در میان مواد مخدری که امروزه رواج گستردهای یافتهاند، آیس، شیشه یا «کریستال» از پرمصرفترین و خطرناکترین آنهاست. این ماده که در اروپا و آمریکا بیشتر به نام آیس شناخته میشود، مهمترین ترکیب آن آمفتامین است. در تقسیمبندی مواد مخدر، شیشه را در دسته مواد «محرک» قرار میدهند، اما در واقعیت، اثرات تخریبی آن بسیار فراتر از یک محرک ساده است.
تفاوت مصرفکننده شیشه با سایر مواد مخدر، مانند هروئین و تریاک در این است که این ماده باعث افزایش شدید و غیرطبیعی سطح دوپامین در مغز میشود. این جهش عظیم دوپامین، فرد را به آستانه روانپریشی یا اسکیزوفرنی میبرد و باعث بروز توهمات واهی و اختلالات دوقطبی یا چندقطبی میگردد. شیشه علاوه بر تخریب سیستم عصبی، به سیستم ایمنی بدن نیز حمله کرده و آسیبهای گستردهای به ارگانهای مختلف وارد میکند.
یکی از بارزترین ویژگیهای مصرفکننده شیشه، «سوءظن شدید» نسبت به اطرافیان است. به دلیل حضور در وضعیت توهم کامل، فرد در واقع از واقعیت دور میشود. با این حال، نکته متناقض اینجاست که بسیاری از آنها باور دارند معتاد نیستند؛ اما در عین حال تمایل به درمان دارند. جامعه امروز با این معضل روبهرو است و خوشبختانه کنگره ۶۰، راه درمان این بنبست را یافته است. متاسفانه امروزه بسیاری از جوانان با این باور اشتباه که شیشه اعتیاد ایجاد نمیکند یا فاقد مورفین و بیخطر است، به مصرف آن روی میآورند. آنها نمیدانند که با چه هیولایی روبهرو هستند. شیشه همچون «سونامی وحشتناکی» است که دامنگیر جوانان شده و جامعه را با بحرانی عمیق در حوزه مواد مخدر مواجه کرده است.
از دیدگاه آقای مهندس دژاکام، تنها راه نجات و درمان مصرفکنندگان شیشه، متد کنگره و استفاده از «اپیوم تینکچر» است. فردی که در چرخه مصرف مستمر شیشه قرار میگیرد؛ به دلیل تخریب شدید مسیرهای عصبی و از کار افتادن «قوای ذهنی»، توانایی تفکر درست و اراده برای ترک را از دست میدهد؛ به همین دلیل بدون متد قادر به رهایی نیست. یکی از فجایع اجتماعی این است که بسیاری از مصرفکنندگان تریاک با این تصور غلط که میتوانند با مصرف شیشه اعتیاد به تریاک را کنار بگذارند، به سراغ این ماده رفتند و در نهایت دچار اعتیادی «سختتر و تخریب بیشتر» شدند.
مسافر من نیز درگیر همین چرخه شد. مصرف او به حدی افزایش یافت که گاهی سه تا چهار روز متوالی بیدار میماند، در مسائل بیمورد دخالت میکرد و کاملاً «اختیار» خود را از دست داده بود. پس از اتمام مواد، دچار خوابهای طولانی میشد و پس از بیداری دوباره در چنگال «خماری» میافتاد و مجبور به تهیه مواد میشد. این اجبار در مصرف و تخریبهای جسمی و روانی سنگین، زندگی من و فرزندانم را به جهنم تبدیل کرده بود. مسافر من داراییهای مادی زیادی داشت که همگی را از دست داد؛ اما تلختر از آن این بود که اعتبار، غیرت، آبرو و جوانیاش را به بهای سنگینی پرداخت کرد.
نویسنده: همسفر حمیده رهجوی راهنما همسفر صدیقه (لژیون ششم)
رابط خبری: همسفر حلیمه رهجوی راهنما همسفر صدیقه (لژیون ششم)
ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر طاهره (لژیون نهم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی خلیجفارس بوشهر
- تعداد بازدید از این مطلب :
84