«زنباره عجوزه را جوان می بیند»
عنوان این سیدی شاید در نگاه اول عجیب به نظر برسد؛ «زنباره عجوزه را جوان میبیند». اما منظور مهندس دژاکام از این جمله، فقط یک فرد زنباره نیست. این یک مثال است تا نشان دهد وقتی انسان اسیر خواستههای نفس و امیال خودش میشود، قدرت تشخیصش را از دست میدهد و واقعیت را آنطور که هست نمیبیند.
وقتی انسان چیزی را خیلی بخواهد، کمکم ذهنش شروع میکند به توجیه کردن آن. حتی اگر آن خواسته به ضررش باشد، باز هم آن را زیبا، درست و ارزشمند میبیند. درست مثل فرد زنبارهای که آنقدر درگیر خواسته خودش است که حتی یک پیرزن را هم جوان و زیبا میبیند. مشکل از واقعیت نیست؛ مشکل از نگاه اوست که تغییر کرده است.
این موضوع فقط درباره این مثال نیست، بلکه در تمام بخشهای زندگی ما وجود دارد. یک مصرفکننده مواد، مواد مخدر را ناجی خودش میداند، در حالی که همان ماده زندگی او را نابود میکند. انسانی که گرفتار خشم، حسادت، دروغ یا غرور است، معمولاً اشتباه خودش را نمیبیند و همیشه برای رفتارش دلیل میآورد. چون نفس، ضدارزش را برای او به شکل ارزش نشان میدهد.
برداشت من این است که تا زمانی که جهانبینی انسان اصلاح نشود، نمیتواند واقعیت را درست ببیند. ما فکر میکنیم انتخابهایمان درست است، اما ممکن است فقط اسیر خواستههای نفس باشیم. به همین دلیل مهندس دژاکام همیشه روی آموزش و جهانبینی تأکید میکنند؛ چون اگر نگاه ما اصلاح شود، انتخابهای ما هم اصلاح میشود.
به نظر من، پیام اصلی این سیدی این است که انسان قبل از اینکه بخواهد دنیا را تغییر دهد، باید نگاه خودش را تغییر دهد. اگر عینک نفس و خواستههای نامعقول را از چشم برداریم، خیلی از چیزهایی که روزی برایمان جذاب بود، دیگر ارزشی نخواهد داشت و برعکس، ارزشهایی را میبینیم که قبلاً از کنارشان ساده عبور میکردیم.
این سیدی به من یاد داد که همیشه از خودم بپرسم: «آیا این چیزی که دنبالش هستم واقعاً ارزشمند است، یا فقط نفس من آن را زیبا نشان میدهد؟» اگر بتوانم این سؤال را صادقانه از خودم بپرسم، کمتر فریب خواستههای نفسم را میخورم و قدمهای درستتری در مسیر زندگی برمیدارم.
منبع: سی دی زنباره عجوزه را جوان می بینید
نویسنده : همسفر زینب (لژیون یکم)
رابط خبری : راهنما همسفر طاهره ( لژیون یکم)
ویراستاری و ارسال خبر : همسفر زینب رهجوی راهنما همسفر طاهره ( لژیون یکم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی تربت حیدریه
- تعداد بازدید از این مطلب :
57