جلسه پنجم از دوره دهم سری کارگاه های آموزشی عمومی کنگره 60 ویژه مسافران و همسفران نمایندگی پرند، با استادی راهنمای محترم مسافر فرهاد ، نگهبانی مسافر نیما و دبیری مسافر میلا د با دستور جلسه " قضاوت و جهالت" چهارشنبه 17 خرداد 1405 ساعت 17:00 آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد :
سلام دوستان، فرهاد هستم یک همسفر
بسیار خوشحالم که امروز در این جایگاه قرار گرفتم و این فرصت را پیدا کردم که دوباره از آموزشها و تجربیات کنگره بهرهمند شوم. از نگهبان جلسه، آقای نیما، همچنین از مرزبانان محترم و تمامی خدمتگزاران عزیز صمیمانه تشکر و قدردانی میکنم.
دستور جلسه امروز «قضاوت و جهالت» است. به نظر من، قضاوت در اصل از آنِ قدرت مطلق خداوند است و تنها اختیاری که به من داده شده، قضاوت در مورد خودم است و
همانطور که آقای مهندس میفرمایند، حتی آنچه با چشم میبینیم هم نباید بهسادگی باور کنیم؛ چه برسد به اینکه بخواهیم بر اساس آن قضاوت کنیم. این نشان میدهد که موضوع قضاوت تا چه اندازه پیچیده و حساس است. بنابراین، هرگاه بخواهیم درباره دیگران قضاوت کنیم، این عمل بیشتر از ناآگاهی و جهالت نشأت میگیرد.

البته در برخی جایگاهها، قضاوت تعریف مشخصی دارد؛ مانند قاضی که موظف است بین دو طرف داوری کند و سخنان هر دو را بشنود. اما حتی در این جایگاه نیز دیده شده که گاهی با وجود آگاهی، قضاوت نادرست صورت میگیرد. پس نمیتوانم ادعا کنم که من بهتنهایی قادر به قضاوت درست در همه امور هستم.
برداشت من از این دستور جلسه این است که اگر قرار است قضاوتی انجام شود، باید در جایگاه آن باشیم. راهنما، ایجنت یا مرزبان هرکدام در محدوده مسئولیت خود میتوانند تصمیمگیری و قضاوت کنند، اما برای منِ رهجو، ورود به مسائل دیگران و قضاوت درباره آنها نهتنها درست نیست، بلکه در کنگره عملی ضد ارزشی محسوب میشود.
یکی از مقدمات قضاوت، تجسس است. زمانی که در امور دیگران کنجکاوی میکنم، اطلاعاتی بهدست میآورم و بر اساس همان اطلاعات ناقص، ذهنم شروع به قضاوت میکند. به همین دلیل، سیستم کنگره اجازه ورود به حریم خصوصی افراد را نمیدهد، زیرا هدف اصلی، رشد و تغییر خود فرد است، نه پرداختن به دیگران.
جملهای زیبا منسوب به حضرت عیسی (ع) است که میفرماید: «چرا پر کاه را در چشم دیگران میبینی، اما تیر را در چشم خود نمیبینی؟» این جمله به من یادآوری میکند که اگر به جای توجه به دیگران، بر روی خودم کار کنم، مسیر رشد برایم هموارتر خواهد شد.
وقتی وارد کنگره میشوم و قوانین را رعایت میکنم از جمله پرهیز از قضاوت، تجسس، دروغ و سایر ضد ارزشها و کمکم مسیرم روشنتر و حرکتم درستتر میشود. اما اگر بخواهم درباره همهچیز نظر بدهم، انتقاد کنم و در واقع قضاوت کنم، از مسیر اصلی فاصله میگیرم.
در سفر اول میآموزم که صبور باشم و بیشتر گوش بدهم، و در سفر دوم به درک عمیقتری میرسم. بهنظر من، هرچه انسان دانایی بیشتری کسب میکند، فروتنتر میشود و کمتر به قضاوت دیگران میپردازد؛ حتی اگر از اشتباه دیگران آگاه باشد.
هدف این است که به درجهای برسم که بتوانم انسانها را همانگونه که هستند بپذیرم، دوست بدارم و با آنها ارتباط برقرار کنم. باید از گذرگاه قضاوت عبور کنم تا بتوانم خودم را ببینم و مسائل خودم را اصلاح کنم.
بسیاری از مشکلات ما شبیه به یکدیگر است، اما به جای صرف انرژی برای دیگران، بهتر است آن را صرف رشد خودم کنم. اگر به جایگاهی رسیدم که توان کمک و راهنمایی داشتم، آن زمان میتوانم مؤثرتر عمل کنم.
در کنگره، هر جایگاهی حرمت و حریمی دارد؛ چه در آبدارخانه، چه در مرزبانی و چه در راهنمایی. وقتی این حرمتها را رعایت میکنم و آموزشها را بهکار میبندم، بهمرور نگاه من تغییر میکند و قضاوت در وجودم کمرنگ میشود.
در نهایت، به جایی میرسم که حتی اگر در دیگران نقصی ببینم، دیگر با نگاه قضاوتآمیز به آنها نگاه نمیکنم، بلکه با درک و پذیرش، مسیر خودم را ادامه میدهم.
ممنون که به صحبتهای من گوش کردید .


با احترام : سایت شعبه پرند
مرزبان خبری : مسافر مجید
- تعداد بازدید از این مطلب :
61