English Version
This Site Is Available In English

جهل، بارِ سنگینی است که اعتیاد به همراه می‌آورد

جهل، بارِ سنگینی است که اعتیاد به همراه می‌آورد

یازدهمین جلسه از دوره اول کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره۶۰ نمایندگی دورود، با استادی راهنمای محترم مسافر آرمین، نگهبانی مسافر حسین و دبیری مسافر ولی با دستور جلسه (قضاوت و جهالت) سه‌شنبه 16 تیر ماه ۱۴۰5 ساعت 17 شروع به کارکرد.

خلاصه سحنان استاد:

سلام دوستان آرمین هستم یک مسافر
از نگهبان جلسه آقای حسین ممنونم که فرصت خدمت و آموزش را به من دادند.

دستور جلسه «قضاوت و جهالت» موضوعی است که همگی ما، کم‌وبیش با آن درگیر هستیم و میزان درگیری هر شخص به سطح جهان‌بینی او بستگی دارد. اگر بخواهیم ریشه‌ای به این موضوع نگاه کنیم، این دو مقوله از صدها سال پیش وجود داشته‌اند؛ در واقع کلمات «قضاوت» و «جهالت» دقیقاً در مقابل یکدیگر قرار می‌گیرند.

قضاوت کردن کار قاضی است و ما در جایگاهی نیستیم که به خودمان اجازه دهیم دیگران را قضاوت کنیم. در تاریخ بوده‌اند قاضی‌هایی که پس از ۲۰ سال متوجه شدند حکم اشتباهی صادر کرده و فرد بی‌گناهی را قضاوت کرده‌اند؛ خب، ما که جایگاه خودمان را داریم.

آقای مهندس در سی‌دی‌هایشان مثالی از گم کردن چاقو می‌زدند که فکر می‌کردند شخصی آن را برداشته، اما بعد از مدت‌ها متوجه شدند چاقو در ظرف دیسپ (D.SAP) بوده که خودشان درست می‌کردند. این مثال به ما یادآوری می‌کند که ما در جایگاهی نیستیم که شخصی را قضاوت کنیم.

اعتیاد نیز از هزاران سال پیش وجود داشته و همه می‌دانیم که جهل، بارِ سنگینی است که اعتیاد به همراه دارد و نادانی انسان را دوچندان می‌کند. متأسفانه در محافل خانوادگی یا حتی در کنگره ۶۰، ممکن است دوستان تازه‌وارد راهنماها را قضاوت کنند و بعداً متوجه اشتباهشان شوند. جهل، نیروی بسیار قدرتمندی است؛ به همین دلیل است که از جهل و نادانی خود به خداوند پناه می‌بریم.

این جهل را در میان دوستان سفر اول به‌خوبی می‌توان دید. وقتی راهنما، که عقلِ لژیون است، صحبت می‌کند و فرد با وجود اشتباهات متعدد، دوباره همان کار را تکرار می‌کند، این نشان‌دهنده جهالت است. یک بخش مهم از این جهالت، «منیت» است.

اگر شخصی خود را بالاتر از جایگاه واقعی‌اش ببیند، دچار منیت شده است. گاهی می‌گوییم «من بلدم، خودم بهتر می‌دانم»؛ اگر بلد بودیم، تا الان درمان شده بودیم! ما نیاز داریم به راهنما گوش دهیم. هرچه منیت انسان بیشتر باشد، عمق تاریکی او نیز بیشتر است.

من در اقوام شخصی را سراغ دارم که ادعای داناییِ فراوان دارد و می‌گوید «هر چه من می‌گویم درست است»، اما در عمل می‌بینم که به خاطر همین منیت، بدترین شرایط زندگی را دارد. منیت باعث می‌شود از دیدگاه بالا به دیگران نگاه کنیم. من شخصاً تجربه کردم که هر چه منیتم کمتر شد، دروازه‌های آموزش برایم بازتر شد و متوجه شدم که چقدر جاهل بودم. زمانی که منیت داشتم، قضاوت می‌کردم.

آقای مهندس یک راهکار عالی برای غیبت کردن دادند: «اگر پشت سر کسی غیبت کردی، برو به او بگو و عذرخواهی کن.» من این کار را انجام دادم؛ شاید برگردد به سال‌ها پیش، اما وقتی به آن شخص گفتم، غائله ختم شد. پس خیلی مهم است که روی منیت خود کار کنیم. هرچقدر منیت پایین بیاید، جهالت و نادانی نیز کمتر شده و دانایی جایگزین آن می‌شود.

دانایی به ما کمک می‌کند که مسیر درمان اعتیاد را درست طی کنیم؛ مثلاً زمانی که راهنما می‌گوید «این مقدار دارو مصرف کن»، فرد دانا می‌پذیرد و گوش می‌دهد، اما فرد جاهل با نافرمانی و منیت، خود را به قهقرا می‌برد.

در پایان، رسیدن به درمان، بخش عظیمی از آن به حل مسائل منیت، جهالت و قضاوت بستگی دارد. امیدوارم همگی روی این موارد کار کنیم، چون هرچه بیشتر کار کنیم، حالمان بهتر می‌شود. این مستلزم آن است که اول تا آخر به حرف راهنماهای عزیز گوش دهیم. هر کس عاقبت‌به‌خیری می‌خواهد، باید فرمان‌بردار باشد.
از اینکه به صحبت‌های من گوش دادید، از همه شما سپاسگزارم.

عکس : مسافر محسن لژیون اول
بارگزاری و ارسال : مسافر حسین مرزبان خبری

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .