مهمترین مطلبی که برای ما وجود دارد، این است که ما بتوانیم با محبت از قلبها وارد شویم هیچ فردی با خشم و زور نمیتواند از قلبها وارد شود.
انسانها همه دارای دو چهره هستند؛ یک چهره بسیار خشمآلود، طوفانی و طغیانی و یک چهره بسیار آرام و متین. من تصور میکنم، اصلاً انسان بد وجود ندارد انسانی که منشأ و ریشهاش، تمام وجودش، بدی باشد اصلاً خداوند خلق نکرده است.
کاری که شما با محبت میتوانید انجام دهید، با خشم، عصبانیت و دعوا نمیتوانید انجام دهید، ولی باید راه آن را یاد بگیرید. وقتی میگویم محبت کنید، نه اینکه فقط محبت کنید وقتی یک شیر درنده حمله میکند، دیگر بامحبت نمیشود برخورد کرد. انسانها همه خوب هستند انسانها بد نیستند برخورد ما چگونه است؟ با برخورد خود میتوانیم انسانها را تحریک کنیم یا میتوانیم انسانها را پر کنیم. ما در کنگره۶۰ درمانگر، پزشک، مددکار و مشاور نداریم در کنگره یک راهنما و یک رهجو داریم. راهنما کسی است که راه را نمایان میکند و نشان میدهد. رهجو کسی است که جوینده راه است، کسی که راه را بلد نیست و دنبال راه میگردد.
اولین وظیفه رهجو این است که راه را پیدا کند؛ راه درمان اعتیاد، راه خروج از تاریکی، راه خروج از ترس، راه خروج از حقارت، راه خروج از نفرت اگر خواست این راه را پیدا کند، آن زمان میتواند وارد کنگره۶۰ شود.
وقتی که یک رهجو وارد کنگره۶۰، میشود اولین کار این است که سه جلسه مهمان کنگره۶۰ است. به این دلیل میگوییم سه جلسه، چون به او فرصت میدهیم که ببیند کنگره۶۰ را قبول دارد یا ندارد، اصلاً میتواند درمان انجام دهد یا نه. پس وقتی که به
کنگره۶۰ آمد، سه جلسه را مهمان است میتواند بیاید یا نیاید، هیچ تعهدی ندارد در آن زمان رهجو نمیشود، بلکه او تازه وارد میگویند، زیرا معلوم نیست که بماند یا برود.
بعد از سه جلسه، راهنما انتخاب میکند. رهجو راهنما را بر مبنای احساسش انتخاب میکند باید به حس خودش اعتماد بکند. هیچکس حق ندارد که برای رهجو بگوید که پیش فلان راهنما بروی بهتر است.
رهجو باید هدف داشته باشد. رهجو بدون هدف نیست.
وقتی رهجو وارد کنگره۶۰، شد تا زمانی که به کنگره۶۰ میآید و به درمان میرسد، یک سری چیزها برایش ممنوع میشود. از نظر کنگره۶۰، وظیفه است که انجام ندهد؛ برای مثال اگر برای درمان به کنگره۶۰ میآید، دیگر نمیتواند بین گروه دیگری برود، نمیتواند در دو گروه همزمان باشد این از وظایف رهجو است.
رهجو وقتی وارد کنگره۶۰ میشود، هر چیزی که بیرون از کنگره۶۰ دارد را باید پشت در بگذارد. بنابراین باید به کنگره۶۰، راهنما و روش درمان اعتقاد داشته باشد اگر روش درمان را قبول کرد، راهنما را قبول کرد، هرچه راهنما میگوید، رهجو باید چشم بگوید و انجام دهد. رهجو نمیتواند به راهنما پیشنهاد بدهد. باید به دارو و شربت OT اعتقاد داشته باشد اگر اعتقاد نداشته باشد، به درمان نمیرسد.
باید از متون آموزشی کنگره۶۰ استفاده کند.
وقتی اعتقاد به روش کنگره۶۰ داری، باید به جهانبینی هم اعتقاد داشته باشی باید به وادیها، حرفهای راهنما، اعتقاد کامل داشته باشی. وظیفه رهجو این است که در هفته حداقل یک سیدی گوش کند.
ما باید آموزشهای درست را بدهیم اگر میخواهیم امنیت برقرار شود، باید آموزشها حتماً داده بشود، حتماً سیدی آموزشی مورد استفاده قرار بگیرد.
رهجو باید به حرمت کنگره۶۰ اعتقاد داشته باشد وقتی در نوشتار حرمت میگوید، علیه کسی سرزنش کردن نداریم، نباید کسی را سرزنش بکند، نباید در امور دیگران تجسس بکند یا دروغ بگوید، نباید بیرون از کنگره۶۰ ارتباط برقرار شود. اگر سفر اول را درست انجام بدهی، لذتی دارد که در سفر دوم، سوم هم نیست.
شما در لژیونها آسایش و آرامش دارید. پس باید به آنها احترام بگذاریم. باید به مرزبانها اعتقاد داشته باشند و بدانند که مرزبان میتواند از آنها بازخواست کنند و در سفر آنها نقش بسیار مهمی دارند.
از وظایف رهجو است که به موقع در کلاس حاضر شود؛ یعنی رهجو باید یک ربع قبل از شروع کلاسها در شعبه حضور پیدا کند.
از دیگر وظایف رهجو این است که بداند ترافیک در کنگره۶۰ حل شده است و همینطور ساعت در کنگره۶۰ اختراع شده است. کسی که نمیتواند تایم و زمان خود را مدیریت کند، تمام حرفهایش مفت است.
یکی دیگر از وظایف رهجو این است که در کنگره خدمت کند. خدمت چیزی است که در کنگره۶۰ حال مسافر را خوب میکند.
نباید از کنگره۶۰ انتظار داشته باشید تنها انتظاری که از کنگره۶۰ میتوانی داشته باشی، این است که درمانت کند.
این از وظایف رهجو است که باید پول داروی خود را بدهد. رهجو باید خودش، خودش را درست بکند، انتظار کمک از کس دیگری نداشته باشد، خودش باید کار کند، تلاش کند تا به درمان برسد.
نکته بعدی، حمایت از سبد است ما نه از آمریکا پول میگیریم، نه از سازمان ملل، نه از دولت جمهوری اسلامی، از کسی پول دریافت نمیکنیم. پول خود افراد است.
پس حمایت از سبد جزء وظایف ما است. باید نگاه کنم، در کنگره۶۰ هزینه برق هست، آب هست، چای است و من باید حمایتش کنم.
پس وظایف رهجو هم سهل است و هم سخت است اگر به مطالب گفتهشده عمل کنید، از آب خوردن هم آسانتر است.
برگرفته از سیدی «وظایف رهجو»
نویسنده: همسفر زینب(مرزبان)
ویرایش و ارسال: همسفر سمیرا نگهبان سایت
همسفران شعبه دورود
- تعداد بازدید از این مطلب :
800