مسئله مهمی که در نظم و احترام وجود دارد این است که ما تعیینکننده هستیم که دیگران چگونه به ما نگاه کنند و احترام بگذارند! برخورد دیگران با ما بستگی به رفتار و کردار خودمان با آنها دارد، اگر منش و رفتارمان مناسب نباشد، برخورد درستی هم با ما نخواهد شد.
نکته مهم دیگری که باید یاد بگیریم اجازه گرفتن است؛ بهطور مثال زمانیکه میخواهیم وارد مکانی شویم، ابتدا باید در بزنیم و تا وقتی طرف مقابل اجازه نداده است در را باز نکنیم؛ حتی اگر اتاق فرزند یا همسرمان باشد. ما نباید به خودمان اجازه دهیم که موبایل همسر یا فرزند خود را برداشته و در آن جستجو کنیم.
نظم و احترام در هر مکانی مهم است؛ مثلاً نظم در کنگره۶۰ باعث شدهاست افرادی که قبل از ورود به کنگره انسانهای بینظمی بودهاند، اکنون مرتب و با لباس تمیز در کنگره حاضر شوند.
ما باید قبل از انجام هر کار و ارتباطی، روش صحیح چگونگی شروع آن کار و ارتباط را بیاموزیم که یادگیری مهارت زندگی، یک هنر ضروری است تا کمترین درگیری و بیشترین بهره را در زندگی خود داشته باشیم که در این صورت دچار مشکلات و رنجشی نمیشویم. انسانی که با آگاهی، صبر و تلاش حرکت کند، بیشک به نتیجه دلخواه خود خواهد رسید.
انسانها دارای ظرفیت یکسانی نیستند؛ پس هنگامیکه میخواهیم صحبت کنیم باید سه نکته را رعایت کنیم؛ «کلام مناسب، زمان مناسب و مکان مناسب» این سه مورد را باید همهجا در نظر بگیریم. انسانها در زمانهای مختلف، شرایط فکری و روحی متفاوتی دارند؛ پس باید به درون فرد برویم، یعنی او را درک نموده و بعد شروع به صحبت کنیم؛ مثلاً اگر خبر بدی را یکمرتبه به شخصی بدهیم، شاید ضربه شدیدی ببیند. طریقه درست صحبت کردن باعث میشود اختلاف یا سوءظنی بهوجود نیاید.
انسان دارای دو بخش صور آشکار و صور پنهان است. ما باید با تمام وجود سعی، تلاش و کوشش خود را به کار بگیریم تا به مرحله لازم برسیم و صور پنهان و صور آشکارمان یکی شود. اینکه درون یک چیزی باشد و بیرون چیز دیگر، درست نیست؛ بهعنوان مثال در ظاهر نشان میدهیم شخصی را دوست داریم، ولی در درون از او متنفر هستیم. کسانی که صور آشکار و پنهانشان فرق دارد، همیشه در رنج و عذاب هستند.
انسان برای اینکه درون و بیرونش یکی باشد، باید اعمال ضدارزشی مثل اعتیاد، دروغگویی، غیبت، کینه، حسادت و... را در خود بشناسد و حل نماید تا صور پنهان و آشکار با هم تطبیق پیدا کند و به آرامش بیشتری دست یابد.
مسئله مهم دیگر این است که انسان تا مطلبی را خودش متوجه نشده باشد، نمیتواند به دیگران منتقل کند؛ بهعبارتی وقتی گوینده نمیداند چه میگوید، شنونده چه میفهمد!
من از سیدی تطبیق یاد گرفتم که باید به نیروهای درون خود فکر کنیم و از قدرت آنها قوت بگیریم تا به نتیجه دلخواه دست پیدا کنیم.
نویسنده: همسفر مینا رهجوی راهنما همسفر مهدیه (لژیون هفتم)
ویرایش: رابط خبری راهنما همسفر مهدیه (لژیون هفتم)
ارسال: همسفر افسانه رهجوی راهنما همسفر مهدیه (لژیون هفتم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی وکیلی یزد
- تعداد بازدید از این مطلب :
121