English Version
This Site Is Available In English

قضاوت؛ محصول ناآگاهی است

قضاوت؛ محصول ناآگاهی است

در حاشیه دستور جلسه «قضاوت و جهالت»، گفت‌وگویی با مسافر رضا، از خدمتگزاران باسابقه کنگره ۶۰، انجام دادیم. ایشان در این گفت‌وگو از تجربه‌های شخصی خود در دوران سفر و خدمت، نقش آموزش‌های کنگره در اصلاح نگاه نسبت به دیگران و تأثیر قضاوت بر روابط انسانی و فضای خدمت سخن گفتند.

لطفاً خودتان را به رسم کنگره برای مخاطبان سایت معرفی کنید.

سلام دوستان، رضا هستم؛ یک مسافر. آنتی‌ایکس مصرفی من شیره و تریاک بود. به مدت ۱۷ ماه با روش DST و داروی OT، با راهنمایی آقای بهنام سفر کردم. اکنون نه سال و یازده ماه و چند روز است که از بند اعتیاد رهایی یافته‌ام. پس از آن نیز سفر نیکوتین را آغاز کردم و اکنون نه سال و یک ماه و چند روز است که از بند نیکوتین نیز رها شده‌ام. راهنمای هر دو سفر، آقای بهنام بودند و ورزش تخصصی من در کنگره، فوتسال است.

به نظر شما چرا «قضاوت» و «جهالت» در کنار هم به عنوان دستور جلسه انتخاب شده‌اند؟

به اعتقاد من، قضاوت ریشه در جهالت دارد. زمانی که نسبت به گذشته، حال و آینده یک اتفاق یا یک شخص آگاهی کافی ندارم، تنها بخشی از حقیقت را می‌بینم و بر همان اساس قضاوت می‌کنم؛ در حالی که نسبت به اصل ماجرا جاهل هستم.

آقای مهندس همیشه می‌فرمایند در یک اختلاف، به‌جز دو طرف ماجرا، هیچ‌کس به طور کامل از حقیقت آگاه نیست؛ حتی قاضی نیز نمی‌تواند از تمام جزئیات مطلع باشد. همین موضوع نشان می‌دهد که انسان تا چه اندازه باید در قضاوت کردن محتاط باشد.

برای مثال، ممکن است فردی را ببینم که سوار خودروی شخص دیگری می‌شود. آیا می‌دانم چه نسبتی با هم دارند؟ آیا از اتفاقاتی که قبل از آن رخ داده یا مقصدشان آگاه هستم؟ قطعاً خیر. بنابراین هرگونه برداشت و قضاوتی تنها بر پایه ناآگاهی خواهد بود.

از سوی دیگر، قضاوت معمولاً با تجسس همراه است. انسان برای قضاوت کردن، ذهن خود را درگیر مسائل دیگران می‌کند، به دنبال اطلاعات می‌رود، گاهی غیبت می‌کند و در نهایت حکمی صادر می‌کند که ممکن است کاملاً نادرست باشد. این رفتارها آرامش انسان را از بین می‌برد، انرژی او را هدر می‌دهد و تعادل جسم و روانش را بر هم می‌زند. همه این‌ها نتیجه جهل است؛ زیرا انسان آگاه، پیش از هر چیز، مراقب اندیشه و انرژی خود است.

آیا در دوران سفر یا خدمت، تجربه‌ای داشتید که متوجه شوید قضاوتتان از روی ناآگاهی بوده است؟

بله، بارها چنین تجربه‌ای داشته‌ام. در سفر اول، خیلی زود دیگران را قضاوت می‌کردم. اگر ظاهر کسی مناسب نبود یا چشمانش قرمز بود و خواب‌آلود به نظر می‌رسید، فوراً تصور می‌کردم که مصرف داشته است.

اما بعدها متوجه شدم یکی از آن افراد شیفت شب کار می‌کرده و طبیعی بوده که خسته باشد. شخص دیگری جوشکار بود و قرمزی چشمانش به دلیل شرایط شغلی‌اش بود، نه مصرف مواد. آنجا فهمیدم که قضاوت من فقط بر اساس ظاهر و بدون شناخت بوده است.

