پنجمین جلسه از دوره نهم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی الیگودرز با استادی مسافر محسن و نگهبانی مسافر فاضل و دبیری مسافر امین با دستور جلسه 《 شیشه و مخدر های جدید و درمان با روش dst 》 روز یکشنبه ۱۴۰۵/۴/۲۱ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.
سخنان استاد:
سلام دوستان محسن هستم یک مسافر
خداوند را شاکر و سپاسگزارم که مسیر کنگره را برایم هموار کرد تا بتوانم از درد اعتیاد نجات پیدا کنم، از آقای وحید راهنمای سفر اولم تشکر میکنم، از نگهبان و دبیر هم تشکر میکنم که این بستر را برای من فراهم کردند.
دستور جلسه: در مورد شیشه و مخدرهای جدید و درمان آن با متد dst است،مواد مخدر شیشه در زمان جنگ جهانی دوم تولید شد و برای سربازانی بود که در جبهه بودند برای اینکه از حالت طبیعی خارج شوند و بتوانند بیشتر بجنگند زمانی که من با شیشه آشنا شدم میگفتند که شیشه مورفین ندارد و من هم به خیال اینکه شیشه مورفین ندارد و آن موقع شیره مصرف میکردم میخواستم شیره را کنار بگذارم به شیشه روی آوردم و ندانستم که این چه موادی است و روی من چه تاثیراتی دارد، من شغلم حبوبات است و روزهای اولی که شیشه مصرف میکردم دیدم که یک انرژی بسیار زیادی به من میدهد و اصلاً خسته نمیشدم از این مسئله خوشحال بودم اما از آینده خبر نداشتم، کمکم گذشت تا مصرف من بالا رفت و هیچکس را دیگر قبول نداشتم، دوست را دشمن میدیدم و دشمن را دوست، تاثیری که شیشه روی من گذاشته بود این بود که دوستانم را دشمن میدیدم و دشمنانم را دوست و نمیفهمیدم که چه کاری دارم انجام میدهم، شب کلی برنامه میریختم و فردا کاملاً برعکس میشد و نمیخواستم این را قبول کنم، تاثیر دیگری که روی من داشت این بود که منزوی و گوشهگیر شده بودم حتی پدر مادر و خانواده را هم قبول نداشتم یعنی حرف هیچکس را قبول نداشتم فقط ساقی بهم میگفت این جنس خوب است میگفتم که این مرا دوست دارد و دارد درست میگوید.
همه راههای ترک را رفتم ولی موفق نشدم یک روزی برای اینکه همسفرم را آرام کنم گفتم بیا برویم کنگره ۶۰ ولی آنجا هم ماندگار نشدم بعد از آن خانهام را عوض کردم دو روز بستری شدم ولی به محض اینکه از بیمارستان مرخص شدم دوباره شیشه مصرف کردم هیچ جوری نمیتوانستم ترک کنم روزهای آخر مصرفم با گریه مصرف میکردم و میگفتم خدایا یک راهی جلوی پای من بگذار میگفتم خدایا یک پای مرا قطع کن تا نتوانم شیشه تهیه کنم کسانی که شیشه کشیدند متوجه میشوند که چه میگویم تا اینکه اذن و اجازه این صادر شد و به کنگره آمدم و توانستم به درمان برسم و به لطف خدا و راهنمای محترمم توانستم به رهایی برسم.
اوایل میگفتم مگر میشود منی که روزی چند گرم شیشه میکشم داروی اوتی جوابگوی من باشد، سفرم را شروع کردم تمام حسهایم بسته بود من در سفر اول با همه میجنگیدم هیچکس را قبول نداشتم فقط هرچه راهنما میگفت قبول میکردم و برای راهنمای سفر اولم فرمانبردار خوبی بودم، من ۱۴ سال شیشه مصرف میکردم و به واسطه همین مصرف همه حسهایم بسته شده بود و آخر تاریکیها را دیدم، کاسبی خوبی داشتم خانه و زندگی خوبی داشتم و همه اینها از دستم رفت و به اعماق تاریکیها رسیدم و برای اینکه باید قدم قدم حرکت میکردم این آزارم میداد من زمانی که به الیگودرز آمدم برای سفر اولم حتی کرایه ماشین هم نداشتم ولی اذن و اجازه صادر شده بود تا بتوانم به کنگره بیایم و فکر میکنم اولین رهایی شعبه الیگودرز من بودم به سختی رهایی گرفتم ولی زمانی که با این متد dst درمان شدم تازه متوجه شدم رهایی یعنی چه، من تازه بعد از رهایی متوجه شدم که زندگی یعنی چی، هیچ کجا نتوانست مرا درمان کند و ما باید در مقابل متد dst سجده شکر به جای بیاوریم، روزگاری که من گذراندهام اینجا برایم عین بهشت است ممنون و سپاسگزار جناب مهندس هستم و راهنمایان کنگره که راه را به همه ما نشان میدهند بدون هیچ مزد و منتی خدمت میکنند.
در سفر اول میگفتند که درمان سیگار مکمل درمان است ولی من متوجه این نشدم و نتوانستم سیگارم را درمان کنم ولی بعداً به لطف خدا توانستم آن را درمان کنم، یک توصیه به بچههای سفر اول میکنم مخصوصا آنهایی که شیشه یا مواد صنعتی استفاده میکنند تنها راه درمان، کنگره ۶۰ و متد dst است، از اینکه به صحبتهای من گوش کردید از همه شما سپاسگزارم.
.jpg)
تایپ: مسافر حمید
ویرایش: مسافر مهدی
عکس: مسافر حمید
تنظیم و ارائه: مسافر حجت
مسافران نمایندگی الیگودرز
- تعداد بازدید از این مطلب :
71