ششمین جلسه از دوره نوزدهم سری کارگاههای خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی بنیان مشهد، به نگهبانی موقت مسافر جواد، استادی راهنمای تازهواردین مسافر سعید و دبیری مسافر هادی، با دستور جلسه «قضاوت و جهالت»، روز سهشنبه ۱۶ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۱۷ آغاز شد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان سعید هستم یک مسافر؛ ابتدا خداوند را شاکرم که این فرصت را در اختیارم قرار داد تا در این جایگاه خدمت کنم و آموزش بگیرم. همچنین از راهنمای محترم حسن آقا، بابت اعتمادی که به من داشتند و اجازه دادند در این جایگاه قرار بگیرم صمیمانه سپاسگزارم. در مورد دستور جلسه «قضاوت و جهالت» گاهی اوقات وقتی به کنگره میآییم با خودمان فکر میکنیم که قرار است چه اتفاقی برای ما بیفتد؟ من که فقط مصرفکننده تریاک یا شیره بودهام و حالا مصرفم تمام شده است؛ آیا آمدن من به کنگره ۶۰ هنوز هم لازم است؟ آیا باید حرکت دیگری انجام دهم یا خیر؟
این سؤالها بارها برای من هم پیشآمده است و پاسخی که همیشه به آن رسیدهام این است که هدف از حضور در کنگره رسیدن به آرامش و یادگرفتن شیوه صحیح زندگی است. اینکه بیاموزم چگونه از لحظههای زندگی استفاده کنم. گاهی انسان احساس میکند که سالهای زیادی از عمرش گذشته؛ اما هیچگاه طعم آرامش و شیرینی واقعی زندگی را نچشیده است و بیشتر عمرش با استرس، نگرانی و حال خراب سپری شده است.

کنگره ۶۰ مسیری است که جناب مهندس دژاکام برای ما ترسیم کردهاند تا زندگیکردن را بیاموزیم. نشستن ما روی این صندلیها تنها برای ترک مواد نیست؛ بلکه برای یادگرفتن، گوشدادن و تغییرکردن است. هدف این است که هر روز اتفاق تازهای در زندگی ما رخ دهد و نسبت به گذشته انسان بهتری باشیم.
وقتی برای اولینبار دستور جلسه «قضاوت و جهالت» را دیدم، با خودم گفتم قضاوت چه ارتباطی با درمان اعتیاد من دارد؟ من برای درمان مصرف مواد یا سیگار به کنگره آمدهام، پس چرا درباره قضاوت صحبت میشود؟ اما بهمرور متوجه شدم اگر میخواهم به آرامش و حال خوب برسم باید از انجام بعضی کارها پرهیز کنم. پیش از ورود به کنگره نمیدانستم که غیبتکردن، قضاوتکردن و پرداختن به حاشیهها چگونه آرامش انسان را از بین میبرد. در مسیر درمان باید فرمانبردار باشم؛ زیرا اگر اینگونه نباشد به نتیجه مطلوب نخواهم رسید. هر بار باید از خودم بپرسم آیا نسبت به هفته گذشته تغییری کردهام؟ آیا از آموزشها استفاده میکنم؟ آیا مشارکت میکنم، اعلام سفر انجام میدهم و به صحبتهای استاد بادقت گوش میدهم یا همچنان رفتارهای گذشته را تکرار میکنم و فقط منتظر نتیجه هستم؟ تمام اینها برای تغییر من است و نشستن روی این صندلیها هرگز بیهدف نیست.
جهالت یعنی چه؟ روزی جناب مهندس به یکی از اعضا فرمودند: «بزرگترین دشمن تو در درون خودت قرار دارد.» همان چیزی که در سیدیها بارها به آن اشاره شده است؛ یعنی جهل و نادانی. دشمن واقعی ما جهالت خود ماست. همین جهالت است که در جلسه به انسان میگوید مشارکت نکن، اعلام سفر لازم نیست، صحبتهای استاد را گوش نده یا بهجای آموزش، مشغول تلفن همراهت باش. همین جهالت زمینهساز قضاوت، ترس، ناامیدی و دورشدن از خدمت میشود. تمام رفتوآمد ما به کنگره برای تغییر رفتار و نگرش است. من آمدهام یاد بگیرم حتی اگر کسی در حقم بدی کرد، من خوبی کنم. آمدهام تا شیوه درست زندگیکردن، برخورد صحیح با خانواده و جامعه و استفاده درست از انرژیهایم را بیاموزم.
یکی از ابزارهای مهم تغییر، مشارکتکردن است. اگر من همه چیز را بلد بودم هرگز به کنگره نمیآمدم. امروز آمدهام چون میدانم هنوز چیزهای زیادی برای یادگرفتن دارم. اگر باوجود حضور در کنگره آموزش نگیرم، یعنی همچنان جهالت در من وجود دارد. هرچه جهالت بیشتر باشد، قضاوت هم بیشتر میشود و دوربین انسان بهجای خودش، روی دیگران قرار میگیرد.
هدف من از حضور در کنگره این است که انسان بهتری باشم؛ از لحظههای زندگی درست استفاده کنم، انرژیهایی را که خداوند در اختیارم قرار داده در مسیر صحیح به کار بگیرم و آنها را به بطالت هدر ندهم. امیدوارم همه ما از این دستور جلسه بهره لازم را ببریم، دوربینمان را روی خودمان تنظیم کنیم و بتوانیم برای خود، خانواده و جامعه انسانهای مفیدی باشیم. از اینکه با سکوت و توجه خود به سخنان من گوش دادید، از همه شما سپاسگزارم.
مرزبان خبری: مسافر وحید
عکس: مسافر سید محمد
نگارش: مسافر علی
ویرایش و ارسال: مسافر نوید
- تعداد بازدید از این مطلب :
29