در دوران خدمت نیز چنین تجربه‌هایی داشته‌ام، هرچند بسیار کمتر از گذشته. به‌ویژه در دوران ایجنتی، گاهی بر اساس اطلاعات ناقص یا نادرست تصمیم می‌گرفتم و بعد متوجه می‌شدم که حقیقت چیز دیگری بوده است. همین تجربه‌ها به من آموخت که برای قضاوت کردن باید بسیار محتاط بود و هیچ‌گاه تنها بر شنیده‌ها یا ظاهر افراد تکیه نکرد.

آموزش‌های کنگره چه کمکی کرده است که کمتر دیگران را قضاوت کنید و بیشتر روی خودتان تمرکز داشته باشید؟

آموزش‌های کنگره به من یاد داد که مهم‌ترین سرمایه انسان، انرژی اوست. این انرژی به آسانی به دست نمی‌آید؛ انسان برای حفظ سلامت جسم، روان و جهان‌بینی خود تلاش می‌کند، بنابراین منطقی نیست که این سرمایه ارزشمند را صرف قضاوت دیگران کند.

خوشبختانه در دو سه سال اخیر احساس می‌کنم در این زمینه نسبت به گذشته پیشرفت کرده‌ام. امروز اگر ببینم فردی وارد اتاق مرزبانی یا بخش دیگری می‌شود، دیگر ذهنم را درگیر نمی‌کنم که چرا آمده یا درباره چه موضوعی صحبت می‌کند؛ زیرا این مسائل ارتباطی با من ندارد.

آموزش‌های کنگره به من یاد داده است که دوربین نگاهم را از روی دیگران بردارم و بر روی خودم متمرکز شوم. همین نگاه، آرامش بیشتری برایم به همراه داشته و باعث شده انرژی خود را در مسیر درست مصرف کنم.

به عنوان یک خدمتگزار، قضاوت چه تأثیری در فضای خدمت و روابط بین اعضا می‌تواند داشته باشد؟

قضاوت نادرست می‌تواند روابط سالم و صمیمی را به‌راحتی تخریب کند. ممکن است با فردی رابطه بسیار خوبی داشته باشیم، اما تنها به دلیل یک برداشت اشتباه، آن رابطه دچار آسیب شود.

برای مثال، اگر مرزبانی پس از صحبت با من نزد ایجنت برود و من بدون هیچ دلیلی تصور کنم که درباره من صحبت می‌کنند، همین تصور اشتباه می‌تواند ذهنم را نسبت به او تغییر دهد و بر رفتار و ارتباط آینده‌ام تأثیر منفی بگذارد.

در فضای خدمت، اعتماد و احترام متقابل از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. قضاوت‌های نابجا این اعتماد را از بین می‌برد و به وحدت و همدلی آسیب می‌زند. بنابراین هرچه انسان کمتر قضاوت کند، روابط سالم‌تر و فضای خدمت نیز آرام‌تر خواهد بود.

 

در پایان، اگر بخواهید یک پیام کوتاه و ماندگار درباره این دستور جلسه به اعضا و مخاطبان سایت بدهید، آن پیام چیست؟

به نظر من، پیام مشترک همه مکاتب الهی و عرفانی این است که انسان باید به خودش برسد. اما این اتفاق زمانی رخ می‌دهد که نگاه انسان به درون خودش باشد، نه به زندگی دیگران.

اگر به جای جست‌وجوی عیب‌های دیگران، تاریکی‌ها و ضعف‌های خودم را ببینم و برای اصلاح آن‌ها تلاش کنم، مسیر رشدم هموار خواهد شد.

به تعبیر حضرت مولانا، زمانی که «منِ» درون را بشناسم و از خودمحوری فاصله بگیرم، به نور نزدیک می‌شوم؛ اما اگر تمام توجه من صرف قضاوت دیگران باشد، فرصت رشد و تعالی را از خودم خواهم گرفت.

تنظیم: مرزبان خبری مسافر صادق 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .