واژه قضاوت از قضا و به معنی حکم صادر کردن است که خداوند در نهاد انسان قرار داده است؛ زیرا انسان قدرت اختیار دارد و با تجزیه و تحلیل بین مسائل مختلف زندگی و قرار گرفتن بین دو راهیهای زندگی باید قضاوت کند که کدام راه درست و کدام نادرست است. مثلا این حرف را بزند یا نزند این کار را بکند یا نکند فلان جا برود یا نرود ... بعد قضاوت کند و با اختیار انتخاب کند و بعد حرکت کند برای انجام عمل.
پس قضاوت امری ضروری برای انجام عمل و حرکت به سمت خواسته هاست؛ اما مثل هر امر دیگری هم جهت مثبت دارد و هم منفی، وقتی ما از این قدرت در جهت منفی استفاده می کنیم دچار گمراهی و تخریب می شویم. زمانی که اعمال و رفتار دیگران را می سنجیم و قضاوت میکنیم و در زندگی و امورات شخصی دیگران دخالت و تجسس میکنیم و قضاوت میکنیم میدان انرژی خود و دیگران را آلوده میکنیم و از صلح و آرامش دور میشویم.
آقای دکتر امین در سیدی «قضاوت۹۳» میفرمایند: «اگر انسان نداند که کجا قضاوت کند و کجا قضاوت نکند در تکامل خودش کاملأ متوقف میشود و قضاوت مثل یک سد محکم جلوی تکامل را سد میکند». در قضاوت نابجا ما حال خود و دیگران را خراب میکنیم و از جهالت و نادانی ما سرچشمه میگیرد. از حضرت مسیح نقل است: چگونه است که خسی را در چشم دیگران میبینید؛ اما چوبی را در چشم خود نمیبینید.
هرچه انسان جاهلتر باشد قضاوتش در مورد دیگران بیشتر و در مورد خودش کمتر میشود. ممنوعیت قضاوت و تجسس در حرمت کنگره۶۰ در حقیقت یک فیلتر حفاظتی است برای این که مسیر نگاه ما کثیف و آلوده نشود تا به جای حقیقت با تصورات خودمان روبرو نشویم و به ما میگوید در چشم و گوشت را برای مشاهده و آموزش باز نگه دار اما در زبانت را برای حکم کردن ببند.
قضاوت مانعی در مسیر مشاهده حقیقت است، در مسیر شناخت خود و جهان. اولین چیزی که باید با آن مواجه شد تفاوت میان دیدن و قضاوت کردن است، رسیدن به یک مشاهده پاک و بدون لایههای اضافی است؛ اما آنچه در واقعیت رخ میدهد این است که ما به جای مشاهده خود پدیده شروع به ساختن معناهای شخصی از آن پدیده یا موضوع میکنیم و این نقطه شروع قضاوت است و جهالت در پی آن میآید. قضاوت کردن یعنی ما از یک موضوع یک نتیجه میگیریم بدون آن که از تمام ابعاد آن آگاهی داشته باشیم ما توهم دانستن داریم و این دقيقأ بر خلاف دانایی است.
رابطه قضاوت و جهالت بسیار مستقیم است و هر قضاوت عجولانهای نوعی جهالت است؛ چون هر بار که قضاوت میکنیم در واقع بخشی از حقیقت را نادیده گرفتهایم و این بازی با تصورات خودمان است نه تعامل با واقعیت. بسیاری تصور میکنند قضاوت کردن تنها یک فکر گذرا در ذهن است؛ اما در حقیقت قضاوت کردن در دنیای مادی یک کار بسیار حساس و تخصصی و پر مسئوليت است و به عهده قاضی و کسانی که دانش این کار را دارند که آن هم با مدارک و تحقیقات گسترده باز هم احتمال خطا دارد.
در دنیای آگاهی نیز قضاوت کردن یعنی صدور یک فرمان، وقتی من درباره کسی قضاوت میکنم در واقع دارم یک حکم صادر میکنم این حکم فقط یک نظر نیست، بلکه یک انرژی در جریان است من با این فرمان راه دیدن حقیقت را در مورد آن شخص میبندم و با این کار جهل را به جهان آن شخص وارد میکنم. این فرمان پیامدهایی به دنبال دارد و در واقع در حال تغییر دادن واقعیت هستم و میتواند باعث ایجاد مشکل در زندگی آن شخص شود یا حس منفی و پیش فرض در ذهن دیگران نسبت به او ایجاد کند و باعث تخریبهای زیادی در صور آشکار و پنهان زندگی آن شخص شود.
اما باید بدانم خودم را هم درگیر پیامدهای آن عمل کردهام، هیچ اثری در خلأ باقی نمیماند وقتی من با قضاوت خود فضایی را آلوده میکنم این آلودگی در جریان هستی راه بازگشت به مبدأ را پیدا میکند و در نهایت این آلودگي به خود من باز میگردد، این بازگشت ممکن است به صورت آشکار در قالب اتفاقات و برخوردها یا به صورت پنهان در قالب سنگینی روح، عدم آرامش، بیماری و تخریب درونی باشد؛ پس من با قضاوتم در واقع خانه وجودی خودم را مسموم و آلوده میکنم.
با بهره گرفتن از سخنان دکتر امین در سیدی «قضاوت» یکی از زیباترین و عمیقترین نشانههای فضایی که افرادش به جای قضاوت به دنبال مشاهده و حضور و خدمت به یکدیگر هستند و فعلهای خوب در آن جاریست مثل کنگره۶۰، حضور در آن جا به ما احساس امنیت، آرامش، نشاط و حال خوب میدهد؛ چون فضا پاک است.
اما در محیطی که افرادش مدام در حال قضاوت ذهنی همدیگر هستند یک مسمومیت پنهان وجود دارد؛ حتی اگر ظاهر مکان زیبا و آراسته باشد؛ اما وقتی وارد میشویم بیدلیل احساس سنگینی و حس بد میکنیم و ناخودآگاه میخواهیم زودتر آن مکان را ترک کنیم، این همان صور پنهان قضیه است و این حس نتیجه مستقیم آن قضاوتها و جهلهایی است که در آن فضا در جریان است.
در کنگره۶۰ اصطلاحی هست که میگوید: دوربین را از روی دیگران بردار و روی خود متمرکز شو و به قول آقای مهندس حسین دژاکام در سیدی «قضاوت و جهالت» اگر بیل زن هستی باغچهی خود را بیل بزن.
پس باید دانست قضاوت نه یک حق بلکه یک مسئولیت سنگین است که ما اغلب از عهده آن برنمیآییم و برای این که از تخریبهای آشکار و پنهان آن در امان باشیم؛ باید دست از قضاوت دیگران برداریم و به سمت مشاهده پاک و بدون قضاوت حرکت کنیم و در مورد قضاوت از خود با مشاهده صحیح و اصولی نقاط ضعف و قوت خود را شناسایی کنیم و با دانش و علم راستین و تفکر و تعقل صحیح و تزکیه و پالایش در مسیر ارزشها گامهایی در جهت رشد و إرتقا و تکامل خود برداریم.
منابع: سیدی قضاوت 93 (امین)، سیدی قضاوت و جهالت (آقای مهندس حسین دژاکام)
نویسنده: راهنمای تازهواردین همسفر معصومه
رابط خبری: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر سعیده ( لژیون سوم)
ویرایش و ارسال: همسفر سوزان رهجوی راهنما همسفر صغری (لژیون ششم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی بروجن
- تعداد بازدید از این مطلب :
60