English Version
This Site Is Available In English

انسان‌های قوی «اراده» می‌کنند؛انسان‌های ضعیف تنها «آرزو» می‌کنند.

انسان‌های قوی «اراده» می‌کنند؛انسان‌های ضعیف تنها «آرزو» می‌کنند.

سلام دوستان مجید هستم یک مسافر.

در مسائل حیاتی، «به خداوند سپردن» یعنی سلب مسئولیت از خویشتن.
در چهار وادی اول، ما زمینه را آماده می‌کنیم تا مسئولیت زندگی خود را شخصاً بپذیریم. با آموزش‌ها و جهان‌بینی‌ای که در کنگره می‌آموزیم، مانند کشاورزی هستیم که زمین خود را شخم می‌زند؛ سنگ‌ها را از دل خاک بیرون می‌آورد و سطح زمین را هموار می‌کند تا بتواند کشت کند و محصولی خوب برداشت نماید. من نیز با عمل کردن به وادی‌ها، خود را آماده می‌کنم تا مسئولیت زندگی‌ام را بپذیرم. انسان ذاتاً راحت‌طلب است و همیشه در پی آسایش و آرامش؛ اما غالباً می‌خواهد این راحتی را با کمترین هزینه و به قیمت انداختن بار مسئولیت بر دوش دیگران یا حتی خداوند به دست بیاورد. مثلاً می‌گوید: «صلاح نبوده؛ من در خانواده خوبی بزرگ نشده‌ام، در جامعه مناسبی زندگی نکرده‌ام، شرایط تحصیل برایم فراهم نبوده.»

با این حال، می‌بینیم بسیاری از انسان‌هایی که به جایگاه‌های والای علمی و معنوی رسیده‌اند، در خانواده‌های فقیر یا در شرایط سخت و نامناسب رشد کرده‌اند. نمونه‌ای روشن برای ما، مهندس دژاکام، بنیان‌گذار کنگره ۶۰ است؛ ایشان با وجود گرفتار بودن در اعتیاد به مواد مخدر، هرگز از تلاش در مسیر موفقیت کوتاهی نکردند و همچنان این کوشش ادامه دارد. ایشان با کشف متد D.S.T توانستند زندگی خود و بسیاری دیگر را نجات دهند و خدمت بزرگی به جامعه‌ی بشریت انجام دهند. خداوند نیز می‌فرماید: «از تو حرکت، از من برکت»؛ یعنی سعی و تلاش بر عهده‌ی انسان گذاشته شده است و منِ انسان همیشه باید در مسیر زندگی‌ام در حال تلاش و کوشش صحیح باشم. در آیات قرآن نیز آمده است که «انسان چیزی جز حاصل تلاش خود نیست»؛ پس هر خدمتی که در جامعه انجام می‌دهیم، اگر صادقانه و بر پایه‌ی درستی باشد، ما را به جایگاه‌های بالاتر می‌رساند؛ چنان‌که از سربازی می‌توان به فرماندهی رسید. در کنگره، با آموزش‌هایی که دریافت می‌کنیم، از نظر عقل و تفکر رشد می‌کنیم؛ اما این رشد نباید باعث شود مسئولیت زندگی خود را فراموش کنیم. زمانی به جهان‌بینیِ درست دست می‌یابم که بتوانم خواسته‌های خود را تشخیص بدهم؛ بدانم اکنون زمان کدام خواسته است، به کدام باید بپردازم، آن را فراهم کنم و برای تحققش تلاش نمایم.برای انجام کارها و آسان‌تر شدن مسیر، باید از «چاشنی محبت» استفاده کنم. هر کاری که با شوق و محبت همراه باشد، رنج و سختی‌اش برای انسان کمتر احساس می‌شود. برای رسیدن به محبت واقعی نیز باید مسئولیت کارهای خودم را بپذیرم؛ به‌جای توجیه کردن، قبول کنم که اشتباه کرده‌ام تا راه درست انجام دادن را بیاموزم. اگر اشتباه خود را نپذیرم، ناچارم رنج و سختی آن را تحمل کنم.در پایان، این‌گونه جمع‌بندی می‌کنم:
انسان‌های قوی «اراده» می‌کنند؛
انسان‌های ضعیف تنها «آرزو» می‌کنند.

ارسال: مسافر مهدی لژیون هشتم

تنظیم: گروه سایت

نمایندگی خواجو

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .