جلسه چهاردهم از دوره دهم سری کارگاه های آموزشی عمومی کنگره 60 ویژه مسافران و همسفران نمایندگی پرند، با استادی راهنمای محترم مسافر علی، نگهبانی مسافر امید و دبیری مسافر علی با دستور جلسه "وادی پنجم و تاثیر آن روی من : تفکر قدرت مطلق حل نیست بلکه توام با رفتن و رسیدن آن را کامل می کند" شنبه 27 تیر ماه 1405 ساعت 17:00آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام علی هستم مسافر
سلام میگویم و خداوند را شاکرم که به بهانهٔ جلسه با دستور جلسه وادی پنجم و تولد مصطفی عزیز، امروز در خدمت شما عزیزان هستم تا خدمت کنم و آموزش بگیرم.
.jpg)
پیشتر باید بگویم که بسیار خوشحال هستم که کنگره در حال اضافه کردن شعاع است و امروز در نمایندگی پرند هستیم و این راه ادامه دارد . با اینکه اکثر نمایندگیها بهخاطر شرایط کشور متأسفانه با مشکلاتی مواجه بودند که اکنون در حال رفع است که بزرگترینِ آنها هم نبودِ اُتی بود. به جز شرایط جنگی، اکنون با توجه به اینکه شرایط اندکی متعادل شده است و آقای مهندس هم در هر چالشی راهکاری مناسب ارائه میدهند و همواره در تلاش هستند، خدا را شکر از این مرحله نیز به سلامت عبور خواهیم کرد.
مسافران عزیز و سفراولیهای گرامی، دستکم اگر شربت نمیرسد، با روشی که آقای مهندس ارائه کردهاند (که کلیپ آن نیز موجود است) شربت اُتی تهیه میکنند تا کسی با مشکلی مواجه نشود.
دستور جلسه وادی پنجم است و جلسه امروز دو بخش دارد: نخستین سال رهاییِ مصطفی عزیز و وادی پنجم.
به قول سعدی، انسان ذاتاً همواره در حال حرکت است. تصویر ذهنیمان باید این باشد که اگر شخصی قطع نخاع شود یا قطعِ نخاع داشته باشد و بر بستر دراز کشیده باشد کاملاً در دنیای ذهنی خود به سر میبرد و بیحرکت است اما شاید دنیای ذهنیاش بسی وسیعتر باشد؛ یعنی دائماً در حال تفکر است، اما نمیتواند حرکت کند.
تمام چیزهایی را که تفکر میکند یا میسازد، خود متوجه است که نمیتواند آنها را عملی سازد. حرف تا عمل فاصله دارد، و اساس زندگی بر پایهٔ حرکت است. ظرفیت انسان زمانی که حرکت میکند معنا مییابد؛ اگر حرکت نکند، هیچ کارساز نیست. اما حرکت، پیشنیازهایی دارد؛ از جمله اینکه آیا مسیر درست یا غلط را انتخاب کردهایم که وادی اول تا چهارم به آن اشاره کرده است.
اما این امر شرطی است؛ بدین معنا که ممکن است کاری از دید برخی درست و از دید برخی نادرست باشد. این موضوع به ساختار نظام ارزشی افراد بازمیگردد. برخی امور، مانند صراط مستقیم، اگر اشتباه باشند، انسان را به قهقرا میبرند و تمام تلاش مهندس بر این است که انسان در مسیر درست و مستقیم گام بردارد. اما امور شرطی هستند و باید تفاوت این دو را دریافت. برخی میپرسند تصمیم درست چیست؟ گاهی به کسی میگویند: «حاضری صدمیلیون یا دویست میلیون بگیری و بروی جای مجللی نگهبانی کنی؟» برخی میپذیرند و میگویند بهترین کار این است که پول را بگیریم و برویم؛ اما برخی میگویند: «چرا وقتم را در آنجا بگذرانم و آزادیام را از دست بدهم؟»
آیا میتوان گفت یکی درست و دیگری نادرست میگوید؟ این بستگی به تفکرات هرکس دارد. برای برخی ارزش، پولآوری است و برای برخی، رشد و پویایی. ممکن است کسی تصمیم دیگری بگیرد. بنابراین، درستی و نادرستی، بسته به شرایط و ساختار ارزشهای ماست.
