جلسه دوازدهم از دوره دهم سری کارگاه های آموزشی عمومی کنگره 60 ویژه مسافران و همسفران نمایندگی پرند، با استادی راهنمای محترم محمد باقر ، نگهبانی مسافر امید و دبیری مسافر علی با دستور جلسه تخریب های شیشه ومخدرهای جدید ودرمان آن با متد D.S.T در روزشنبه 20 تیر 1405 ساعت 17:00آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، محمدباقر هستم، یک مسافر
ابتدا خداوند را شاکر و سپاسگزارم که بار دیگر توفیق حضور در جمع گرم و صمیمی شما عزیزان را نصیبم کرد. از ایجنت محترم، مرزبانان عزیز و بهویژه آقای میلاد خداکرمی که بنده را برای حضور در این جلسه دعوت کردند، صمیمانه تشکر میکنم. با وجود مشغلههای کاری، این دعوت را با افتخار پذیرفتم؛ زیرا خود را مدیون خانواده محترم خداکرمی میدانم. اگر محبت، اعتماد و فرصت خدمت این عزیزان نبود، شاید امروز در جایگاه یک عضو کنگره ۶۰ حضور نداشتم. افتخار دبیری آقای میلاد در اوایل سفر، یکی از عواملی بود که باعث شد در این مسیر ماندگار شوم و خدمت را تجربه کنم.

مصرف من از تریاک آغاز شد. به دلیل فعالیت در دو بیمارستان و فشار کاری فراوان، برای بیدار ماندن و تحمل سختی کار، گاهی از تریاک استفاده میکردم. اطلاعات و آگاهی درستی درباره اعتیاد نداشتم و تصور میکردم میتوانم مصرفم را کنترل کنم. اما پس از مدتی، تحت تأثیر صحبتهای نادرست اطرافیان، به این باور رسیدم که مصرف شیشه میتواند وابستگی به تریاک را از بین ببرد و حتی به اصطلاح بدن را پاک کند. همین باور اشتباه، آغاز سالها گرفتاری من در دام شیشه شد.
اولین تجربه مصرف شیشه برای من با احساس انرژی و توان کاذب همراه بود. ساعتها بدون خستگی کار میکردم، محیط کار را تمیز میکردم و احساس میکردم توانایی فوقالعادهای پیدا کردهام. اما این انرژی، واقعی نبود؛ بلکه سرمایه جسم و روانم را با سرعت زیادی مصرف میکرد و بدون آنکه متوجه باشم، مرا به سمت تخریبهای عمیقتر سوق میداد.
با ادامه مصرف، عوارض جسمی و روانی یکی پس از دیگری ظاهر شدند. تپش شدید قلب، نیاز به مصرف دارو برای کنترل علائم، مشکلات جسمی و در نهایت توهمها و بدبینیهای شدید، زندگی مرا فرا گرفت. گاهی تصور میکردم دیگران مرا زیر نظر دارند یا نیروهای انتظامی برای دستگیریام آمدهاند، در حالی که همه این تصاویر و افکار، ساخته ذهن آسیبدیده من بر اثر مصرف شیشه بود. آنچه در ابتدا به ظاهر قدرت و انرژی نشان میداد، در ادامه آرامش، امنیت و قدرت تشخیص را از من گرفت.
خوشبختانه با ورود به کنگره ۶۰ و آشنایی با روش درمانی کنگره دریچه تازهای درزندگی من باز شد. در کنگره آموختم که درمان اعتیاد، با عجله، فشار و تصمیمهای هیجانی امکانپذیر نیست؛ بلکه نیازمند آموزش، صبر، نظم، اجرای دقیق برنامه درمان و حرکت تدریجی است. این روش به من کمک کرد تا جسم، روان و جهانبینی خود را همزمان بازسازی کنم و به آرامشی برسم که سالها از آن فاصله گرفته بودم.
تجربه شخصی من این است که مصرفکنندگان شیشه، اگر آموزشهای کنگره را با دقت اجرا کنند و فرمانبردار راهنمای خود باشند، میتوانند درمان بسیار موفقی را تجربه کنند. شاید دلیل آن این باشد که تاریکیها و ویرانیهای ناشی از شیشه را عمیقتر لمس کردهاند و وقتی نور، محبت و آموزشهای کنگره را میبینند، با تمام وجود به این مسیر دل میبندند و برای حفظ آن تلاش میکنند.
امروز اگر آرامش، امید و حال خوشی دارم، همه را لطف خداوند، آموزشهای کنگره ۶۰، راهنماییهای راهنما و خدمت در این مجموعه میدانم. امیدوارم همه عزیزانی که هنوز درگیر مصرف هستند، با اعتماد به این مسیر، فرصت رهایی و بازسازی زندگی خود را به دست آورند.
از اینکه با حوصله و محبت به صحبتهای من گوش دادید، صمیمانه سپاسگزارم.



با احترام : سایت نمایندگی پرند
مرزبان خبری مسافر مجید
- تعداد بازدید از این مطلب :
58