جلسه دوم از دور نهم کارگاههای آموزشی خصوصی مسافران نمایندگی معدن فیروزه با استادی مسافر عباس و نگهبانی مسافر یونس و دبیری مسافر محمدرضا با دستور جلسه: شیشه و مخدرهای جدید و درمان آن با روش دیاستی یکشنبه تاریخ 1405/4/21 ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد
سلام دوستان عباس هستم یک مسافر
خداوند را شاکرم که امروز هم به من فرصت داد که در این جایگاه قرار بگیرم و خدمت کنم و آموزش بگیرم. خوشحالم که این خدمت به من رسید تا فراموش نکنم که کجا بودم و با تخریب چه موادی پا به کنگره گذاشتم. دستور جلسه در مورد مصرف شیشه و مخدرهای جدید و درمان آن با روش دی اس تی است. من خودم از سن ۱۴ سالگی و در حین تحصیل مصرف مواد داشتم و همین مساله باعث شد که مسئولین مدرسه متوجه این مسأله شوند و حاشیههایی نیز به وجود آمد که من ترک تحصیل کردم و بیشتر غرق مواد شوم. در همان سن پایین یکی از دوستانم به من مصرف شیشه را پیشنهاد داد و بعد از اولین مصرف تا چهار شبانهروز نه چیزی توانستم بخورم و نه لحظهای توانستم بخوابم. در ادامه شخص دیگری به من مصرف هروئین به همراه شیشه را بهمنظور دستیابی به لذت و نشئگی بیشتر پیشنهاد داد و مصرف هروئین نیز به تخریبهای من اضافه شد. مصرف این مخدرهای مخرب بهکلی تعادل را از من گرفته بود و تخریبهای زیادی به جسم و روان من زده بود. از کوچکترین این تخریبها خراب شدن دندانهایم بود که بر اثر مصرف شیشه دچار آن شدم.

پدرم همیشه من را به یک کمپ ترک اعتیاد میبرد و بیش از دهها بار این اتفاق تکرار شد تا در نهایت شخص مسئول کمپ پیشانی پدر من را بوسید و به او گفت لطفاً دیگر پسرت را اینجا نیاور چراکه او درستشدنی نیست و بقیه افراد را نیز خراب میکند. او را به حال خودش رها کن تا هر مسیری که میخواهد برود. همانگونه هم شد و پدرم به من گفت من فراموش میکنم که چنین فرزندی داشتم چراکه مایه آبروریزی او بودم. در ادامه مصرف مواد مختلف مصرف قرص خواب به تعداد زیاد در طول شبانهروز نیز به تخریبهای من اضافه شد و بارها پیش میآمد که در حین مصرف مواد به خواب فرو میرفتم و باعث سوختن فرش در محل مصرف موادم میشدم که همین مساله باعث شد که بهتدریج در خیلی از آن مکانهای مصرف نیز جایی نداشتم چراکه باعث ضرر و زیان بودم. تا این که به لطف خدای بزرگ کنگره در سر راه من قرار گرفت و برای درمان وارد سفر اول شدم. در ابتدا بسیاری از کنار و گوشه به گوشم میرسید که همه منتظر بودند که بهزودی به مصرف شیشه و هروئین برگردم. حتی دوست قدیمی دوران مصرفم به همسرش گفته بود که من با شناختی که از عباس دارم مطمئنم که او مصرف قرص یا مواد دیگری دارد وزندگی او بدون مصرف مواد امکانپذیر نیست و باورکردنی نیست. بله همینطور است و باورکردنی نبود اما اینجا در کنگره آموختیم که چیزی که در کنگره اتفاق میافتد باوری در ناباوری است و شیوهای که جناب مهندس ابداع کردهاند برای درمان تمام مواد مخدر با هر درجه تخریب است چراکه من مسافر را در سه ضلع جسم و روان و جهانبینی به درمان میرساند. کنگره ۶۰ به معنای واقعی من و خانوادهام را نجات داد و همه مدیون کنگره ۶۰ هستیم و همیشه باید قدردان کنگره ۶۰ باشم. همین مسئله است که باعث شده من در طول این سه سال کنگره را رها نکنم و وقتی کسانی را میبینم که بعد از دریافت نشان رهائی حضور در جلسات را ترک میکنند برایم جای تعجب و البته ناراحتی دارد. من مسافر همان شخص زمان مصرف هستم و فقط تغییرات کمی در جسم و روان من شکلگرفته و هنوز در بحث جهانبینی راه درازی در پیش دارم که باید با اتصال به کنگره آن را طی کنم.
ممنونم که سکوت کردید و به صحبتهای من گوش دادید
عکاس: مسافر مهدی
تایپ: دبیر سایت مسافر ابوالفضل
ویراستاری، نگارش متن و ارسال مطلب: نگهبان سایت راهنمای محترم مسافر حسین
مرزبان کشیک: مسافر علیاصغر
- تعداد بازدید از این مطلب :
111