همسفر اکرم:
برداشت من از شیشه این است که شیشه یکی از مخدرهای صنعتی و محرک است که با ورود خود آسیبهای جسمی، روانی و خانوادگی فراوانی به وجود آورده و افراد زیادی را گرفتار کرده است. مصرف شیشه علاوه بر اینکه بنیان بسیاری از خانوادهها را متزلزل میکند به مرور زمان باعث بروز مشکلاتی مانند افسردگی، اضطراب، توهم، بیخوابی، کاهش اشتها و اختلال در عملکرد طبیعی بدن میشود. در آموزشهای کنگره۶۰ یاد گرفتهام که شیشه سیستمهای شبهافیونی و انتقال دهندههای عصبی بدن را دچار اختلال میکند و عملکرد بسیاری از گیرندهها و حتی چاکراها از تعادل خارج میشود به همین دلیل خواب و بیداری بهم میریزد. فرد میل به غذا ندارد و بسیاری از عملکردهای طبیعی بدن مختل میشود. مصرف طولانی مدت شیشه میتواند آسیبهای جدی به مغز، قلب، ریهها، دستگاه تنفسی و دستگاه گوارش وارد کند و خطر ابتلا به سکته، بیماریهای قلبی، مشکلات ریوی، عفونتها و اختلالات شدید روانی را افزایش دهد. همچنین در آقایان ممکن است باعث اختلال در عملکرد دستگاه تناسلی، کوچک شدن بیضهها، کاهش توان باروری و مشکلات مربوط به دفع ادرار و مایع منی شود. خداوند را شکر که در کنگره۶۰ با شناخت صحیح صورت مسئله اعتیاد و استفاده از متدDST درمان شیشه؛ نیز امکان پذیر شده است و افراد بسیاری توانستهاند به تعادل برسند و زندگی سالم خود را دوباره به دست آورند.
همسفر فاطمه:
مشارکت من در مورد سیدی تخریبهای شیشه و مخدرهای جدید و درمان آن با متد DST است. آقای مهندس میفرماید: بیشترین تخریب شیشه بر روی ذهن و روان مصرفکننده است. این ماده مخرب باعث ایجاد شک، بدبینی و سوءظن نسبت به اطرافیان میشود به گونهای که فرد تصور میکند همه در حال توطئه علیه او هستند. همچنین این افراد از هیچکس حتی از درگیری با پلیس ترس و واهمهای ندارند. به همین دلیل آقای مهندس شیشه را نه یک ماده محرک و نه یک ماده مخدر؛ بلکه یک ماده کاملاً مخرب معرفی میکنند. یکی از بزرگترین دستاوردهای کنگره۶۰ کشف متدDST برای درمان مصرفکنندگان انواع مواد از جمله شیشه است. این روش توانسته افراد زیادی را به درمان واقعی برساند و آنها را دوباره به آغوش خانواده و جامعه بازگرداند. این موضوع نشان میدهد که حتی شدیدترین تخریبها؛ نیز با روش صحیح، آموزش و حرکت تدریجی قابل درمان هستند. من همسفر نیز وظیفه دارم در کنار مسافرم روی صندلیهای کنگره بنشینم، آموزش ببینم، صورت مسئله اعتیاد را بشناسم و با افزایش آگاهی، شرایط مسافرم را بهتر درک کنم تا بتوانم آرامش را به زندگی خود، خانواده و فرزندانم بازگردانم. آقای مهندس اعتیاد را نتیجه مجرد بودن، بیکاری یا مشکلات ظاهری زندگی نمیدانند؛ بلکه معتقدند ریشه آن در ناآگاهی و بر هم خوردن سیستمهای جسم، روان و جهانبینی انسان است. سالها پیش نیز هشدار دادند که جامعه با موج گسترده مصرف شیشه روبهرو خواهد شد و تأکید کردند که این موضوع یک بحران جدی است و باید با نگاه علمی و درمان محور به آن پرداخته شود. من در کنگره۶۰ با واژه درمان به جای ترک آشنا شدم و آموختم که درمان مرحلهای بالاتر از ترک است و تعادل جایگاهی والاتر از درمان دارد. امروز به برکت آموزشهای کنگره باور دارم که با صبر، آموزش و اجرای درست متدDST رسیدن به درمان و تعادل امکانپذیر است. در پایان از خداوند میخواهم راه روشن و پرفروغ کنگره۶۰ همواره چراغ راه تمام انسانهایی باشد که به دنبال رهایی، آرامش و زندگی دوباره هستند.
همسفر میترا:
وقتی صحبت از شیشه و مخدرهای جدید میشود بسیاری تصور میکنند؛ چون این مواد ظاهر و اثرات متفاوتی دارند، پس درمان آنها نیز؛ باید متفاوت باشد؛ اما در کنگره۶۰ میآموزیم که اصل مسئله، به هم ریختگی سیستم شبهافیونی و سایر سیستمهای تولیدکننده مواد شیمیایی طبیعی بدن است. هر مادهای که به صورت مستمر مصرف شود، تعادل طبیعی جسم و روان را بر هم میزند و عملکرد طبیعی بدن را مختل میکند. شیشه یکی از مخربترین مواد محرک است که آسیبهای گستردهای بر مغز، روان و جسم وارد میکند. مصرف آن میتواند باعث بیخوابیهای طولانی، اضطراب، بدبینی، توهم، پرخاشگری، افسردگی، اختلال در حافظه، کاهش قدرت تصمیمگیری و از بین رفتن تعادل روانی شود. بسیاری از مصرفکنندگان تصور میکنند که دیگر راهی برای بازگشت به یک زندگی عادی وجود ندارد؛ اما تجربه کنگره۶۰ ثابت کرده است که هیچ انسانی غیرقابل درمان نیست، به شرط آنکه مسیر صحیح درمان را انتخاب کند و به قوانین آن پایبند باشد. متدDST بر پایه درمان تدریجی و اصولی بنا شده است. در این روش با استفاده از داروی مناسب، کاهش پلهای و منظم، رعایت زمانبندی مشخص فرصت بازسازی به جسم داده میشود تا سیستمهای آسیبدیده به تدریج به تعادل برسند. در کنار درمان جسم، آموزشهای جهانبینی نیز باعث اصلاح نگرش، تفکر و شیوه زندگی فرد میشود؛ زیرا درمان واقعی تنها قطع مصرف نیست؛ بلکه رسیدن به تعادل در جسم، روان و جهانبینی است. یکی از مشکلات رایج مصرفکنندگان شیشه این است که به دلیل بیخوابی، بیقراری، افسردگی یا فشارهای روحی، بارها با روشهای ناگهانی یا مصرف داروهای مختلف تلاش میکنند مصرف را قطع کنند؛ اما چون سیستمهای بدن هنوز فرصت کافی برای بازسازی پیدا نکردهاند معمولاً دوباره به سمت مصرف باز میگردند و این موضوع باعث ناامیدی آنها میشود. طبیعت به ما میآموزد که بدن برای ترمیم و بازسازی به زمان نیاز دارد. همانگونه که یک استخوان شکسته در مدت کوتاهی ترمیم نمیشود، سیستمهای عصبی، هورمونی و شیمیایی بدن نیز برای رسیدن به تعادل به زمان، نظم، آموزش و استمرار در مسیر درمان نیاز دارند. من باور دارم که درمان واقعی زمانی محقق میشود که جسم با متد DST و روان با آرامش و جهانبینی با آموزشهای کنگره به تعادل برسند. در این صورت حتی افرادی که سالها درگیر مصرف شیشه یا سایر مخدرهای جدید بودهاند نیز میتوانند دوباره زندگی سالم، آرام، مسئولانه و هدفمندی را تجربه کنند.
همسفر مرضیه:
مصرفکنندگان شیشه نه تنها دچار تخریبهای گسترده جسمی، روانی و عاطفی میشوند؛ بلکه آسیبهای عمیقی نیز به خانواده، اطرافیان و روابط اجتماعی خود وارد میکنند. شیشه یا متآمفتامین یکی از مخربترین مواد محرک و از پرمصرفترین مواد مخدر صنعتی است. این ماده معمولاً به شکل بلورهای شفاف، شبیه خرده شیشه یا تکههای کوچک یخ دیده میشود. مصرف شیشه باعث بروز توهمهای شدید و اختلال در درک واقعیت میشود که مهمترین آنها عبارتند از بدبینی شدید، سوءظن و توهمهای مرتبط با مسائل جنسی، احساس دائمی تحت تعقیب و تحت نظر بودن یا مراقبت شدن بخش قابلتوجهی از مصرفکنندگان شیشه را جوانان ۱۸ تا ۲۵ سال تشکیل میدهند. بسیاری از آنها به دلیل شب بیداری، فشار کاری، شیفتهای طولانی یا شبهای امتحان به مصرف این ماده روی میآورند و در ابتدا احساس انرژی، سرخوشی و افزایش تمرکز را تجربه میکنند؛ اما این احساسات موقتی بوده و بهتدریج جای خود را به وابستگی، تخریب جسم، روان و مشکلات جدی رفتاری میدهد. از مهمترین علائم مصرف شیشه میتوان به بیخوابی، توهمهای شدید، خیره شدن طولانی مدت به یک نقطه، کاهش اشتها، اضطراب، پرخاشگری، رفتارهای پرخطر و بیپروا و اختلال در قضاوت اشاره کرد. در کنگره۶۰ درمان اعتیاد به شیشه با استفاده از روش DST و دارویOT انجام میشود. این روش با بازسازی تدریجی سیستم شبهافیونی و تعادلبخشی به عملکرد جسم و روان تاکنون به درمان قطعی افراد بسیاری منجر شده است. همانگونه که آقای مهندس بیان میکند: سابقه مصرف متآمفتامین به جنگ جهانی دوم باز میگردد، در آن زمان این ماده برای افزایش بیداری و توان رزمی در اختیار برخی سربازان قرار میگرفت. از نظر علمی نیز شیشه با تحریک شدید سیستم عصبی، موجب افزایش بسیار زیاد ترشح دوپامین در مغز میشود؛ به طوری که میزان دوپامین میتواند تا حدود ۱۱ برابر حالت طبیعی افزایش یابد. همین افزایش غیرطبیعی، علت احساس سرخوشی اولیه و در ادامه تخریب شدید سیستم پاداش مغز و ایجاد وابستگی عمیق است. شیشه در کنگره۶۰ یک ماده درمان پذیر است و با طی کردن صحیح مسیر درمان، آموزش و تغییر نگرش فرد میتواند به تعادل و رهایی پایدار دست یابد.
همسفر رقیه:
خدا را شاکرم که فرصت حضور در کنگره۶۰ را دارم و همچنین خدا را شکر میکنم که مسافر من مصرف شیشه نداشته است. پیش از آشنایی با آموزشهای کنگره شناخت چندانی از این ماده نداشتم؛ اما با گوش دادن به سیدیهای آموزشی و مطالعه منابع کنگره متوجه شدم که شیشه یکی از مخربترین و خطرناکترین مواد محرک صنعتی است و آسیبهای آن بسیار فراتر از چیزی است که در ظاهر به نظر میرسد. شیشه یا متآمفتامین، یک ماده محرک بسیار قوی است که با بر هم زدن تعادل طبیعی انتقال دهندههای عصبی، بهویژه دوپامین عملکرد مغز را دچار اختلال میکند. مصرف این ماده در ابتدا ممکن است احساس انرژی، سرخوشی یا افزایش اعتماد به نفس ایجاد کند؛ اما به تدریج باعث تخریب شدید سیستم عصبی، اختلال در قدرت تصمیمگیری، کاهش تمرکز، اضطراب، بیخوابی، افسردگی، توهم و بدبینی میشود. یکی از خطرناکترین ویژگیهای شیشه این است که بسیاری از مصرفکنندگان با وجود وابستگی شدید اعتقاد دارند که معتاد نیستند و هر زمان بخواهند میتوانند مصرف را کنار بگذارند. توهمات ناشی از مصرف شیشه برای فرد کاملاً واقعی است به همین دلیل نصیحت یا هشدار اطرافیان را نمیپذیرد و به تدریج نسبت به نزدیکترین اعضای خانواده نیز دچار سوءظن و بیاعتمادی میشوند. این موضوع میتواند آرامش خانواده را از بین ببرد و حتی زمینه ساز رفتارهای پرخطر و آسیبهای جبرانناپذیر شود. گاهی این تصور اشتباه وجود دارد که چون شیشه از خانواده مواد افیونی نیست وابستگی ایجاد نمیکند در حالی که این باور کاملاً نادرست است. شیشه وابستگی بسیار شدیدی ایجاد میکند و تخریبهای جسمی، روانی و خانوادگی آن میتواند سالها ادامه داشته باشد، مگر اینکه فرد در مسیر صحیح درمان قرار گیرد. آنچه برای من ارزشمند و امیدبخش است این است که کنگره۶۰ ثابت کرده؛ حتی مصرف شیشه نیز قابل درمان است. در متدDST با استفاده از شربتOT همراه با آموزش جهانبینی و گذشت زمان فرصت بازسازی جسم، روان و نگرش فرد فراهم میشود و درمان به صورت تدریجی، اصولی و پایدار انجام میگیرد. امروز به برکت آموزشهای کنگره باور دارم که اعتیاد یک بیماری مزمن، پیشرونده و قابل درمان است به شرط آنکه فرد روش صحیح درمان را انتخاب کند، آموزش ببیند و با صبر و نظم، مسیر درمان را ادامه دهد. از خداوند سپاسگزارم که این مسیر روشن را پیش روی ما قرار داد.
رابط خبری: همسفر آسیه رهجوی راهنما همسفر مهین (لژیون هفتم)
ویراستاری و ارسال: همسفر فرزانه رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی کاشمر
- تعداد بازدید از این مطلب :
106