استرس یک اتفاق بیرونی نیست؛ بلکه پاسخی درونی از سوی بدن و ذهن به شرایطی است که تعادل را برهم میزند. وقتی انسان دچار استرس میشود، نخستین واکنش از طرف دستگاه غدد درونریز رخ میدهد؛ تیروئید، هیپوفیز و پانکراس فعال میشوند تا بدن بتواند پیامدهای جسمی این فشار را کنترل کند.
همیشه اتفاقات بد ما را دچار استرس نمیکند؛ بلکه اتفاقات خوشایند نیز میتوانند استرسزا باشند. شادی شدید؛ مثل ازدواج یا قبولی کنکور، گردش خون را افزایش میدهد و بدن برای تأمین انرژی، سیستم قند خون را فعال میکند. هورمونهای جذب قند بالا میروند و بدن وارد وضعیت جدیدی میشود؛ اگر این حالت مدیریت نشود، بدن تلاش میکند به حالت قبل برگردد و همین بازگشت میتواند فشار زیادی ایجاد کند.
در جوانی، بدن توانمند است و معمولاً این تغییرات را مدیریت میکند؛ اما وقتی استرس تکرار شود، کنترل از دست دستگاه هورمونی خارج شده و به دستگاه عصبی و مغز منتقل میشود. در این مرحله، مغز دیگر توان مدیریت ندارد و وارد حالت برانگیختگی میشود و برانگیختگی بالا به رفتارهای انفجاری و پرخاشگری منجر میشود.
در این سیدی، تفاوت اساسی میان زنان و مردان در تجربه و پاسخ به استرس توضیح داده میشود. زنان بهدلیل حفظ نسل آینده، سیستم عصبی و هورمونی حساستر و دقیقتری دارند؛ به همین دلیل بیان هیجانات در زنان شدیدتر است و در مواجه با حادثه تلخ گریه را متوقف نمیکنند؛ اما در برابر اعتیاد مقاومتر هستند و تحمل بیشتری دارند.
مردان بهدلیل ایجاد نسل آینده سیستم عصبی کوتاهمدتتری دارند و در برابر استرس آسیبپذیرتر هستند. استرس شدید میتواند ضربان قلب مرد را متوقف کند و او را بهسمت مصرف مواد سوق دهد. مغز مردان در مقابل فشارهای شدید، واکنشهای خطرناکتری نشان میدهد.
آزمایشهای حیوانی نشان دادهاند که پاسخ جنس نر و ماده به استرس یکسان نیست. بعد از ایجاد استرس، میزان هورمونهای جنسی در خون حیوانات بالا میرود و این یعنی هورمونهای جنسی نیز مانند هورمونهای استرس نقش محافظتی دارند، مخصوصاً در جنس ماده؛ اما اگر هورمون جنسی زنانه به جنس نر تزریق شود، مقاومتش مثل زن نمیشود؛ زیرا تفاوتها به تکامل دستگاه عصبی درطول زندگی برمیگردد. مغز مرد از ابتدا در معرض هورمون مردانه بوده و مغز زن در معرض هورمون زنانه؛ به همین دلیل بعد از یائسگی، زنان رفتارهایی شبیه مردان نشان میدهند.
در بخش مغزی، دو ناحیه مهم بررسی میشود: هیپوکمپ و آمیگدال. مردان کلیات حادثه و زنان جزئیات را بهیاد میسپارند. اندازه آمیگدال در مردان دو برابر زنان است؛ بنابراین مردان در برابر استرس واکنشهای شدیدتری دارند، درحالیکه زنان حتی شدیدترین استرسها را با چند قطره اشک تخلیه میکنند. مردان گریه را نشانه ضعف میدانند و فقط در فاجعه گریه میکنند؛ اما زنان گریه را ابزار تخلیه میدانند.
استرس میتواند فشار خون و ضربان قلب مردان را شدیداً بالا ببرد، اما در زنان این اتفاق بسیار کمتر رخ میدهد؛ بنابراین زنان و مردان باید درک کنند ساختار زیستی و عصبیشان متفاوت است، زنان کمتر باید از مردان ایراد بگیرند و مردان نیز کمتر از زنان؛ زیرا هر جنس با سازوکار متفاوتی با استرس مواجه میشود.
درپایان باید بدانم استرس همیشه هم بد نیست، گاهی مثل یک چراغ هشدار عمل میکند و به من میگوید جایی از زندگیام نامنظم شده، یا چیزی را جدی نگرفتهام و از توان واقعی خود فاصله گرفتهام؛ اما اگر این هشدار تبدیل به حالت دائمی شود، هم جسم و هم روان من را فرسوده میکند.
راهحل استرس، حذف مشکلات نیست؛ بلکه اصلاح نگاه ما است. وقتی جهانبینی تغییر میکند، همان مسئلهای که قبلاً بحران بود، حالا فقط یک موضوع ساده برای رسیدگی میشود. انسان آموزشدیده، با همان شرایط قبلی، اما با زاویه دید جدید، دیگر دچار آشفتگی نمیشود.
نویسنده و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مهدیه (لژیون هفتم) دبیر سایت
عکاس: همسفر ناعمه رهجوی راهنما همسفر مهدیه (لژیون هفتم)
همسفران نمایندگی وکیلی یزد
- تعداد بازدید از این مطلب :
262