سخنرانانِ ارزشی، هرکدام از زاویهای سخن میگویند؛ یکی میگوید اگر پول میخواهی یا آرامش مادرت، باید فلان کار را بکنی. کسی که مادرش برایش اولویت دارد، آن کار را درست میداند و با شور و اشتیاق انجام میدهد؛ اما اگر مادر برای کسی ارزش نباشد، تصمیمی دیگر میگیرد و هر دو هم از نگاه خود درست انتخاب کرده اند.
ما در حرکت، ارزشها را میشناسیم. اگر در ساحل قدم میزنی و چیزی از دور میدرخشد، اگر نروی و نبینی، ممکن است پشیمان شوی و مدام با خود بگویید که نکند چیز گرانبهایی بود.
حرکت، ظرفیت میآفریند و آن را بزرگ میکند. مثال میزنم: با یک لیوان چقدر آب از دریا میتوان برداشت؟ با یک کوزه چطور ؟ هرچه ظرف بزرگتر باشد، برداشت هم بیشتر است. ظرفیت، با حرکت و تفکر ایجاد میشود.
در وادی پنجم، مهندس میفرمایند اگر نمیدانید کاری درست است یا غلط، آن را انجام ندهید؛ اما باید بدانیم این قاعده در مسیر صراط مستقیم و ارزشهاست، نه در امور روزمره. بسیاری مینشینند و حرکت نمیکنند و بعد به جایی نمیرسند و میگویند نمیدانستم درست است یا غلط. در حالی که وقتی حرکت کنی، متوجه میشوی. کنگره را وقتی میشناسی که وارد شوی و سه جلسه مهمان باشی؛ پس از یک ماه، دو ماه، سه ماه، متوجه درستیِ مسیر میشوی و ادامه میدهی. وادی پنجم به مواردی چون خودداری ،غیبت، تجسس، صبر و پس انداز اشاره دارد. اگر در مسیر غیرارزشی هستی، هر جا هستی بایست ۱۸۰ درجه برگردی. اگر مصرفکنندهای و میدانی که این راه اشتباه است، با علم به آن، باید بازگردی و در ادامه هم از آن مسیر خودداری کنی. دستکم هفتاد درصد مسیر را اگر حرکت کنی، به نتیجه میرسی.
قسمت دوم تولد یک سال رهایی مسافر مصطفی:
اما بخش دوم، تولد مصطفی عزیز است.
دو سال پیش من در نمایندگی حر بودم و مصطفی هم مدت زیادی بود که در آنجا سفر می کرد و با راهنماهای بسیاری هم درگیر بود و دستوپنجه نرم میکرد اما به درمان نمی رسید. من هم او را زیر نظر داشتم و فکر هم نمیکردم که روزگار بچرخد و شعبه پرند تاسیس شود و من هم به اینجا بیایم و او هم به نمایندگیِ پرند بیاید و در لژیون سوم سفر کند و من هم به عنوان راهنما با او همراه شوم.
.jpg)
اوایل ورود به لژیون مثل گذشته ناآرام بود اما با چالشهایی که داشتیم، توانست منظم شود و بعد از دو ماه مرتب و منظم بشود و سفر خوبی را هم پشت سر بگذارد. اما کسانی که سخت سفر میکنند، باید مراقب باشند. سفر اول تا قطع مواد هیچ اتفاق خاصی نمیافتد؛ تازه به نقطهٔ صفر میرسیم و از آنجا باید به سمت مثبتها حرکت کنیم.
برخی میپندارند که درمان تمام شده و مسیر را رها میکنند؛ در حالی که مهندس میفرمایند باید یک سال در کنگره ماند تا آموزشهای اولیه فراگرفته شود. پس از رهایی، تازه متوجه میشویم که کتاب های کنگره دربارهٔ چیست. اگر غفلت کنیم، دوباره مهمان کنگره و همان صندلی میشویم و باید از نو راهنما انتخاب کنیم و سفر کنیم چون آگاهیِ لازم برای پرهیز از مصرف را نداریم. مصطفی به خاطر مشکلات مالی کمی درگیر است، اما امیدوارم تولدش، آغاز بازگشت و خدمتگزاری باشد تا این صندلیها خالی نمانند و بتوانیم به دیگران کمک کنیم.
از اینکه سخنانم را گوش کردید، سپاسگزارم.
.jpg)



.jpg)
تایپ و ویرایش و بارگزاری : مسافر میلاد لژیون دوم
مرزبان خبری : مسافر مجید
- تعداد بازدید از این مطلب :
304