جلسه سوم از دوره سیوپنجم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی خلیجفارس بوشهر به استادی راهنما همسفر ملیحه، نگهبانی همسفر بتول و دبیری همسفر رقیه با دستور جلسه «تخریبهای شیشه و مخدرهای جدید و درمان آن با متد DST» روز یکشنبه 21 تیرماه ۱۴۰۵ ساعت 17:00 آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
ممنون از دبیر بابت ارائه خلاصه عملکرد جلسه قبل و خدا قوت به تمام عزیزان، خدا را شکر میکنم که باز هم شرایطش پیش آمد که این جایگاه و این خدمت را تجربه کنم. ممنون از تکتک عزیزان به خاطر صبوریشان؛ شرایط کمی سخت است، ولی خب اعضای کنگره همیشه ساختارشان این است که در شرایط سخت دوام میآورند. خدا قوت میگویم به همسفرانی که در آزمون شرکت کردند. خیلی عالی بود، جلسه خیلی حس خوبی داشت و پرانرژی بود. امیدوارم که تجربه خوبی برای تکتک شما باشد. ممنون از راهنما همسفر طاهره و راهنما همسفر فاطمه که خیلی زحمت کشیدند و همینطور مرزبانان که لحظهبهلحظه در کنار آنها بودند تا امتحان به خوبی برگزار شود.
تبریک میگویم به سه عزیزی که از بوشهر برای دریافت شال مغز پستهای رفتند. همسفر ثریا، همسفر نرجس و همسفر اشرف، خیلی مبارکتان باشد. تجربه خیلی خوبی است، احساسات خاصی در آن وجود دارد و خیلی چیزهای جدیدی یاد میگیرید. انشاءالله که در این مسیر موفق و پیروز باشید. در رابطه با دستور جلسه، همیشه این را راهنمایم، همسفر بتول، به من میگفتند که هر دستور جلسهای که آمد، فکر کن چرا این دستور جلسه برای تو آمده؛ برای کنگره، برای لژیون یا برای هر چیزی. برای منِ همسفر، دستور جلسه «شیشه» چه کارایی و خاصیتی دارد؟
از نگاه من، امروز این دستور جلسه دو ویژگی دارد. یکی اینکه اگر مصرفکننده شیشهای در خانواده یا فامیل داشته باشم یا حتی در خیابان ببینم، شناخت داشته باشم که یک فردی که با مواد مخدر جدید و شیشه درگیر است چه ویژگیها و رفتارهایی دارد و چطور میشود با او کنار آمد و زندگی کرد. قرار نیست همه به درمان برسند، ولی ما میتوانیم یاد بگیریم که به عنوان یک همسفر چطور در کنارشان زندگی کنیم، این یک پیام خیلی مهم است. مثلاً دورانی که خیلی کمسن بودم و مدرسه میرفتم، یک بار مدیرم فهمید که برادرم مصرفکننده شیشه است. گفت: «خب، از خانه بیرونش کنید.» تمام راهکارها همین بود؛ از خانه بیرونش کنید، مراقب خودتان باشید که یک وقت خدای نکرده سرتان را نبرد.
چیزهایی که از یک فرد مصرفکننده شیشه ساخته بودند این بود که سر میبُرد، تعادل ندارد، آدم میکُشد. ما خیلی از مسافران را دیدیم که اصلاً چنین اتفاقی برایشان نیفتاده است. ممکن است برای بعضیها هم اتفاق افتاده باشد، ولی تعدادشان خیلی کم است؛ یکی، دو یا سه نفر، درصد خیلی کمی هستند. اما بهخاطر همان چند نفر، بقیه را هم به پای آنها سوزاندند.
اگر من شناخت داشته باشم چه اتفاقی میافتد؟ ما در دستور جلسه هفته قبل، درباره «قضاوت و جهالت» صحبت کردیم. یکی از مهمترین دلایل قضاوتهای اشتباه، نداشتن شناخت است. هر روز مواد جدیدی ساخته میشود که ممکن است اصلاً اسمشان به گوش ما نخورده باشد، ولی ممکن است با آنها مواجه شویم. اگر من بدانم شیشه چیست، چه عوارضی دارد و با یک مصرفکننده چه میکند، یک نوع قضاوت دارم؛ اما وقتی ندانم، قضاوت من متفاوت میشود.
قضاوت من باعث میشود رفتارم متفاوت باشد، برخوردم متفاوت باشد و برخورد متفاوت ممکن است عواقب متفاوتی داشته باشد. اگر من آمدم یک مصرفکننده شیشه را از خانه بیرون کردم، ممکن است به من حمله کند؛ ولی اگر او را درک کردم، با او صحبت کردم، توانستم مسیر را به او نشان بدهم و یاد گرفتم چطور راه را به او نشان بدهم، ممکن است اتفاقات خیلی خوبی بیفتد. ممکن است وارد چرخه درمان شود و این به شناخت ما برمیگردد.
پس این دستور جلسه آمده برای منِ همسفر که به شناخت برسم؛ چون هیچ چیز در این دنیا ثابت نیست. ممکن است من یک روزی همسفر همسرم و مسافرم باشم، ممکن است در آینده مسافری در زندگی من به وجود بیاید که هنوز خیلی بچهسال باشد. آینده را نمیتوانم تضمین کنم، ولی اگر الان یاد بگیرم، برای آیندگان زندگی خودم هم خوب است.
یک ویژگی دیگر این دستور جلسه این است که کنگره از نظر من واقعاً یک معجزه است. روشهای کنگره ۶۰ یک معجزه است. یک روزی شیشه درمان نداشت؛ یعنی هیچ مواد مخدری درمان نداشت. وقتی پیش متخصص، پزشک یا روانپزشک میرفتی، تا اسم شیشه میآمد میگفتند: «این دیگر ته خط است، بالاتر از این نیست، برو و فقط منتظر مرگش باش.» آنها درمان را نمیدانستند و بلد نبودند؛ ولی کنگره ۶۰ که درمان را پیدا کرد، ته خط نشد و یک مسیر جدید باز شد. این دستور جلسه این پیام را میدهد که حتی اگر روزی مواد جدیدی بیاید که اسمش را نشنیده باشیم و کسی تجربهای از آن نداشته باشد، باز هم ته خط نیست. ممکن است جامعه بگوید: «ای وای، چه وحشتناک است.» اما هیچکدامشان را نمیشود گفت که قابل درمان نیستند. همه آنها قابل درمان هستند.
شیشه را چرا آقای مهندس در دستور جلسات قرار میدهد؟ چون روزی شیشه خانمانسوز شده بود، همه میترسیدند تا اسمش میآمد، ترس و رعب و وحشت در زندگیها ایجاد میشد. همه حاضر بودند فرزندشان یا همسرشان قرص B2 یا حتی مواد دیگری مصرف کند، ولی شیشه نباشد. کنگره این وحشت را از ما گرفت و وقتی ترس را از ما گرفت، توانستیم تفکر کنیم. یک مسافر توانست فکر کند. یک مسافر خودش باور نداشت که بتواند درمان شود، ولی این دستور جلسه آمد که نوید بدهد برای آیندگان؛ برای موادی که شاید اصلاً ما اسمشان را نشنیده باشیم، ولی میشود آنها را درمان کرد، با همین متد، با همین دارو.
این یک علم خیلی گسترده است که یک روش و یک دارو میتواند این همه مواد گسترده را درمان کند و همه را دربر بگیرد. این واقعاً یک معجزه است. فقط کافی است منِ همسفر، مسافر یا هر فرد دیگری که درگیر است، به این متد باور داشته باشد و سعی کند آن را انجام بدهد. این باور خیلی قدرتمند است. وقتی باور داشته باشی، حتی آن چیزی که خواستی هم میتواند اتفاق بیفتد. یادم میآید، حالا دقیق نمیدانم کدام مسافر بود، ولی در هر شعبهای اولین شیشهای که درمان میشد، میگفتند این اولین شیشهای است که در این شعبه درمان شده است. برای خودمان هم عجیب بود، ولی بعد که گذشت دیدیم پشت سر هم مصرف کنندگان مختلف شیشه درمان شدند. من هم همسرم و هم برادرم درگیر شیشه بودند و درمان شدند. این موضوع برای همه ما قابل باور و قابل حل شد.
این دستور جلسات ترس را از آدم میگیرد، امید میدهد و تکرار میکند که راه وجود دارد. واقعاً نگاهی که بعد از کنگره به یک مسافر پیدا کردم، یک نگرش آگاهانه بود؛ دیدگاهی که واقعاً میگوید اگر درکشان کنیم، دیگر نه از آنها متنفر خواهیم بود و نه قضاوتشان خواهیم کرد. دیگر این برچسبها را به آنها نمیزنیم که: «تو بیارادهای یا خانوادهات را دوست نداری.» ما درکشان میکنیم، دوستشان داریم و آنها به آغوش گرم خانواده برمیگردند. در یک مکان امن میتوانند با آرامش به درمان برسند.
اهدای لوح قهرمانی جام عقاب طلایی همسفران خلیجفارس




مرزبانان کشیک: همسفر زهرا و مسافر محمدرضا
تایپیست: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر صدیقه (لژیون ششم)
عکاس: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر طاهره(لژیون نهم)
ارسال: مرزبان خبری همسفر زهرا
همسفران نمایندگی خلیجفارس بوشهر
- تعداد بازدید از این مطلب :
180