جلسه ششم از دوره دهم سری کارگاه های آموزشی عمومی کنگره 60 ویژه مسافران نمایندگی پرند، با استادی راهنمای محترم مسافر میلاد ، نگهبانی موقت مسافر میلاد و دبیری موقت مسافر محمد رضا با دستور جلسه " تخریبهای شیشه و مخدرهای جدید و درمان آن با روش D.S.T" چهارشنبه ۲۴ تیر ماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان میلاد هستم مسافر و خدا را شاکرم که امروز این فرصت به من داده شد تا در این جایگاه خدمت کرده و آموزش بگیرم.

امروز، سخن از تخریبهای شیشه و مواد مخدر جدید است و درمان آنها به یاری روش D.S.T که تنها روش عملی و ممکن در این عرصه است.
خود من، روزگاری مصرفکنندهٔ شیشه بودهام و به خوبی می دانم که این ماده، با همهٔ مواد دیگر، تفاوتی بنیادین و عمیق دارد.
موادی هستند که انسان را از حالت تعادل طبیعی خارج میکنند و او را به نشئگی و تغییرات لحظهای میکشانند؛ مانند الکل، قرصهای روانگردان و مواد مخدر سنتی.
اما شیشه، در ابتدا، محرک نامیده شد؛ گفتند که تحریککننده است، باعث تحرک و تکاپو میشود و انسان را به انجام کارهای غیر معقول ترغیب مینماید.
در آن روزگار، بسیاری بر این باور بودند که شیشه مادهای بیخطر است و اعتیادآور نیست.
اما آقای مهندس، با دیدی فراتر و نافذ، پیش از آنکه تخریبهای شیشه آشکار شود، هشدار دادند و به ستاد مبارزه با مواد مخدر صریحاً فرمودند که سونامی شیشه در راه است؛ اما در آن زمان، کسی باور نکرد و این هشدار، چنان که باید، جدی گرفته نشد..
ایشان بعدها فرمودند که شیشه، نه محرک است و نه مخدر، بلکه مخرب است؛ یعنی تخریبگر وجود و بنیان و ساختار وجودی انسان.
تعریف مخدر، آن است که انسان را از تعادل خارج کند و تغییراتی در خلق و رفتار او پدید آورد. اما شیشه، فراتر از این تعریف است و بنیان وجود را میگسلد؛ گاه چنان تخریبی به جا میگذارد که بازگشتی ممکن نیست و انسان را تا مرز نابودی پیش میبرد و جایگاه حواس را جا به جا می کنند.
من که تریاک، کراک و هروئین را تجربه کرده بودم، ترسم از مواد ریخته بود و با جرأت بیشتری به سراغ مواد جدید میرفتم. اما شیشه، به دلیل ناآشنایی با جسم و انرژی خود و اینکه نمیدانستم که اگر خواب از من گرفته شود چه بلایی بر سر کالبد دوم و روح من خواهد آمد مرا سالها درگیر کرد.
انسان برای دریافت انرژی و ترمیم سلولهای خود، باید بههنگام بخوابد و بههنگام بیدار شود تا روح از جسم جدا گردد و سیری در عالم دیگر داشته باشد. اما شیشه، این نظم طبیعی را برهم میزند و روح را در جهانی دیگر رها میسازد، بیآنکه جسم آگاه باشد.
در آن جهان، چه بسا جنگی رخ دهد و درگیریهای ذهنی شکل گیرد و اینجا، در جهان مادی، جسمی بیگناه قربانی شود؛ و ما از این حقیقت غافلیم و نمیدانیم که اعمال ما در این جهان، چه بازتابی در جهانهای دیگر دارد.
آقای مهندس فرمودند که اگر معتاد بمیری، معتاد باقی خواهی ماند. چه بسا که تریاکی بمیرم و شیشهای بیدار شوم و این چرخهٔ معیوب، ادامه یابد. این حقیقتی است که تنها با نگاه به پیشینهٔ وجودی و سیر تکامل روح درک میشود؛ تخریبهایی که گاه به دو هزار سال، پنج هزار سال و بیشتر میرسند و اثرات آن در اعماق وجود باقی میماند.
ما در کنگره، آگاه شدیم که مصرف مواد، به ویژه شیشه، آثاری بر جای میگذارد که گاه قابل جبران نیست. به کسانی که سالهاست با سقوط آزاد ترک کردند و سمزدایی نمودند نگاه کنید؛ چهرهٔ آنان بازنگشته و نشانه مصرف بر چهره و رفتارشان باقی مانده است بر خلاف کنگره که با ورود فرد و فقط تنها با گذشت 2 هفته تمام چهره و رنگ و روی فرد تغییر پیدا می کند و ساختار های به هم ریخته نظم پیدا می کند.
همانگونه که بدن، استخوان شکسته را خود ترمیم میکند و جراح تنها استخوانها را در کنار هم قرار میدهد، سیستم ایکس بدن نیز با کمک داروی اوپیوم که در سه وعده به مصرفکننده داده میشود، سلولهای آسیبدیده را بازسازی می کند و بافتهای تخریبشده را ترمیم مینماید. ما تنها شرایط را فراهم میکنیم و بدن، خود، معجزهٔ بازسازی را به انجام میرساند.
مغز در مصرف شیشه، بسیار آسیبپذیر میشود و سلولهای آن تخریب میگردند؛ اما در این روش، مغز ترمیم میشود و کارکردهای از دست رفته، بازمیگردند.
نمونهٔ زندهٔ آن، خود من هستم و هزاران نفر دیگر که در کنگره شیشه را کنار گذاشتهاند و به بهبودی کامل دست یافتهاند.
برخی از تخریبهای شیشه عبارتند از: باز شدن غیرعادی دریچهٔ پروستات، خروج همزمان ادرار و اسپرم، شکاکی شدید، دوقطبی یا چندقطبی شدن، از دست دادن اشتها، بیخوابی و تخریب سیستم فیزیولوژی بدن. این تخریبها، حتی پس از قطع مصرف، سالها همراه مصرفکننده باقی میمانند؛ اما در کنگره، با روش دی اس تی، این تخریبها بازسازی میشوند و فرد به تعادل میرسد.
امروز، من که روزگاری شیشه مصرف میکردم و به عمق تخریبهای آن پی بردهام، در کنار مصرفکنندگان شیشه مینشینم و هیچ واکنشی نشان نمیدهم؛ چراکه دیگر ذرهای از اعتیاد در من باقی نمانده است و سیستم وجودی من، به گونهای بازسازی شده که هیچ کششی به سمت مواد ندارد.
چندی پیش، مهمانی داشتیم که در ماشین من، شیشه مصرف کرد و مدام نگران بود که مبادا من وسوسه شوم. او با اضطراب از من میخواست که از ماشین خارج شوم و در معرض دود شیشه قرار نگیرم. اما من به او گفتم: این ماده برای من، از پفک نیز بیارزشتر است و هیچ لذتی در آن نمیبینم. باور کنید که هیچ واکنشی به آن نشان ندادم و دلم حتی ذرهای به سوی آن نرفت. اگر ذرهای از اعتیاد درون من بود، به سمت شیشه کشیده میشدم و واکنش نشان میدادم؛ اما امروز، چنین نیست و من در امنیت کامل به سر میبرم.
این روش، برای همهٔ مواد، اعم از قدیم و جدید، مشروب یا مخدر، کارآمد است و هیچ مادهای نیست که در برابر روش دیاس تی مقاومت کند.
تا صد سال و دویست سال دیگر، اگر مادهٔ جدیدی پدید آید و تخریبهای تازهای به وجود آورد، کنگره۶۰ با روش دیاس تی، پاسخ آن را خواهد داشت و میتواند درمانی مؤثر ارائه دهد؛ زیرا این روش، بر پایهٔ شناخت عمیق از ساختار وجودی انسان و سیستمهای انرژی او بنا شده است.
گواه این مدعا، هزاران انسان سرفراز و بهبودیافتهای هستند که با سند حضور و زندگی سالم خود، این حقیقت را ثابت کردهاند؛ چهرههایی که پس از سالها مصرف، با روش دیاس تی بازسازی شدهاند و همچنان روشن، شاداب و متعادل به زندگی ادامه میدهند.
ممنون که به صحبتهای من گوش کردید.



تایپ و ویرایش و بارگزاری : مسافر میلاد لژیون دوم
مرزبان خبری : مسافر مجید
- تعداد بازدید از این مطلب :
118