English Version
This Site Is Available In English

جلسه هماهنگی لژیون سردار در نمایندگی میرداماد

جلسه هماهنگی لژیون سردار در نمایندگی میرداماد

سلام دوستان علیرضا هستم یک مسافر

ممنون از شما دوستان که تشریف آوردید و بعد از مدتها حدود ۵ الی۶ ماه توفیق حاصل شد که من درخدمت شما بزرگواران باشم. امیدوارم که در مدت این یک ساعت و نیم که خدمت شما هستم جلسه پرباری داشته باشیم.
قبلا لژیون سردار که برگزار می‌شد همه می‌توانستند شرکت کنند ولی امروز سعی شد که نگهبانان، خزانه دارها، دبیران، پهلوانان، نشان در بی نشان‌ها و ایجنت ها حضور داشته  باشند تا به صورت تخصصی‌تر بتوانیم صحبت کنیم و بتوانیم نتایجی بهتر از این صحبت‌ها بگیریم چون وقتی ما معرفت داشته باشیم ولی نتوانیم عمل سالم را انجام دهیم انسان متوهمی هستیم، انسان‌هایی که دانش دارند و در مسیر دانش شان نمی‌توانند حرکت کنند انسان‌های متوهمی هستند و در این رابطه آقای مهندس می‌فرمایند که هر کسی در کنگره راجع به کاری که به او محول شده است اجازه صحبت دارد. یک راهنما وظیفه‌اش فقط راهنمایی درمان اعتیاد است و در مسائل دیگر نمی‌تواند دخالت کند، چون من علیرضا به عنوان دیده‌بان لژیون سردار، اگر مسائلی را از من بپرسید مثلاً درباره راهنمایی تازه واردین نمی‌توانم در این رابطه برای شما صحبت کنم حتی اگر یک مقدار هم روی آن اشراف داشته باشم نمی‌توانم بگویم زیرا توهم است پس نگهبان، خزانه‌دار، دبیر و ایجنت شعبه باید در این رابطه اطلاعات لازم و کافی را داشته باشند تا بتوانند در مسیر آن مطالب راه بروند و بتوانند اجرایش کنند. لژیون‌های سردار یعنی نگهبان، دبیر، خزانه‌دار شعب زیر نظر ایجنت شعبه فعالیت می‌کنند مثل لژیون‌های دیگر حال چگونه ایجنت روی لژیون سردار نظارت می‌کند؟ سی دی نگهبان، دبیر و خزانه‌دار لژیون سردار هر هفته باید توسط ایجنت امضا گردد مثل تمام خدمتگزاران دیگر. همچنین نگهبان، دبیر خزانه‌دار باید در جلسات حضور داشته و باید هماهنگی لازم را با ایجنت شعبه داشته باشند و همه ماهه، ماهی یک جلسه لژیون سردار حتماً در شعبه برگزار نمایند و ایجنت هم موظف است که این زمان را برای لژیون سردار در شعبه باز کند یعنی اگر یک شعبه‌ای جلسات برگزار نکرد ایجنت شعبه باید به دیده بان مربوطه یا به کنگره پاسخگو باشد این یک تعامل است و وقتی ایجنت شعبه می‌خواهد که لژیون سردار شعبه پربار باشد حتماً باید با راهنمایان  شعبه هماهنگ باشد و راهنمایان نیز در لژیون سردار شرکت کنند و وقتی لژیون سردار هر شعبه‌ای تشکیل می‌گردد ایجنت آن شعبه هم حتماً باید حضور داشته باشد و نگهبان، دبیر و خزانه‌دار هر شعبه‌ای حتماً باید در آن شعبه حضور داشته باشند به این دلیل که وقتی بچه‌ها می‌خواهند پرداختی داشته باشند باید یک نفر مسئول جهت دریافت پرداخت آنها و صدور فیش حضور داشته باشد و همچنین نگهبان، دبیر و خزانه‌دار لژیون سردار حتما هفته یک دفعه در دستور جلسات هفتگی مشارکت داشته باشند و بتواند دستور جلسه را ارتباط بدهند به لژیون سردار، به بخش مالی، به پول. لژیون سردار یعنی نگهبان و دبیر حتماً باید تعاملی با راهنماها داشته باشند و این توانایی را داشته باشند که بچه‌ها را به لژیون سردار دعوت نمایند و همچنین لژیون سردار باید جاذبه‌ای برای اعضای لژیون داشته باشد.
لژیون سردار کجای کنگره است؟
اگر ما این‌ها را ندانیم یعنی معرفت آن را کسب نکنیم و نتوانیم روی این قوانین راه برویم (ما راجع به خدمت صحبت می‌کنیم) وقتی ما راجع به رهایی صحبت می‌کنیم ولی خودمان داریم مصرف می‌کنیم یا وقتی ما خودمان مصرف کننده سیگار هستیم، یا در رابطه با کاهش وزن صحبت می‌کنیم و خودمان ۳۰ کیلو اضافه وزن داریم این صحبت‌ها توهمی بیش نیست، این علم نیست بلکه این توهم علم است. علم یعنی عمل، بخشش یعنی بخشش جایی کلام اثر می‌کند که پشتش یک عمل سالم باشد و عمل سالم نیز زیر نظر حرمت‌ کنگره کار می‌کند.
در سفر اول می‌نشینیم حرمت کنگره را می‌خوانند که در کنکره حرف همدیگر را قطع نکنیم، رابطه کاری و مالی و خانوادگی نداشته باشیم، از همدیگر قرض نکنیم، الفاظ ناشایست به کار نبریم...‌. این‌ها حرمت داخل کنگره هست، الان ما سفر اولی بین خودمان نداریم این حرمتی است که در کنگره ما به اجبار عمل می‌کنیم و وقتی من گل رهایی را می‌گیرم موقعی فرا می‌رسد که این حرمت‌ها را باید در بیرون کنگره رعایت کنم و الان باید من به این تفکر رسیده باشم که من باید در بیرون کنگره کار کنم و پول تمیزی و صحیح در بیاورم که بتوانم در کنار آن یک خانواده مستحکم داشته باشم و هدف من باید این باشد که من حتماً کاری داشته باشم و بتوانم کار کنم و پول در بیاورم و باید تفکری داشته باشم که حتماً چهار نفر بتوانند در کنار من پول در بیاورند و بتوانم با عمل سالم این پول را تقسیم کنم و انفاق کنم و در کنگره باید قدم بردارم و بتوانم معرفت کسب کنم تا عمل سالم انجام دهم و در نهایت بتوانم حرمت کنگره را نیز در بیرون کنگره هم رعایت نمایم و این گردهمایی‌ها می‌تواند این معرفت و این توانایی را به ما بیاموزد و این

قدرت و اراده را کنگره به من می‌دهد قدرت هست، آیا اراده‌ای برای عمل آن نیز هست؟آیا من فهمش را دارم؟ و آیا اراده‌ای برای عمل آن فهم نیز دارم؟ آیا من می‌توانم بیرون از کنگره آن تزکیه و پالایش را انجام دهم؟
ما در این لژیون‌ها باید این مطالب را بیاموزیم وگرنه کنگره احتیاج به پول من ندارد و از من پول نمی‌خواهد. همانگونه که می‌دانید آقای مهندس کارآفرین برتر شناخته شده‌اند و آقای مهندس دارند این‌ها را به من در کنگره یاد می‌دهند و من باید بدانم و بفهمم که باید تشکر کنم و آقای مهندس قیمت تعیین نمی‌کنند ولی می‌گویند که باید بفهمیم که از لطف دیگران  باید حتما تشکر کنیم با مادیات.
قرار نیست که مادیات سوار ما شوند قرار نیست خشم سوار ما شود حال اگر ما معنا و مفاهیم کلمات را درک نکنیم امکان ندارد که ما بتوانیم تغییری در خود ایجاد کنیم و این عالم معناست که به ما امکان می‌دهد که تغییر کنیم. و باید اراده داشته باشیم تا تغییر کنیم  ما در کنگره این را می‌آموزیم و تمرین می‌کنیم.

