قضاوت به معنای حکم کردن و جهالت به معنای ندانستن است. قضاوت؛ یعنی داوری کردن درباره موضوعی که نسبت به آن دانایی و آگاهی کافی نداریم. ما معمولاً ظاهر امر را میبینیم و از باطن آن خبر نداریم. بیشتر قضاوتها بر اساس ظاهر است؛ زیرا هر آنچه چشمانمان میبیند، مورد قضاوت قرار میدهیم، بدون اینکه لحظهای فکر کنیم شاید واقعیت آنگونه که ما میبینیم نباشد. در وادی اول یاد گرفتیم که قبل از انجام هر کاری تفکر کنیم، پس هر زمان که خواستیم قضاوت کنیم، بهتر است لحظهای تأمل و تفکر داشته باشیم. هرچه از دانایی دورتر شویم، قضاوتهایمان پررنگتر میشود و زمانی به دانایی نزدیک میشویم که آموزشهای لازم را گرفته باشیم.
امکان خطا برای همه انسانها وجود دارد و اگر ما دیگران را قضاوت نکنیم، کمتر مورد قضاوت دیگران قرار میگیریم. مثال معروفی میگوید: اگر میخواهید راه رفتن کسی را قضاوت کنید، ابتدا کمی با کفشهای او راه بروید. قضاوت رابطه مستقیمی با جهالت دارد، هرچه سطح دانایی بالاتر باشد، میزان قضاوت درباره دیگران کمتر خواهد بود. ساختار انسان به گونهای است که همواره بر سر دوراهیها قرار میگیرد و باید مسیر خود را با قضاوت و تصمیمگیری انتخاب کند؛ اما دخالت در اموری که به ما مربوط نیست، عین جهالت است. قضاوت از جهل ما سرچشمه میگیرد و تنها زمانی میتواند درست باشد که بر پایه دانایی و آگاهی انجام شود. کسی شایسته قضاوت است که به رشد، آگاهی و دانایی رسیده باشد.
قضاوت نادرست بر سیستم شبهافیونی ما تأثیر میگذارد و باعث ایجاد استرس و ترس میشود، در حالی که هدف، رسیدن این سیستم به تعادل است. راهحل استرس در جهانبینی است. ما؛ باید علم زندگی را بیاموزیم. همچنین لازم به ذکر است که مثلث جهالت از سه ضلع ترس، ناامیدی و منیت تشکیل شده است. ما همیشه ظاهر انسانها را میبینیم؛ اما از باطن آنها خبر نداریم و همان چیزی را که به چشم میبینیم، سریع قضاوت میکنیم. بهتر است لحظهای تفکر کنیم و با خود بگوییم، شاید حقیقت چیزی نباشد که من میبینم. به گفته آقای مهندس، ما از صور پنهان انسانها اطلاعی نداریم، پس نباید به خود اجازه قضاوت بدهیم؛ باید بدانیم در جایگاهی نیستیم که بخواهیم درباره دیگران حکم صادر کنیم. این عادت نادرست باعث میشود، حال خودمان را خراب کنیم و این نتیجه بیتجربگی و جهالت ما است.من با آموزشهایی که در کنگره و از راهنمای خوبم دریافت کردهام، سعی میکنم این رفتارهای ضدارزشی را از خود دور کنم.
قبل از قضاوت کردن؛ باید از خود بپرسیم چگونه درباره چیزی که ندیدهایم و هیچ پیشینهای از آن نداریم، قضاوت میکنیم؟ گاهی فردی را که لنگان راه میرود، مست میخوانیم و کسی را که ساده و بیآلایش است، دیوانه تصور میکنیم. اگر قرار باشد کسی را قضاوت کنیم؛ باید حداقل گذشته و شرایط زندگی او را بدانیم، نه اینکه تنها بر اساس یک لحظه یا یک رفتار درباره او تصمیم بگیریم. گاهی باید کفش او را بپوشیم، در موقعیتش قرار بگیریم و اگر زمین نخوردیم، آنوقت شاید بتوانیم درباره او سخنی بگوییم. باید رنجها، نیازها و محرومیتهایی را که او تحمل کرده، درک کنیم و اگر در همان شرایط متفاوت از او عمل کردیم، آن زمان میتوانیم خود را محک بزنیم. پس چگونه ندانسته و ندیده به خود اجازه قضاوت میدهیم؟ ما نهتنها نباید دیگران را قضاوت کنیم؛ بلکه نباید خودمان را نیز به شکلی نادرست قضاوت کنیم. دیگران نیز ما را همانگونه میبینند و میپذیرند که خودمان خود را قضاوت میکنیم و درباره خود میاندیشیم.
نویسنده و رابط خبری: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر ریحانه (لژیون سوم)
ویرایش و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر سپیده (لژیون اول) دبیرسایت
همسفران نمایندگی شمس
- تعداد بازدید از این مطلب :
112