک ورزشکار برای کسب عنوان قهرمانی به‌صرف خواستن به نتیجه نمی‌رسد! بلکه با تمرین و ممارست و تحرک و پایداری در برابر مشکلات و سختی‌های فراوان و بالارفتن نقطه تحمل، بدن خود را به سرحد آمادگی کامل برساند تا در مسابقات و رقابت‌ها به نتیجه شایسته و دلخواه خود دست یابد.
در نگاه به تاریخ و مطالعه سرگذشت شخصیت‌های برجسته ملت‌ها در حوزه‌ها و زمینه‌های مختلف، در خواهیم یافت که هیچ‌کدام از این شخصیت‌ها یک‌شبه و به‌آسانی و صرف داشتن نبوغ و خواست به کمال مطلوب دست نیافتند، بلکه همه آنها با حرکت و تحمل سختی‌ها و مشکلات و گذر از آن به چنین جایگاه‌هایی نائل گردیده‌اند.
از ادیسون جمله معروفی نقل می‌کنند که گفته بوده. «آنچه سبب موفقیت من شد ۹۹ درصد تلاش (حرکت) و یک درصد نبوغ بود.»
فرهنگ ما ایرانیان نیز، اشاره‌های زیادی دراین‌خصوص دارد از جمله آنکه گفته شده؛
نابــرده رنـج گنج میسـر نمی‌شود مزد آن گرفـت جـان بـرادر که کار کـرد
زندگی فقط با تحرک و حرکت در راستای نیل به خواست، معنا و مفهوم می‌یابد و هر انسانی در حرکت به‌سوی خواست سالم و رسیدن به نتیجه، معنای زیبای ایمان، عقل و عشق را نیز با تمام وجود درک خواهد نمود.
مولای متقیان علی (ع) آنانی را که بدون هیچ تحرکی به آینده چشم دوخته‌اند، امیدواران دروغین نامیده‌اند. زیرا انسان چیزی را به دست نمی‌آورد مگر با سعی و تلاش خودش و این وعده الهی است.
حرکت اساس هستی است و اگر در هستی حرکت نباشد هیچ‌گونه تغییر و تبدیلی شکل نمی‌گیرد.
انسان هم به‌عنوان جزئی از هستی نمی‌تواند فاقد حرکت باشد، در این صورت به تعبیری که در کتاب عشق آمده؛ مانند صخره گلی فرو خواهد ریخت و با حرکت راه نمایان می‌گردد، اما مسیر حرکت هم هموار نیست.
برای رسیدن به نتیجه، عبور از گذرگاه‌های سخت و گاه تحمل شکست اجتناب‌ناپذیر است.
برای توصیف و مشکلات که ضمن حرکت به‌سوی نتیجه، نمایان می‌گردند مثال جالبی در CD نتیجه بیان شده با این مضمون که فردی در یک محلی برای شروع کسب‌وکاری، مغازه‌ای برپا می‌نماید و ممکن است دیری نپاید و در مدتی کمتر از یک ماه در نزدیکی و حتی روبروی چنین مغازه و کسب‌وکاری، فرد دیگری مغازه‌ای با همان حرفه و کسب‌وکار دایر کند، اولین مسئله و مشکلی که بروز می‌دهد بازار کسب‌وکار مغازه فرد اول، تحت‌تأثیر قرار می‌گیرد که بعد از حرکت این نتیجه مشهود می‌گردد.
گاهی در ابتدای حرکت ممکن است، نتیجه بالائی مشاهده بشود و زمانی هم نتیجه حرکت هم به‌جای صددرصد، به ۴۰ یا ۳۰ و یا ۲۰ درصد نیز کاهش یابد و این مصداق همان ضرب‌المثل شیرین فارسی است که در رجزخوانی و یا فخرفروشی کاربرد دارد که جوجه‌ها را آخر پاییز می‌شمارند، زیرا در فصل تابستان ممکن است ۲۰ جوجه سر از تخم درآورند؛ ولی تا پاییز بسیاری از آنها دچار آسیب‌های گوناگون بشوند و از بین بروند و تعداد اندکی از آنها باقی بماند؛ بنابراین خردمندانه نیست که انسان به نتیجه و یا نتایج آنی کار و یا کارها فریفته و دل‌بسته گردد و باید به پایان کار نظر داشته باشد و زمانی نتیجه را قطعی و مسلم بداند و به آن متکی باشد که از گذر آزمون و رویدادها عبور کرده و به ثبات و دوام رسیده باشد. بهر حال اگر در پایان کار انسان به ۲۰ درصد نتیجه موردانتظار برسد نتیجه مطلوب عایدش گردیده است.
انسان‌های خردمند و فرزانه از اوج‌گیری نتیجه، در حرکت فریفته نمی‌شوند و از حضیض آن نیز ناامید نمی‌گردند. این انسان‌های پاک‌سرشت می‌دانند که به دنیا آمده‌اند تا به کمال برسند، آن گاه شکست را هم در مسیر حرکت، تجربه‌ای موفق می‌پندارند و از آن واهمه و پروا نخواهند داشت و با سرافرازی از آن عبور خواهند نمود و بر این باورند که فقط کسانی که جرئت شکست‌خوردن را دارند موفق می‌شوند.
علی (ع) مولای متقیان می‌فرماید؛ «هنگامی که راه‌ها بسته می‌شود گشایش‌هایی نیز پدیدار می‌گردد» و هم او نیز می‌فرماید؛ «هر عقده تنگ آخر گشایش یابد و در پی هر تنگی و گرفتاری راه چاره‌ای خواهد بود.»
دمســاز شــود طالـــع ناســـاز آخــر دور خـوشی تــو گـــردد آغـاز آخـر
هـر عقـده که تنگ اسـت گشایـش یابد هر راه که بسته اسـت شـود بـاز آخـر
در اینجا لازم است اشاره شود که بهتر است، انسان خواست خود را به اجزاء یا دسته‌هایی با مراحلی تقسیم نماید و پله‌پله در رسیدن به خواست حرکت نماید، تا سرانجام به نتیجه نهائی نائل گردد، با یک پرش و جهش چندین پله را نمی‌توان هم‌زمان پیمود و مطمئن از حصول نتیجه‌ای مطلوب و قطعی گردید.
در ادامه به چند نکته با مورد که لحاظ‌کردن آنها در حرکت، می‌تواند برای حصول نتیجه پایدار یا بهتر بگویم قطعی، مؤثر واقع گردد، اشاره خواهد شد.
۱- در هنگام حرکت بایستی خواست انسان سالم و کاملاً واضح و مشخص باشد
۲- انسان بر خواست سالم خود متمرکز و با تمام وجود خواهان نیل به آن باشد
درست مانند انسان تشنه‌ای که به دنبال یافتن آب تلاش می‌کند در جهت تحقق خواست سالم حرکت کند
۳- در مسیر حرکت گاهی به چندین راه برخورد می‌کنیم که مجموعه این راه‌ها را به می‌توان به دوراه عمده، ارزشی و ضد ارزشی یا الهی و شیطانی تقسیم کرد.
برای حرکت به‌سوی خواست سالم باید از مسیر درست و الهی (ارزشی) حرکت کرد، زیرا از مسیر کج و غلط یا مسیر ضد ارزش‌ها نمی‌توان به ارزش‌ها رسید.
۴- با تمرین و ممارست باید نقطه تحمل خود را بالا ببریم تا در هنگام حرکت، آماده گذر از سختی‌ها و تحمل آن باشیم.
۵- افزایش دانائی مؤثر تضمین‌کننده حرکت در مسیر ارزش‌ها و نیل به خواست سالم و نتیجه مطلوب خواهد بود، لذا باید مکانیزم یا سازوکار افزایش دانائی مؤثر را کاملاً بشناسیم و از آن در جهت افزایش دانائی مؤثر خود، استفاده کنیم.
۶- هنگام حرکت در مسیر ارزش‌ها، مشکلات را نباید لعنت خداوند تلقی کرد و از ادامه راه خسته و منصرف گردید.
۷- در حرکت همواره در نظر داشته باشیم که آخر امر، امر اول اجرا می‌شود.
۸- به هر جایگاه یا نقطه‌ای که در نتیجه حرکت در جهت صعود و ارزش‌ها نائل می‌گردیم ما را برخوردار از انرژی پتانسیل مثبت می‌نماید؛ لذا باید به‌خاطر داشته باشیم که پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است و این حرکت‌ها و جهت آن همچنان باید تداوم یابد.
فرایند یا مسیر نیل به نتیجه با مفهوم دیگری با عنوان جاذبه تکمیل می‌گردد، مفهوم جاذبه و نیروی حاصل از آن یک قانون کلی در سرتاسر نظام‌آفرینش است و آثار حیرت‌انگیزی دارد.
در حوزه علوم طبیعی و فیزیک، جاذبه از پرت‌شدن ما در فضا جلوگیری می‌کند، اساس حرکت اجرام آسمانی است و پدیده‌های گردش زمین به دور خورشید و چرخش ماه و ماهواره‌ها به دور زمین و در مدارهای معین، جذر و مد دریاها و اقیانوس‌ها و... همه و همه تحت‌تأثیر این قانون است و با آن توجیه و تفسیر می‌گردد. اگر نیروی جاذبه نبود صرف‌نظر از چالش‌های این موضوع، تمام اجرام آسمانی در فضا معلق و بدون حرکت باقی می‌ماندند، از تغییرات فصلی و پیدایش شب‌وروز خبری نبود و خلاصه آنکه در فرایند طبیعی، نیروی جاذبه در حیات و زندگی موجودات کره خاکی نقش اساسی دارد.
در حوزه علوم‌انسانی، مفهوم جاذبه همراه با دافعه به شکل دیگر وارد گردیده است. موجودات در هستی از جمله انسان چه در صور آشکار و چه در صور پنهان که در کتاب عشق سایه‌ها نامیده شده‌اند، دارای قدرت جاذبه و دافعه هستند. موجودات (سایه‌ها) از طریق قدرت جاذبه، خواسته‌های خودشان را جذب می‌نمایند و در حقیقت جاذبه، خواسته موجودات را نمایان می‌سازد و حس به‌عنوان نیروی گیرنده، این خواسته‌ها را دریافت و به جهت پردازش و صدور فرمان به عقل منتقل می‌نماید.
صرف‌نظر از اینکه پردازش و واکنش (صدور فرمان) عقل در انسان‌های مختلف با یکدیگر متفاوت و متمایز است. انسان‌ها به لحاظ قدرت جاذبه و احساسی که در پی آن به وجود می‌آید نیز با یکدیگر فرق دارند؛ بنابراین انسان‌های مختلف از میان رشته‌های تحصیلی، شغلی، حرفه‌ای، ورزشی، هنری و عشق و... یکی را که جاذبه دارد و حسشان آن را دریافت نماید، انتخاب می‌کنند و به آن دل می‌بندند پس جاذبه و احساس ناشی از آن، در انتخاب‌ها و دلبستگی‌ها و علاقه و نیز پدیده عشق در انسان نقش مؤثر و تعیین‌کننده دارد.
هر انسانی که بخواهد دیگران به او احساس نشان بدهند، باید دارای جاذبه باشد و آن را نمایان و متجلی سازد. زنان به طور معمول برای نشان‌دادن جاذبه‌های خود به لباس پوشیدن و آراستگی ظاهری و خوشبو بودن، اهمیت می‌دهند و در مقابل متکی به مردی می‌شوند که دارای اعتمادبه‌نفس و توان و قدرت کافی بوده و از شخصیت لازم برخوردار باشد تا در شرایطی از آنها پشتیبانی نماید، عواملی چون زیبایی‌اندام و هیکل و حتی پول و ثروت، نمی‌توانند به تنهائی تحقق‌بخش چنین جاذبه‌ای باشد.
رایحه مطبوع، سخن دلنشین، وقار و متانت و موسیقی و آهنگ‌های خوشایند، آراستگی ظاهری و وارستگی باطن، از جمله مؤلفه‌های جاذبه است و در مقابل بوی ناخوشایند (بوی عرق بدن و....)، تلخی زبان، سبک‌سری و نخوت، اصوات و صداهای دلخراش، آشفتگی ظاهری (لباس نامرتب و کثیف) و عدم وارستگی در زمره عناصر دافعه است.
بی‌گمان جاذبه و دافعه در برقراری ارتباط و مناسبات بین افراد جوامع مختلف، نقش تعیین‌کننده و اساسی در فرایند نیل به نتیجه مطلوب دارد. چنین به نظر می‌رسد که مؤلفه‌های جاذبه و دافعه که در مشاغل و حرفه‌ها و جایگاه‌های مختلف بکار گرفته می‌شود، لزوماً یکسان نیست و با یکدیگر فرق دارد؛ مثلاً رابطه بین معلم و شاگرد حتی در مقاطع مختلف در سطوح دبستان و دبیرستان و بین استاد و دانشجو در دانشگاه و بین قاضی و ارباب‌رجوع در محاکم قضائی و... متمایز از یکدیگر است.
در کنگره 60 راهنمائی تازه‌واردین در اولین مرحله از فرایند درمان قرار دارد، هرچند زمان آن نسبت به کل مدت درمان بسیار اندک و ناچیز است؛ ولی تأثیر آن در راهنمایی تازه‌واردین بسیار مهم و کلیدی است و به همین منظور، پروتکلی برای این مرحله تدوین گردیده تا راهنمائی و جذب تازه‌واردین در مسیر درست و صحیح انجام پذیرد و نتیجه و بهره مطلوب از آن حاصل گردد.
کنگره 60 راهنمایان و کمک راهنمایان را از دسترس نامتعارف و خارج از چارچوب کنگره و شماره‌تلفن و موبایل دادن به رهجو و ردوبدل‌کردن جُک و SMS بین راهنما و رهجو و خشم بی‌مورد نهی و بر حذر می‌دارد و در مقابل کاربرد شیوه کنترل، تشویق و تنبیه همراه با هم و در صورت نیاز و لزوم رهجویان توسط راهنما را توصیه می‌نماید تا ابهت و اقتدار راهنما نزد رهجویان خدشه‌دار نگردد؛ زیرا هر رهجویی نیز دوست دارد تا راهنمایش از اعتمادبه‌نفس و توان کافی برخوردار باشد تا جذب او گردد. در گلستان سعدی در باب جاذبه و دافعه مطلب جالبی بیان شده است؛
«خشم بیش از حد گرفتن وحشت آرد و لطف بی‌وقت هیبت ببرد. نه‌چندان درشتی کن که از تو سیر گردند و نه‌چندان نرمی که بر تو دلیر گردند.»
بدیهی است رعایت چنین شرایطی می‌تواند در جذب و کمک به رهجو، تولید و زایش لژیون، تأثیر عمیقی داشته باشد.
خرد جهانی بر طیف وسیعی از ارزش‌ها و ضد ارزش‌ها اتفاق‌نظر دارد و جاذبه و دافعه آنها را پذیرفته و به رسمیت شناخته و صحه گذاشته است. ولی گاه نیز مشاهده می‌شود که بعضی خصائل و ویژگی‌ها، در یک جامعه ارزش محسوب می‌شود و در جامعه دیگر همان خصائل و ویژگی‌ها نه‌تنها فاقد ارزش است، حتی ضد ارزشی شمرده می‌شود؛ بنابراین جاذبه و دافعه در پاره‌ای از موارد تابع فرهنگ و آداب‌ورسوم و عرف جامعه نیز قرار می‌گیرد و در فرایند نیل به نتیجه، باید این مهم لحاظ گردد. انسان ذاتاً و فطرتاً، حقیقت‌جو و خواهان رشد و تکامل است و احکام و قوانین الهی بستری لازم را برای رساندن انسان به کمال حقیقی فراهم می‌آورند و طبیعی است که این احکام برای انسان‌هایی که قادر به اداره و مهار غرایز حیوانی خود باشند دارای جاذبه و بالعکس برای انسان‌های فاقد این توانائی دارای دافعه باشد.
قوانین و مقررات و حرمت‌هایی که به‌منظور تنظیم و تسهیل مناسبات، تعمیم عدالت، برقراری امنیت، رفاه و آسایش و... در جوامع مختلف وضع و به مورد اجرا گذاشته می‌شود، مورد استقبال انسان‌ها و شهروندان قانونمند واقع می‌گردد و از جاذبه لازم برخوردار خواهند بود و در مقابل انسان‌هایی که قانع به حقوق خود نیستند از وضع و اجرای قوانین ناراضی بوده و نسبت به آنها دارای دافعه هستند.
از دیگر عوامل تأثیرگذار در ایجاد جاذبه و نیل به نتیجه استفاده از پدیده‌های علمی است. در نظام‌آفرینش آسمان و زمین قوانینی وجود دارند که هر کدام از یک حقیقت بی‌کران و غیرقابل‌تغییر ناشی می‌شوند و بر راستی و درستی دلالت می‌کنند و نام علم را دارند. هر کدام از این قوانین، جاذبه و محصولی (پدیده‌ای) را با خود حمل می‌کنند که در گذر تاریخ توجه انسان‌های اندیشمند و کاوشگر را به خود معطوف نموده و محصولات (پدیده‌های) آنها به شکل اثری ماندگار به بشریت اهدا گردیده است. تاریخ بشریت سرشار از تکرار کشف و آشکارشدن این قوانین است و بی‌تردید کشف این قوانین و آثار آنها تا انتهای حیات بشریت تداوم خواهد یافت.
بیماری اعتیاد که سال‌هاست گریبان‌گیر انسان‌ها در جوامع مختلف است و مراکز علمی جهان از ارائه روش قطعی برای درمان آن ناامید و عاجز باقی‌مانده‌اند. صورت‌مسئله این بیماری و نیز روش قطعی درمان آن (DST) توسط بنیان‌گذار کنگره 60 بر پایه‌ای علمی مطرح و مشخص گردید، استوار بودن روش DST بر پایه‌ای علمی یعنی دلالت بر راستی و درستی سبب گردید تا این روش برای همه کسانی که خواهان رهائی از بیماری اعتیاد هستند، جاذبه داشته باشد، به‌طوری تاکنون بالغ بر بیش از صدهزار نفر در کشور ما با این روش به درمان قطعی بیماری اعتیاد خود رسیده‌اند.
حضور در میادین ورزشی و کسب عناوین قهرمانی اعضای کنگره 60، بیانگر اعتبار علمی روش DST و جاذبه‌های آن در حل معضل این بیماری است. به اعتقاد کنگره 60 و تجربه نیز نشان داده است که روش DST برای درمان اعتیاد بی‌بدیل و اثری پایدار و ماندگار دارد، ولی روش‌های دیگر مانند قطع ناگهانی مصرف مواد مخدر (سقوط آزاد)، فاقد پایه علمی است و بر اساس شور و هیجان مصرف‌کننده مواد مخدر اتفاق می‌افتد و دوام آن، یک هفته و یا حداکثر دو هفته بیشتر نخواهد بود و در صورت اصرار به مقاومت، وسوسه برگشت مجدد به مصرف مواد مخدر را در کسانی که با این روش، مصرف مواد مخدر را کنار گذاشته‌اند، برای همیشه زنده باقی خواهد گذاشت؛ لذا روش DST در رسیدن به نتیجه درمان اعتیاد جاذبه دارد و روش‌های دیگر فاقد جاذبه است.
در قوانین جذب حوزه علوم‌انسانی نیز گفته می‌شود که انسان در زندگی خود، افراد، ایده‌ها و موقعیت‌هایی را جذب می‌کند که با افکار و اندیشه‌های غالب او هماهنگ و هم سنخ باشند.
در کنگره 60 مصرف‌کنندگان مواد مخدر در طول مدت درمان (حدود ۱۱ ماه)، روش DST و پله‌های آن را تجربه می‌کنند و این روش، افکار و اندیشه (روان) آنها را تحت‌تأثیر قرار داده و در آن نهادینه می‌گردد. به‌طوری که بخش اعظم و اغلب افکار مصرف‌کنندگان مواد مخدر به آن معطوف می‌شود؛ لذا طبیعی است که بر اساس چنین قانون یا نگرشی آنها آمادگی پیدا کنند تا ضد ارزش‌ها را پله‌پله حذف و در جهت ارزش‌ها با همان کیفیت صعود نمایند.
تجربه کنگره 60 نشان داده است که با روش DST نه‌تنها مصرف مواد مخدر، بلکه سیگار نیز درمان می‌یابد و در همین تجربیات مشهود است که مصرف‌کنندگان مواد مخدر که در ابتدا به دلیل وابستگی شدید به مواد مخدر و اعتیاد به سیگار، قادر به روزه‌گرفتن نبوده‌اند و روزه برایشان جاذبه نداشته است. تحت‌تأثیر روش DST و در گام‌های نخست، روزه‌گرفتن را به‌صورت درصدی آغاز و به‌تدریج به روزه‌گرفتن کامل نائل می‌گردند.
فکر می‌کنم تا حدودی نقش و تأثیر جاذبه در مسیر و فرایند نیل به نتیجه روشن شده باشد. اگرچه در نظر داشتم که دامنه بحث به موضوعات مرتبط دیگری مانند «ذاتی یا اکتشافی بودن جاذبه و دامنه»، «تأثیر جاذبه و دافعه بر شخصیت»، «چگونگی شکل‌گیری جاذبه و دافعه»، «شخصیت کاریزماتیک و مفهوم جاذبه» نیز کشیده شود؛ ولی به دلیل اطاله کلام فعلاً از این کار صرف‌نظر و آن را به فرصتی دیگر موکول می‌نمایم.
آنچه را در پایان بحث می‌خواهم به آن اشاره کنم این است که؛ نتیجه حرکت و تلاش انسان را نه‌تنها به حاشیه امن در تأمین معیشت و همچنین نیل به خواست سالم یاری و رهنمون می‌سازد؛ بلکه چندین نتیجه مطلوب و ارزشمند دیگری برای انسان در پی دارد؛ از جمله، رخوت و سستی را در انسان از بین می‌برد و بر عزت و اعتمادبه‌نفس و شخصیت او نزد دیگران می‌افزاید و به زندگی‌اش از طریق دوست‌داشتن آن چیزی که در آن تلاش و فعالیت می‌کند، نشاط و شادی می‌بخشد و صفای باطن و نرمی و خشوع را جایگزین قساوت و سختی دل می‌نماید و نهایتاً حرکت و تلاش در مسیر ارزش‌ها و صراط مستقیم انسان را به‌سلامتی و آرامش و آسایش و عشق سوق و هدایت می‌نماید.

نویسنده و تایپ: راهنمای محترم همسفران عطا (لژیون ۵)

ویراستاری: همسفر علی (لژیون ۶)

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .