جلسه دهم از دوره چهلوهفتم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره۶۰، نمایندگی گیلان، با استادی مسافر فرشاد، نگهبانی مسافر مهدی و دبیری مسافر محمد حسین با دستور جلسه «تخریبهای شیشه و مخدرهای جدید و درمان آن با متد DST» روز یکشنبه 21 تیرماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:

ابتدا از آقای مهندس دژاکام و خانواده محترم ایشان تشکر میکنم که با فراهم کردن این بستر موجب رسیدن من به رهایی شدند. از راهنمای خودم آقای پیمان تشکر که زحمات ایشان موجب رسیدن من به حال خوش شد. در مورد دستور جلسه ذکر این نکته ضروری است که شیشه و مخدرهای جدیدی نظیر تونی و LSD آنتی ایکس من نبوده اما بهواسطه مکانهایی که رفتوآمد داشتم چند باری آن را مصرف کردهام و بهاندازه افرادی که آنتی ایکسشان شیشه بوده، تخریبهایش را تجربه نکردهام.
به گفته آقای مهندس دژاکام، شیشه نه مخدر است و نه محرک، بلکه مخرب است؛ یعنی تخریب آن بسیار بالاست و افراد زیادی را از نزدیک دیدهام که بهواسطه مصرف شیشه زندگیشان به نابودی کشیده شده و در همین مسیر اشخاصی را هم دیدهام که با متد DST و شربت OT به درمان رسیدهاند. درحالیکه کل دنیا بر این باورند که شیشه درمان ندارد. آقای مهندس سالها پیش درباره سونامی شیشه هشدار داده بودند که یک روزی دامنگیر بسیاری از خانواده خواهد شد.
شاکر خداوندم که چنین جایگاهی وجود دارد که ما در آن بتوانیم بهراحتی به درمان برسیم. من بر این باورم که تکتک ما نفرات برگزیده خداوند هستیم که با کنگره آشنا شدهایم نهفقط برای درمان اعتیاد بلکه درس درست زندگی کردن را هم یاد بگیریم. در اوایل سفر بههیچعنوان متوجه نوشتارها و مطالبی که در لژیون موردبحث قرار میگرفت نمیشدم چون تفکرم اینگونه بود که فقط آمدهام تا موادم را کنار بگذارم، اینها چه ربطی به اعتیاد دارد.
اما امروزه به این باور رسیدهام که تمام این مطالب و آموزشهاست که راه را به ما نشان میدهد تا مسیر صحیح را انتخاب کنیم. من در بدترین شرایط از زندگیام وارد کنگره شدم و ازلحاظ مالی در زیر صفر قرار داشتم که حتی پدرم از من قطع امید کرده بود چون بر این باور بود که دیگر کاری از دست کسی برای من ساخته نیست اما راهنمایم همیشه به من امید و انگیزه میداد که اگر مسیر را درست انتخاب کنم و در راه رسیدن به هدف صحیح گام بردارم تمام مشکلات به نحوی چون معجزه حل خواهد شد.

همیشه فکر میکردم این سخنان برای این است که من درست سفر کنم و فقط مواد را کنار بگذارم. چطور ممکن است که این زندگی ازدسترفته برگردد. شاید برای همه شما اتفاق افتاده باشد روزهای اول که میخواستم در کنگره حضور یابم نیروهای منفی با تمام قوا جلوی راهم را سد میکردند تا نتوانم بیایم؛ اما هر چه جلو رفتم و در مقابلشان ایستادم نیروی مثبت وارد عمل شده و به من کمک رساندند همچون معجزه.
کمکها تا جایی ادامه یافت که بتوانم یکبهیک تخریبهای گذشته را که به خانواده و اطرافیان وارد کرده بودم بتوانم جبران کنم. تخریبهایی ناشی از عدم تعادل یا همان نشئگی و خماری دائم. بعضی از تخریبها که مالی بودند را میتوانستم ببینم اما زمانی که وارد کنگره شدم و در صراط مستقیم قرار گرفتم متوجه شدم چه کارها و خطاهایی کردهام که امروز متوجه آنها میشوم.
هرچه به جلو میروم چیزهایی میبینم و انجام میدهم که شاید چند سال قبل برایم مثل رؤیا بود و در تلاشم که بتوانم چیزهایی که در کنگره میآموزم را عملی کنم و بتوانم در اینجا خدمتگزار کوچکی باشم. هرچند زندگی که به من برگشته است را با خدمت نمیتوان جبران کرد و این حداقل کاری است که میتوانم انجام دهم در مقابل دینی که به کنگره دارم و تا زمانی که میتوانم میآیم و خدمت میکنم.
تایپ: مسافر حسین لژیون سوم
ویرایش: مسافر سعید لژیون هفتم
عکس: مسافر حسین لژیون پنجم
ارسال مطلب: دستیار مرزبان خبری، مسافر مهدی لژیون پنجم
- تعداد بازدید از این مطلب :
124