جلسه سوم از دوره اول لژیون های سردار کنگره ۶۰ نمایندگی بجنورد به استادی مرزبان محترم مسافر حامد، نگهبانی مسافر یوسف و دبیری مسافر علی با دستور جلسه "قضاوت و جهالت" در تاریخ 18 تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۳۰ آغاز به کار نمود.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان حامد هستم یک مسافر. از ایجنت ، نگهبان سردار و دبیر و دوستانی که فرصت این خدمت را فراهم کردند سپاسگزارم تا در این جایگاه بتوانم از مشارکتها و صحبتهای دوستان بهره ببرم. دستور جلسه امروز «قضاوت و جهالت» است. اگر بخواهم ابتدا درباره قضاوت صحبت کنم، باید بگویم قضاوت دو گونه است: قضاوت درست و قضاوت نادرست. قضاوت نادرست معمولاً از ناآگاهی و نشناختن موضوع نشأت میگیرد. زمانی که ما نسبت به موضوعی شناخت کافی نداریم، بهراحتی وارد وادی قضاوت میشویم.
در کنگره، بهخصوص برای کسی که تازه وارد شده، این مسئله خیلی راحت اتفاق میافتد. نگاه انسان به اطرافیان، به راهنما، به خدمتگزاران یا به نوع عملکرد افراد معطوف میشود و گاهی بهجای اینکه تمرکز بر روی درمان و سفر خودمان باشد، شروع به قضاوت دیگران میکنیم. در حالیکه من وقتی وارد کنگره میشوم، باید بدانم هدف اصلیام درمان است.
وقتی نگاه انسان بازتر میشود، اگر همراه با آگاهی نباشد، ممکن است بیشتر به قضاوت کشیده شود. مثلاً در لژیون سردار یا در امور مالی کنگره، گاهی انسان با این سؤالها روبهرو میشود که چرا فردی با وجود توانایی مالی کمتر یا بیشتر، مبلغ خاصی را اعلام میکند. اما اگر با نگاه درست به مسئله نگاه کنیم، درمییابیم که این مشارکتها از روی عشق، خواسته و آگاهی شکل میگیرد، نه صرفاً از روی ظاهر شرایط افراد.
.jpg)
جهالت هم زمانی خودش را نشان میدهد که انسان میداند، اما انکار میکند یا عمل نمیکند. یعنی فرد میبیند که درمان در کنگره اتفاق میافتد، اما آن را انکار میکند. میداند که مشارکت مالی برای آبادانی این بنا لازم است، اما آن را به تأخیر میاندازد یا نادیده میگیرد. این همان جهالت است؛ دانستن و عمل نکردن.
من امروز میفهمم که اگر ببخشم، اگر مشارکت کنم و اگر در حد توان خود در این مسیر قدم بردارم، به آبادانی یک بنای ارزشمند کمک کردهام. هرچه دانایی انسان بیشتر شود، قضاوت و جهالت او کمتر میشود. دانایی بیشتر، سکوت بیشتر و عمل آگاهانهتر را بهدنبال دارد.
کنگره چیزی کم به ما نداده است. به ما آبرو، اعتبار، نفس کشیدن، خودشناسی و اجازه زندگی کردن داده است. اینها کوچک نیستند. پس وقتی امروز از ما خواسته میشود در مسیر خدمت، بخشش و مشارکت قدم برداریم، باید بدانیم که این یک معامله نیست، بلکه یک حرکت در مسیر رشد و دریافت بیشتر است.
من وقتی برای اولین بار در لژیون سردار شرکت کردم، شاید در حد توان خودم مشارکت کردم. اما بهمرور فهمیدم که باید قدمهایم را بزرگتر کنم، تلاش بیشتری داشته باشم و در مسیر پرداخت و بخشش، رشد کنم. چون هرچه بیشتر حرکت کنیم، دریافتی ما هم بیشتر میشود.
امروز نگاه من این است که به جای توقف و راکد بودن، در مسیر تغییر و پیشرفت حرکت کنم. همانطور که کنگره به من آموخت، انسان میتواند از ترس عبور کند و مسیر تازهای را آغاز کند. اگر دیگران مشارکت میکنند، من هم باید به سهم خودم در این حرکت سهیم باشم، چون این مشارکتها به رشد من هم کمک میکند.

مرزبان خبری: مسافر محمد
تایپ: مسافر موسی الرضا لژیون سوم
ارسال: مسافر جواد
- تعداد بازدید از این مطلب :
73