English Version
This Site Is Available In English

علت تخریب‌های گسترده شیشه، افزایش مصرف‌کنندگان آن بود

 علت تخریب‌های گسترده شیشه، افزایش مصرف‌کنندگان آن بود

دومین جلسه از دوره هجدهم کارگاه‌های آموزش خصوصی همسفران‌آقا، نمایندگی شادآباد؛ به استادی راهنما مسافر فرهاد، نگهبانی همسفر افشین و دبیری همسفر محمد، با دستور جلسه «تخریب‌های شیشه و مخدر‌های جدید و درمان آن با متد DST» پنجشنبه 25 تیرماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۴:۰۰ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

هنوز آن حس و حالی را که در آخرین جلسه در بخش همسفران آقا به عنوان استاد جلسه تجربه کردم به یاد دارم؛ حسی که انصافاً در جلسات دیگر تجربه نکرده بودم. اما درباره دستور جلسه "تخریب‌های شیشه و مخدرهای جدید": معمولاً ما در دستور جلسات هفتگی به بخش‌های عمومی‌تر می‌پردازیم، اما گاهی از برخی زوایای مهم غافل می‌شویم. یکی از آن بخش‌ها که در این هفته دوست داشتم درباره‌اش مشارکت کنم، بحث مخدرهای جدید و ارتباط آن‌ها با شیشه است که همگی ما (همسفران و مسافران) در خانواده، دوستان و آشنایانمان شاهد آن بوده‌ایم.
به یاد دارم سال‌های ۸۳ و ۸۴ بود که شیشه به‌صورت عام وارد ایران شد؛ در آن زمان هنوز در داخل تولید نمی‌شد. اوج رواج آن سال‌های ۸۶ و ۸۷ بود که استفاده از آن بسیار عمومی شد. علت تخریب‌های گسترده شیشه، افزایش سریع مصرف‌کنندگان آن بود. اولین بار که شیشه را دیدم، به من گفتند که این ماده مخدر نیست! شمال بودم و داشتم خانه‌ای می‌ساختم؛ دوستانم از تهران آمده بودند و همان‌جا اولین بار آن را امتحان کردیم. دیدم اصلاً میلی به مواد اصلی خودم ندارم و اشتیاقی برای مصرف آن‌ها ندارم؛ خوشحال شدم و فکر کردم این یک ماده جدید و متفاوت است.
سال ۸۷ و ۸۸ که مستند "شوک" پرده از جنایات هولناک مصرف‌کنندگان شیشه برداشت، این ماده اصلاً مخدر محسوب نمی‌شد. جرایمی که برایش در نظر می‌گرفتند، جرایم دارویی بود؛ مثلاً اگر از کسی ۱۰۰ گرم شیشه می‌گرفتند، نهایتاً از او تعهد می‌گرفتند و جریمه‌اش حدود ۵۰ هزار تومان بود. این رفتار ناشی از ناآگاهیِ هم در میان مردم و هم در سیستم نظارتی بود. بسیاری از آن به‌عنوان داروی لاغری استفاده می‌کردند و حتی در آرایشگاه‌های زنانه رواج پیدا کرده بود. آقای مهندس دژاکام از همان قدیم هشدار داده بودند که "سونامی شیشه در راه است"، اما تا زمانی که جنایت‌ها، سر بریدن‌ها و فجایع خانوادگی رخ نداد، ساختار برخورد با آن تغییر نکرد و به‌عنوان مخدر شناخته نشد.
سال ۸۴ وقتی این ماده آمد، کسی نمی‌دانست چیست و قیمت بسیار بالایی داشت. این قیمت بالا باعث شده بود عده‌ای گول بخورند و فکر کنند مصرف این ماده نشانه باکلاسی است؛ آن‌ها نمی‌دانستند چه بلایی بر سرشان می‌آید. آن زمان هر گرم طلا ۱۱۰ هزار تومان بود، اما قیمت یک گرم شیشه ۱۶۰ هزار تومان! این ماده که از تایلند می‌آمد، بسیار مخرب بود؛ به‌طوری که یک گرم آن کافی بود تا چهار پنج نفر را کاملاً ویران کند.
یک شریک بسیار باشخصیت و مؤدب داشتم که ۱۵ سال با هم کار کرده بودیم؛ آن‌قدر میان ما احترام بود که بعد از ۱۵ سال هنوز همدیگر را "آقا" خطاب می‌کردیم. این بنده خدا تریاک مصرف می‌کرد، اما وقتی در شمال شیشه به او دادند، تا ساعت ۶ صبح با خودش بیلیارد بازی می‌کرد و اصلاً خسته نمی‌شد! تازه ساعت ۷ صبح که من از خستگی می‌خواستم بخوابم، به من گفت: "همان‌طور که چشمانت را بسته‌ای، اجازه بده برایت حرف بزنم." یعنی فک و دهانش دست خودش نبود و اگر حرف نمی‌زد، شاید حالش بدتر می‌شد یا سکته می‌کرد. این ماده بسیار مخرب است و خیلی‌ها به خاطر عدم شناخت، ضربه‌های مهلکی از آن خوردند.
همزمان با شیشه، ماده دیگری هم آمد که بعداً به "کراک" معروف شد؛ اوایل به آن می‌گفتند "کریستال".
منظورم از مطرح کردن این خاطرات این است که برای کسب آگاهی هیچ‌وقت دیر نیست. همین الان اتفاقات مشابهی پیرامون ما در جریان است که بسیار خطرناک‌تر از گذشته هستند. مواد جدیدی آمده که نه نیاز به جا و مکان دارد، نه آتش و حرارت؛ مصرف‌کنندگانش هم اغلب دانشجوها و دانش‌آموزان دبیرستانی هستند. خدا را شکر می‌کنم که آقای مهندس هر روز مسائل را به ما یادآوری می‌کنند و پیش‌بینی‌هایی دارند که شاید ما بعدها به عمق آن‌ها پی ببریم.
همه شما می‌دانید که در یکی دو سال گذشته، آقای مهندس چقدر بر روی مسافران خانم تأکید دارند. ایشان می‌دانند که در آینده سونامی اعتیادِ خانم‌ها را در پیش داریم؛ همان‌طور که سونامی شیشه را داشتیم. به همین دلیل است که این‌قدر بر گسترش شعبات مربوط به مسافران خانم تأکید دارند و شرایطی فراهم کرده‌اند که بعد از سال‌ها، آن‌ها بتوانند مشارکت کنند.
امیدوارم ما بتوانیم از این آموزش‌ها بهره ببریم. مخصوصاً شما همسفران که بالاخره پیرامونتان حداقل یک نفر مثل منِ مصرف‌کننده وجود داشته است؛ حواستان به این مخدرهای جدید باشد، چرا که با یک جست‌وجوی ساده خیلی راحت در دسترس قرار می‌گیرند.
شنیدم کسی می‌گفت "گل می‌کشم، چیزی نیست!"؛ اما من امروز مطالعه می‌کردم که ماده اصلی روان‌گردان‌هایی مثل گل، حشیش و امثال آن، همان "کانابیس" یا همان "THC" است. میزان THC در بوته شاهدانه‌ای که به‌صورت سنتی سال‌ها در کشور ما کشت می‌شد، حالا به‌صورت صنعتی دست‌کاری شده و میزان تخریب و وابستگی آن، ۱۳۰ برابر بیشتر از حشیش سنتی قدیم است.
بیش از این وقتتان را نمی‌گیرم؛ ممنون از توجه شما.

تایپ و بارگذاری: همسفر نیما
سایت همسفران آقا نمایندگی شادآباد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .