جلسه هشتم از دور سیزدهم کارگاههای آموزشی خصوصی مسافران نمایندگی معدن فیروزه با استادی مسافر مجید و نگهبانی مسافر یعقوب و دبیری مسافر حسن با دستور جلسه قضاوت و جهالت سهشنبه تاریخ 1405/4/16 ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد
سلام دوستان مجید هستم یک مسافر
در ابتدای کلام سپاسگزار خداوند بزرگ هستم که این توفیق را به من داد که برای بار دوم در این جایگاه قرار بگیرم، آموزش بگیرم و خدمت کنم. دستور جلسه قضاوت و جهالت است. حکم دادن در مورد مسالهای در عین ندانستن و اطلاع نداشتن بار سنگینی بر دوش ما میگذارد. ما این صفت را در دوران اعتیاد بهصورت پررنگ داشتیم و من بهشخصه در دوران مصرف بسیار تجسس در امور و رفتوآمد های دیگران داشتم و همیشه به دنبال این بودم که از کار دیگران سردر بیاورم و بدگمانی را هم چاشنی آن میکردم. میتوانم بگویم که تهمت زدن برای من کار آسانی بود و این مسائل در وجود من ریشه زده بود و همه این مسائل ریشه در ناآگاهی من داشت. واقعاً این سؤال را باید بپرسیم که چرا همیشه حال ما بد بود؟ آیا جز این بود که این قضاوتها باعث حال بد ما میشد؟ ما همیشه در حال قضاوت بودیم و این در حالی است که جناب مهندس همه ما اعضای کنگره60 را از این کار نهی کردهاند و این مساله در حدی مهم است که برای آن دستور جلسه قرار دادهاند.

جناب مهندس به تعالیم و دستورات الهی نیز در این زمینه اشاره کردند که گمان بد بردن و غیبت مانند خوردن گوشت برادر مسلمان خود است وقتی برای این دستور جلسه با من تماس گرفتند همان لحظه با خودم تمام قضاوتهایی که انجام داده بودم را در ذهن خود مرور کردم و به خودم تلنگر زدم که تا چه اندازه حال دیگران و خودم را خراب کردهام. چراکه در کنگره بود که آموختم قضاوت کردن مانند بار سنگینی است که ما بر دوش خود میکشیم. کنار گذاشتن این ضد ارزش(قضاوت) نیز مانند دیگر ضد ارزش ها به یکباره نمیشود کنار گذاشت و ما باید این بار سنگین را کمکم از روی دوش خود سبک کنیم و این کار فقط با آموزش گرفتن امکانپذیر است. من همیشه یک خواسته داشتهام و آن این است که در کنگره بمانم و اگر خدمتی از من ساخته باشد انجام دهم و اگر هم نباشد بازهم حضورداشته باشم و به کنگره متصل باشم. دلیلی که برای این کار دارم این است که کنگره من را از جاهلیت و نادانی خودم آزاد میکند. تفکر و تجربه و آموزش را بارها و بارها تکرار کنم و آموزشها را مرور کنم چراکه همه دستور جلسهها برای من مسافر مهم است و همینطور عملی کردن و اجرایی کردن این آموزشها از آنهم مهمتر است. بنده این دستور جلسه را باید بیشتر با خودم تکرار کنم چراکه بسیار مناسب من مجید است چراکه بسیار درگیر قضاوت و جهالت بودم. در مسیر ضد ارزش ها بودم و این مسیر حال من را روزبهروز بدتر میکرد. دوری کردن از کنگره و اتصال نداشتن به کنگره ما را بهراحتی درگیر حسهای خراب میکند پس باید همیشه همه ما به یاد داشتهباشیم که باید اتصال خود را به کنگره حفظ کنیم. در نهایت از خداوند میخواهم که من را یاری کند که همیشه در کنگره بمانم و بتوانم همیشه دوربین خودم را روی خودم بگیرم و از قضاوت دیگران به دور باشم.
ممنونم که سکوت کردید و به صحبتهای من گوش دادید
عکاس: مسافر مهدی
تایپ: دبیر سایت مسافر ابوالفضل
ویراستاری، نگارش متن و ارسال مطلب: نگهبان سایت راهنمای محترم مسافر حسین
مرزبانی کشیک: مسافر خلیل
لژیون خدمتگزار: لژیون سردار
- تعداد بازدید از این مطلب :
72