اگر ما معنای کلمات را درک نکنیم آیا امکان دارد که تغییر کنیم؟ این عالم معناست که به ما امکان تغییر را می‌دهد ما در لژیون جونز یاد می‌گیریم که به جسم مان احترام بگذاریم و در لژیون سردار نیز یاد می‌گیریم که چگونه پول در بیاوریم.
خیلی‌ها پول دارند ولی ثروتمند نیستند  نمی‌توانند برای پولشان تصمیم بگیرند و اصلاً  لژیون سردار در کنگره به خاطر این قضیه تشکیل شده.
سفر دوم است و همه گل رهایی را گرفته‌ایم ولی همه فقیر؛ شاید حساب‌ها پر باشد ولی توانایی خرج کردن آن را نداریم، لژیون سردار تشکیل شد تا بچه‌ها بتوانند پایه‌های مالی خود را مستحکم نمایند و بتوانند ببخشند و روی جریان اصلی حرکت کنند و باید این اراده در من به وجود آید تا بتوانم حرکت کنم و همه داریم یاد می‌گیریم که در این لژیون تجربیاتمان را با هم تبادل کنیم و عمل نماییم. و بتوانیم مشکلات را حل نماییم.
یک سفر اولی در شرایط خراب است که باید خوردن اوتی‌اش را مدیریت کند به عنوان مثال پدرش فوت می‌نماید در آن شرایط باید بتواند درمان خودش را مدیریت نماید اینجاست که باید در شرایط خراب از ترس به شجاعت برسیم و من فکر می‌کنم که کسی که در کنگره آموزش می‌بیند معنای کلمات را می‌فهمد و عمل سالم انجام می‌دهد و این معناهاست که به ما یاد می‌دهد عمل سالم انجام بدهیم و عمل سالم در لحظه معنا پیدا می‌کند وقتی لحظه می‌گذرد دیگر معنایی ندارد.
ما در کنگره این قدرت را پیدا می‌کنیم همه ما با حال خراب آمده‌ایم در کنگره و همگی به حال خوب رسیدیم آیا می‌توانیم حال دیگران را نیز خوب کنیم در سفر اول می‌گویند جوری حرکت کن که به دیگران آسیب نرسانی زندگی کن و بگذار دیگران هم زندگی کنند ولی در سفر دوم فرق می‌کند می‌گویند جوری زندگی کن که آسایش و آرامش دیگران را نیز بتوانی فراهم کنی قضیه کاملاً متفاوت می‌شود باید به گونه‌ای عمل کنم که تو هم به شکوفایی و رشد برسی و اینجاست که هرچه بگویم ولی در مسیر آن نتوانم حرکت کنم توهمی بیش نیست.
بخشش و گذشت نیز خود یک مکانیزمی دارد وقتی کسی حرف درستی می‌زند مهم نیست که چه کسی باشد باید بپذیریم یا مثلاً وقتی کسی حرفی را می‌زند و باید نشنویم و بگذریم باید نشنویم و بگذریم بخشش هم حکایتش همین است و ما با این تمرین‌ها به جایی می‌رسیم که حرمت درون خود را دیگر باید رعایت کنیم و وقتی این اطلاعات در هم می‌آمیزد تازه من می‌توانم درون خود را ببینم همانگونه که جهان بینی شامل دو بخش است جهان بینی درون و جهان‌بینی بیرون، باید بتوانم در آن راستا قدم بردارم باید من بتوانم جهان درون خود را ببینم.
در سفر اول من سوار تفکر کنگره ۶۰ می‌شوم و روی پله‌ها با تفکر کنگره حرکت می‌کنم و با تفکر ساختارها آغاز می‌شود و این تفکر انجام شده.
آقای مهندس این تفکر را انجام داده اند فقط من مجری این تفکر هستم تا من  به وادی سیزدهم برسم یعنی پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگریست. پایان این خط رهایی بود؛
موقعی من می‌توانم در وادی سیزدهم مستقر شوم که باور کنم کس دیگری این وادی تفکر را انجام داده تازه می‌توانم برگردم سر وادی سیزدهم که پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است اول پایان آن را می‌گوید و بعد آغاز آن و این کار اصلاً سختی نیست راجع به آن فکر کنید این را من در لژیون سردار می‌آموزم که بخشی از آن چیزی که خداوند به عنوان ماده و مادیات در اختیار ما گذاشته است را بتوانیم تقسیم کنیم منظور اینکه آن حالی را که امروز ما داریم  دیگران هم بتوانند تجربه کنند و این حالی که من امروز دارم از بین نرود، همه ما امروز یک شالی گردن داریم که خدمت کنیم فردا این شال دیگر گردن من نیست .
کسی که ۵ سال پیش در کنگره خدمت می‌کرده و الان دیگر در کنگره نیست بروید نگاه کنید ببنید الان کجاست برای همین است که من نمی‌خواهم این فضا را از دست بدهم از این خدمت سراغ آن خدمت میروم. اگر من در کنگره باشم و عمل سالم انجام دهم هیچ نگرانی ندارم و این حرمت کنکره هست که هم خانواده مرا  و هم کار مرا در نظر می‌گیرد. در کنگره و در خانواده من می‌توانم فیلم بازی کنم ولی در کار هیچکس نمی‌تواند برای دیگری فیلم بازی کند و همه شخصیتشان در کار واقعی واقعی است.
ما در کنگره خودمان را اصلاح می‌کنیم تا خانواده ما با اصلاح شدن من تربیت شوند و تربیت ما باعث می‌شود که ما کسی باشیم و یا یک کارآفرینی باشیم که این کار ما گویای شخصیت ماست و این شخصیت باعث می‌شود، کسانی که در کنار ما زندگی می‌کنند احساس امنیت کنند. و این‌ها را من در لژیون سردار یاد گرفتم که آنچه باور است محبت است آنچه نیست ظروف تهی ست.

یک جایی بایست ما محرم شویم یک جایی ما باید مامن امنی برای دیگران شویم حال کو که من به آنجا برسم و می‌گویند سفر هزار فرسنگی از قدم اول شروع می‌شود و همه ما شروع کرده‌ایم «دانسته باید تا شایسته باید» و این را ما می‌دانیم و وقتی که بدانیم دیگر نگران نیستیم.
دیگر نگران نیستیم که این پولی که ما می‌دهیم چه اتفاقی برای آن می‌افتد چون می دانیم و کسی که به این مفهوم رسیده است و می‌خواهد از پولی بگذرد، می‌گذرد دیگر نگران نیست که چه اتفاقی برای آن پول می‌افتد دیگر تصمیم تو نیست در بحث بخشش دیگر بخشش من مطرح نیست، ساختار کائنات است، من بدونه مهر و امضا به کائنات می‌سپارم تا خودش برای من رقم بزند و ما به این موضوع باور داریم چون لژیون، لژیون ایمان است.
ما یک لژیون عقل داریم یک لژیون باور و یک لژیون ایمان و در کنگره همه این‌ها صاحب دارند وقتی این سه در کنار هم قرار بگیرند سه چراغ روشن می‌گردد دو چراغ اگر باشد جواب نمی‌دهد یا یک چراغ پرنور و باید حتماً سه چراغ روشن باشد و چراغ هر کس به قدر خودش هست هرکس به توان خودش بازی می‌کند و این هیچ ایرادی ندارد باید اینجا سه چراغ روشن شود تا من نگران نباشم و همه تابع عمل سالم باشیم ما دو پا بر روی زمین داریم و این دو پا ی ما باید عمل سالم انجام بدهد در کنگره به اجبار و در محل کار و خانواده به اختیار. سعی کنیم که حرمت را در محل کارمان و خانواده بگنجانیم آن موقع هست که برای من هر جایی که بروم وطن است و در هر خاکی که باشم وطن محسوب می‌گردد و در هر سرزمینی که باشم شکوفه می‌دهم چه در هستی و چه در جای دیگر.
ما در لژیون بخشش راجع به این موضوع‌ها صحبت می‌کنیم چون سال‌هاست در کنگره در حال گرفتن آموزش هستیم؛ صحبت می‌کنیم تا چیزی که در کنگره آموخته‌ایم تا بتوانیم در بیرون اجرا کنیم و در بیرون کنگره اینگونه عمل می‌کنیم، ولی دانسته.
من وقتی بر روی وادی چهاردهم می‌ایستم اگر توان بخشش را نداشته باشم همه اینها می‌شود توهم.
ولی من دارم به عین می‌بینم دوستانی که در کنار هم در حال حرکت هستیم به شکوفایی می‌رسیم و این شکوفایی در بیرون کنگره نیز قابل مشاهده است چون این آموزش‌ها نشأت گرفته از علم ناب و راستین کنگره است.

نگارش: مسافر یعقوب لژیون 26 
ویرایش: مسافر حسن لژیون 6
عکس: مسافر علی لژیون 4
تنظیم و ارسال: مسافر مهدی لژیون 17

تهیه شده در سایت نمایندگی میرداماد اصفهان
 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .