چهارمین جلسه از دور سیام کارگاههای آموزش عمومی کنگره۶۰ نماینگی باباطاهر همدان با استادی راهنمای محترم تازهواردین مسافر محمد، نگهبانی مسافر علی و دبیری مسافر علی با دستور جلسه (جهالت و نادانی) روز سهشنبه ۱۶ تير ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان محمد هستم یک مسافر، تشکر میکنم از حضور دوستان و شرکت در جلسه
قبل از هر چیزی از خداوند خودم تشکر میکنم کنگره را در مسیر من قرار داد که من بتوانم اینجا آمده و آموزش بگیرم و خودم را تا جایی که بتوانم اصلاح کنم و از جهالتهایی که در درونم وجود داشت دوری کرده و بتوانم قسمتهای روشنایی، خوب و مسیر مثبت را پیش رو بگیرم و بتوانم خدمت کنم
از آقای مهندس دژاکام و خانواده محترم ایشان تشکر میکنم که این بستر را برای ما فراهم نمودند که بتوانیم از حال خراب به حال خوش برسیم
از راهنمای عزیزم آقا اسماعیل امرایی تشکر میکنم که به خاطر وجود و راهنمایی ناب ایشان و تحمل یازده ماه که توانستم از تاریکیها بیرون آمده و اعتیاد خودم را درمان کرده و امروز در خدمت شما عزیزان باشم
از ایجنت محترم و مرزبانان عزیز و تمام خدمتگزاران شعبه قدردانی و تشکر میکنم و در آخر از راهنمای تازهواردین عزیز تشکر میکنم که چند وقتی است به خاطر کسالت و مریضی که داشتم و نتوانستم در شعبه حضور داشته باشم جور من را کشیدند و با توجه به فصل کار بودن آنان در شعبه حضور داشته و خدمت مینمایند.
اگر بخواهم در مورد دستور جلسه صحبت کنم که قضاوت و جهالت میباشد، وقتی اسم قضاوت میآید ناخودآگاه فکر ما سمت دادگاه و دادسرا میرود؛ قبل از اینکه به کنگره بیایم نمیدانستم قضاوت کردن یعنی انتخاب، اگر در مورد شخصی حتی اگر در مورد خوبیهای ایشان صحبت کنم وی را قضاوت میکنم نمیدانستیم که این کار من کاملا اشتباه بوده برای قضاوت کردن یک پیش زمینههایی نیاز میباشد از جمله علم، آگاهی، معرفت و عمل سالم؛ جایگاهی که برای قضاوت باید داشته باشیم که من محمد بدون اینکه کوچکترین جایگاه، آگاهی و دانایی در آن رابطه داشته باشم با وجود اینکه وجود خودم پر از جهل و نادانی بود سریع ديگران را قضاوت میکردم به عنوان مثال: راه رفتن کسی را قضاوت میکردم، اگر کسی یک مقداری سست راه میرفت میگفتم حال وی خوب نیست یا اگر شخصی خانواده خود را بر اثر اعتیاد از دست میداد آنان را قضاوت میکردم.
برای قضاوت کردن در زمینه مثبت نیز نیاز به یک پیش زمینههایی میباشد از جمله: علم، آگاهی و معرفت حالا برسد به اینکه اگر بخواهیم شخصی را در زمینه منفی قضاوت کنیم.
یک قاضی اگر بخواهد قضاوت کرده و حکمی را صادر نماید قبل از هر کاری تحقیق مینماید که این کار را از طریق نیروی انتظامی، نیروی تجسس و گواه شاهدین و صحبتهای دو طرف پرونده را گوش داده و با توجه به ادله اثبات دعوای ارائه شده و علمی که دارد قضاوت مینماید چه بسا در زمان قضاوت اشتباه قضاوت میکند.

ما اینجا نیامدهایم که کسی را قضاوت نماییم به عنوان مثال هملژیونی خود را قضاوت کنیم، اگر شخصی در شعبه حضور دارد و حس میکنیم که حال وی خوب نمیباشد نباید وی را قضاوت نماییم؛ در کنگره کسی میتواند قضاوت کند که جایگاه آن را داشته باشد به عنوان مثال راهنما میتواند رهجوی خود را قضاوت نماید و غیر از ایشان هیچکس نمیتواند رهجو را قضاوت کند و بگوید که شربت زیادی خورده، شاید مواد مصرف کرده و اینجا آمده و در کار دیگران تجسس نماید چون قضاوت چیزی جز حال خرابی و تخریب برای خود و شخص قضاوت شده ندارد و در هر حالتی برای طرفین حال خرابی به بار میآورد.
اما اگر بخواهم در مورد جهل صحبت نمایم باید بگویم: تنها چیزی که به هیچ پیش زمینهای نیاز ندارد فکر کنم جهل باشد. جاهل به کسی نمیگویند که یک قمه برداشته؛ شاید در آن زمینه جاهل باشد من زمانی که مواد مصرف میکردم جاهل بودم، من زمانی که در زندگی خود بدون اینکه از مشکلات فرزندانم با خبر شوم آنان را قضاوت مینمایم جاهل میباشم، فرقی ندارد اگر به اندازه کافی تحقیق نکردهام که در خانواده خود چه مشکلاتی دارند نباید آنان را قضاوت نمایم، ما هیچ کدام از روی دانایی دست به قضاوت نزدهایم و اصلاً در این مورد حقی نداریم، ما حق داریم خودمان را قضاوت نماییم، امروز خود را با دیروز مقایسه کرده و آن را قضاوت نموده و این از آنجایی نشأت گرفته که خداوند زمانی که انسان را خلق نمود به وی اختیار و انتخاب را عطا فرمودند، به انسان اختیار قضاوت داد البته فقط قضاوت در مورد خودش و برای کارهای روزمرگی خودش، امروز را با دیروز قیاس کرده و آنرا قضاوت کند و ببیند آیا امروز از دیروز خود بهتر بوده یا نه؟
ما خواه یا ناخواه در مورد خودمان در حال قضاوت هستیم به عنوان مثال آیا بروم مواد بکشم یا نکشم؟ آیا این کار را انجام بدهم یا ندهم؟ ما فقط میتوانیم خودمان را در رابطه با کارهایی که انجام میدهیم قضاوت نماییم ولاغیر هیچ وقت هیچ انسانی حق قضاوت شخص دیگری را ندارد به ویژه زمانی که خودش در جهل و ناآگاهی قرار داشته باشد و جهل آن نیست که یک قمه را برداشته و مزاحمت برای دیگران فراهم کند، امکان دارد دهها جهل و نادانی در وجود یک شخص وجود داشته باشد و در یک موردکاملاً آگاه و دانا باشد به عنوان مثال شخصی مکانیک میباشد و در مورد کار خود علم، آگاهی و جایگاه آن را دارد و در این مورد میتواند قضاوت کند که این ماشین چه مشکلی دارد و چه عیبی باید برطرف گردد و اگر شخصی دکتر باشد در مورد مریض خود به دلیل داشتن علم، آگاهی و جایگاه میتواند آن را قضاوت نماید ولی نه شخص دیگری را.
یک دکتر شاید در مورد درمان مواد مخدر آگاهی کامل را نداشته باشد پس وی نمیتواند در این مورد قضاوتی انجام دهد، هستند عزیزانی که علم، سواد و دانایی بسیار بسیار زیادی دارند اما متاسفانه در انواع و اقسام تاریکیها گرفتار شدهاند و شخصی که در تاریکی قرار دارد نمیتواند هم نوع خود را قضاوت نماید و هیچ انسانی حق قضاوت با وجود داشتن دانایی بسیار را ندارد، از اینکه با سکوت خود به صحبتهای من توجه کردید از همگی سپاسگزارم.

عکس، تایپ، تنظیم و ارسال: مسافر محمدرضا (لژیون سوم) نگهبان سایت باباطاهر همدان
- تعداد بازدید از این مطلب :
221