English Version
This Site Is Available In English

شیشه، انسان را از واقعیت دور و در تاریکی توهم گرفتار می‌کند

شیشه، انسان را از واقعیت دور و در تاریکی توهم گرفتار می‌کند

چهاردهمین جلسه از دوره چهاردهم از سری کارگاه‌های آموزشی عمومی ویژه مسافران و همسفران نمایندگی حافظ شهریار با نگهبانی مسافر حسین رضا و استادی راهنما محترم مسافر علیرضا و دبیری مسافر علی اصغربا دستور جلسه «تخریب های شیشه و مخدرهای جدیدو درمان آن با متدDST»در شنبه 20 تیر ماه سال ۱۴۰۵  راس ساعت۱6:3۰ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان علیرضا هستم مسافر،در مورد دستور جلسه «مخدر شیشه یا همان متامفتامین» باید عرض کنم که شیشه مانند یک محرک بسیار قوی در بدن انسان عمل می‌کند و تأثیر زیادی بر سیستم دوپامین و انرژی انسان می‌گذارد، عوارض مصرف شیشه در بنده به گونه‌ای بود که توهمات ساختاری ایجاد می‌شد، توهماتی که کاملاً شبیه واقعیت بودند، مصرف شیشه باعث شده بود اعصاب مرکزی بنده بیش از حد تحریک شوند و کوچک‌ترین صداها را بشنوم، حتی گاهی احساس می‌کردم صدای پای مورچه را می‌شنوم، در ابتدا تصور می‌کردم این صداها توهم هستند، اما هرچه به سمت آن‌ها نزدیک‌تر می‌شدم، شدت صدا بیشتر به نظر می‌رسید.

آقای مهندس مصرف‌کنندگان شیشه را «مصرف‌کنندگان شاخ‌دار» توصیف می‌کنند، زیرا در تاریکی قرار دارند و کارهایی انجام می‌دهند که واقعاً اختیار و کنترل آن را ندارند، بنده در دوران مصرف چندین گوشی تلفن همراه را باز کردم تا تمیزشان کنم، اما دیگر نتوانستم آن‌ها را ببندم، همچنین رفتارهایی از بنده سر زد که آسیب‌های زیادی به خانواده‌ام وارد کرد و امروز که به گذشته نگاه می‌کنم، باورم نمی‌شود آن رفتارها از بنده سر زده باشد، شیشه آب بدن را به شدت کاهش می‌دهد و مصرف‌کنندگان آن دائماً احساس خشکی دهان دارند، همچنین این ماده آسیب‌های جدی به مغز وارد می‌کند و قدرت تفکر و تعادل انسان را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

در مورد بخش دوم دستور جلسه، تولد آقا میثم عزیز، بنده چهار سال است که در شعبه حافظ حضور دارم و در این مدت افراد زیادی را دیده‌ام که با رفتار و گفتار نیک خود در ذهن بنده ماندگار شده‌اند، یکی از این عزیزان آقا میثم هستند، آنچه بیش از همه در خاطر بنده مانده، محبت ایشان است، ریشه محبت از «حب» است و حب به معنای گرایش نفس است، زمانی که این گرایش در مسیر درست قرار گیرد، به عشق تبدیل می‌شود، آنچه ما در کنگره از رفتار راهنماها و پیشکسوتان برداشت می‌کنیم، همین گرایش مثبت و محبت خالص است.

این محبت است که انسان را از تاریک‌ترین نقاط به سوی نور هدایت می‌کند و همین عشق و محبت است که به انسان توان عبور از وادی‌ها را می‌بخشد تا سرانجام به وادی چهاردهم، یعنی وادی عشق و محبت، برسد، بنده این رهایی و تولد را صمیمانه به آقا میثم و همسفر محترمشان تبریک عرض می‌کنم و برای ایشان آرزوی سلامتی، موفقیت و خدمت روزافزون دارم.

در ادامه در انتخابات نگهبانی راهنمای محترم مسافر حیدر به عنوان نگهبان جدید شنبه ها برگزیده شد

رهایی مسافر مهدی از دام اعتیاد و ورود به سفر دوم جهانبینی با راهنمایی مسافر محترم محمدرضا 

 

آخرین آنتی ایکس تریاک و حشیش، مدت سفردوازده ماه و سه روز، رهایی ده سال و یک ماه و سه روز

 

مسافر میثم:

سلام دوستان، میثم هستم، مسافر

بنده داشتم گذشته خودم را مرور می‌کردم، اتفاق‌هایی که در دوران مصرف مواد برای بنده رخ داده بود، با حال و روزی که امروز دارم، اصلاً قابل مقایسه نیست، خداوند را شکر می‌کنم، بنده در سن بسیار پایین با مواد مخدر آشنا شدم و همین موضوع باعث شد تاریکی‌های زیادی در زندگی‌ام رقم بخورد، خداوند کمک کرد تا با کنگره ۶۰ آشنا شوم و در سفر اول تنها خواسته بنده این بود که سفر بسیار خوبی داشته باشم، زیرا راه دیگری جز درمان اعتیاد نداشتم، قولی که به همسفرم داده بودم باید عملی می‌کردم و به درمان می‌رسیدم، خدا را شکر می‌کنم که به این مهم دست یافتم، این رهایی‌ها اتفاقی نیست و به تنهایی به دست نمی‌آید، رهایی در کنگره ۶۰ یک کار جمعی است، از جناب آقای مهندس، راهنماهای خودم و راهنمای همسفرم صمیمانه تشکر می‌کنم.

همسفر الناز:

سلام دوستان، الناز هستم، همسفر

بنده نیز خداوند را شکر می‌کنم که مسافرم به رهایی رسید، با وجود تمام سختی‌هایی که در این مسیر پیش رو داشتیم، لطف خداوند و آموزش‌های کنگره ما را یاری کرد، از جناب آقای مهندس، خانواده محترم ایشان و تمامی عزیزانی که در کنگره ۶۰ خدمت می‌کنند، صمیمانه تشکر و قدردانی می‌کنم.

همسفر آرزو:

سلام دوستان، آرزو هستم، همسفر

این تولد را به آقا میثم و همسفر عزیزشان صمیمانه تبریک عرض می‌کنم، ان‌شاءالله همیشه در کنار یکدیگر شاد، سلامت و موفق باشید، آقا میثم و همسفر ایشان واقعاً با جان و دل سفر کردند، خانم الناز رهجوی بسیار خوبی بودند و همین نظم و تعهد در سفر باعث شد هم خودشان و هم مسافرشان به رهایی برسند.

همسفر طاها:

سلام دوستان، طاها هستم، همسفر

از جناب آقای مهندس و همچنین راهنماهای پدر و مادرم صمیمانه تشکر می‌کنم، خدا را شکر می‌کنم که کنگره ۶۰ در مسیر زندگی پدرم قرار گرفت و باعث شد ایشان راه درمان و رهایی را پیدا کنند.

همسفر سها:

سلام دوستان، سها هستم، همسفر

از جناب آقای مهندس و راهنماهای پدر و مادرم که زحمات فراوانی کشیدند، صمیمانه تشکر می‌کنم، از خداوند می‌خواهم به تمام مسافران سفر اول کمک کند تا به رهایی برسند و دل خانواده‌هایشان شاد و آرام شود.

 

 

تهیه و تنظیم مرزبان خبری مسافر میلاد.

ویرایش خبر: مسافر محمد مهدی لژیون چهارم .

متن خبر: مسافر ابوالفضل لژیون ششم و مسافر حمید لژیون نهم.

عکس: مسافر حمید لژیون دوم و مسافر حسن لژیون دوم.

بارگزاری: همسفر پویا لژیون ششم

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .