English Version
This Site Is Available In English

حرمت‌ها در کنگره حتی از قوانین هم مهم‌تر هستند؛ چرا که اخلاق‌محورند.

حرمت‌ها در کنگره حتی از قوانین هم مهم‌تر هستند؛ چرا که اخلاق‌محورند.

جلسه چهارم از دوره سی و ششم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ با استادی اسیستانت محترم مسافر امیر حسین، نگهبانی مسافر مرتضی و دبیری مسافر حسین با دستورجلسه " حرمت کنگره ۶۰. چرا رابطه کاری، مالی و خانوادگی در کنگره ۶۰ ممنوع است؟ " در روز پنج شنبه ۱۴۰۵/۰۴/۱۱ راس ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان، امیرحسین هستم یک مسافر.

خداوند بزرگ را شاکرم که بار دیگر توفیق پیدا کردم در این جمع پرمهر و محبت دوستان عزیزم باشم. از آقای مهندس دژاکام و خانواده محترمشان، همچنین استاد امین تشکر می‌کنم که این بستر را برای آموزش ما فراهم کردند. از دیده‌بان بزرگوار، آقای سلامی، سپاسگزارم که به من اجازه دادند در کنارشان از حس خوبشان بهره‌مند شوم.

همیشه وقتی می‌خواهم مشارکت کنم، دغدغه‌ام این است که چه بگویم و چطور حرف‌هایم را آماده کنم، اما اینجا زمان چقدر دقیق است و چقدر زود می‌گذرد! با توجه به اینکه انتخابات هم در پیش است و باید کوتاه و مفید صحبت کنیم تا جلسه به‌خوبی به پایان برسد، سعی می‌کنم آنچه در دل دارم را صادقانه بیان کنم.

دستور جلسه اول:

وقتی وارد این مکان می‌شویم، انگار تمام مشکلاتمان را پشت در می‌گذاریم و وقتی برمی‌گردیم، می‌بینیم بسیاری از آن مشکلات خودبه‌خود کم شده‌اند. این به خاطر فضای امن و مقدسی است که اینجا ایجاد شده است. قدرتمندترین و بزرگترین برنامه‌ریز (آقای مهندس) طوری برنامه‌ها را تنظیم کرده که ما اینجا کنار هم هستیم؛ بدون هیچ حاشیه، تنش و مشکلی، و این قدرتِ نمایانِ خداوند است.

دلیل اینکه ما اینجا با وجود تفاوت در سواد، شغل و طرز فکر، کنار هم به بهترین شکل بهره می‌بریم، هدف واحد و رعایت حرمت‌هاست. حرمت‌ها در کنگره حتی از قوانین هم مهم‌تر هستند؛ چرا که اخلاق‌محورند. دروغ گفتن، الفاظ ناشایست، قطع کردن حرف دیگران یا ارتباطات مالی و رفت‌وآمد بیرون از کنگره، همه مثل تاریکی هستند که درون انسان را تیره می‌کنند.

بنابراین، بر همه ما واجب است که از این حرمت‌ها تبعیت کنیم تا این فضای امن باقی بماند. اگر بیرون از اینجا با هم ارتباط بگیریم یا معامله کنیم، ممکن است به دلیل عدم آموزش کافی، دچار مشکل شویم و این ناآرامی‌ها به کنگره سرایت کند. پس "دور از شتر بخواب و خواب آشفته نبین"؛ رعایت این حرمت‌ها در نهایت به نفع خودِ ماست.

دستور جلسه دوم:

و اما درباره تولد ابوالفضل عزیز؛

اتفاقاً روزهایی که انسان خیلی خوشحال است و شرایطش خوب است، نیروهای منفی هم هوشیارتر می‌شوند و سعی می‌کنند با چالش‌های مختلف، خاطره‌سازی کنند. ابوالفضل تخریب جسمیِ خیلی شدیدی نداشت، اما درگیر تاریکی‌های پنهانی، منیت و چالش‌های فکری زیادی بود. در آن دوران کرونا و فضای مجازی، ما فکر نمی‌کردیم کسی به این خوبی به رهایی برسد، اما ابوالفضل ثابت کرد که اگر انسان با تمام وجود بخواهد، طبق همان "مثلث عشق" که آقای مهندس می‌گویند، به مقصد می‌رسد.

ابوالفضل همیشه منظم بود؛ سی‌دی‌ها را با خط خوش می‌نوشت و با اینکه چالش‌های درونی زیادی داشت، بسیار آبرودار بود و سعی می‌کرد کمتر کسی از درونش مطلع شود. خوشحالم که امروز می‌بینم او و همسفرش هر دو در جایگاه راهنمایی هستند و پله‌های تکامل را طی می‌کنند. گاهی سرعت کم است و گاهی زیاد، اما مهم این است که در حال حرکت هستند.

این رهایی و این جایگاه را به ابوالفضل، همسفر عزیزش، دختر کوچولوی دوست‌داشتنی‌شان و راهنمای گروه خانواده، تبریک می‌گویم. همچنین به خانم زهرا (که اکنون در قسمت مرزبانی هستند) و خانم شقایق (ایجنت جدید شعبه) تبریک می‌گویم و برایشان آرزوی موفقیت دارم.

از اینکه به صحبت های من توجه کردید از همه شما سپاسگزارم.

اعلام سفر مسافر ابوالفضل:

آنتی‌ایکس مصرفی؛ تریاک، شیره و الکل .

مدت سفر؛ ۱۰ماه و ۱۵ روز.

رهایی؛ ۵ سال و ۶ ماه.

نام راهنما؛ آقا امیرحسین.

رشته ورزشی؛ والیبال.

آرزوی مسافر ابوالفضل :

آرزو دارم در کنگره بمانم و خدمتگزار باشم و همچنین آرزو دارم هر تازه واردی که خواسته درمان دارد به آن دست پیدا کند.

سخنان مسافر ابوالفضل:

سلام دوستان ابوالفضل هستم یک مسافر

امروز جمع شده‌ایم تا پنجمین سال رهایی من را جشن بگیریم؛ پنج سال دوری از جهل، نادانی و تاریکی. برای من این جشن فقط یک تولد نیست، بلکه یادآور جنگیدن برای حال خوب و ادامه دادن مسیر زندگی است. من باور دارم اگر کسی در چارچوب قوانین و حرمت‌های کنگره حرکت کند، حتماً به رهایی می‌رسد.

بزرگ‌ترین نعمتی که در این مسیر داشتم، راهنمایم آقا امیرحسین بود. ایشان با ایمان، علم و نگاه عمیقی که داشتند، کمک کردند تاریکی‌های درونم مثل ترس، منیت و خشم را ببینم و برای درمانشان تلاش کنم. فهمیدم وقتی راهنما مشکلی را به ما نشان می‌دهد، باید خوشحال شویم؛ چون راه درمان را پیدا کرده‌ایم.

من سال‌ها مصرف‌کننده بودم و وسوسه مواد را با تمام وجود می‌شناسم. هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم روزی برسد که بدون وسوسه زندگی کنم، اما کنگره این معجزه را برای من ممکن کرد. اینجا یاد گرفتم که مصرف‌کننده انسان ضعیفی نیست؛ فقط قدرتش را در مسیر اشتباه استفاده کرده است.

از همسرم هم بسیار سپاسگزارم که در این مسیر بال پرواز من بود. او با صبوری و همراهی‌اش کمک کرد بتوانم سفرم را کامل کنم. امروز با تمام وجودم ایمان دارم که اگر کسی با عشق، ایمان و آموزش در مسیر کنگره حرکت کند، می‌تواند هر خسارتی را جبران کند و به آرامش برسد.

سخنان راهنما همسفر زهرا :

سلام دوستان زهرا هستم یک همسفر

من بسیار خوشحالم که در جشن پنجمین سال رهایی زهرا و مسافر ابوالفضل حضور دارم. روزی که زهرا وارد کنگره شد، ترس زیادی داشت، اما خیلی زود این ترس را به ایمان تبدیل کرد و با قدم‌های محکم مسیرش را ادامه داد.

من همیشه او را یک همسفر واقعی دیده‌ام؛ کسی که فقط نام همسفر را با خودش نداشت، بلکه با حضور منظم، خدمت، آموزش و محبت، معنای واقعی همسفری را نشان داد. او در تمام بخش‌های سفرش مسئولانه عمل کرد و امروز هم به عنوان یک نیروی خدمت‌گزار برای کنگره ارزشمند است.

به نظر من این پنج سال، پنج سال تلاش برای بهتر شدن و دوری از ضد ارزش‌ها بوده است. امیدوارم او با قدرت بیشتری ادامه دهد و بتواند راهنماهای خوبی برای آینده کنگره تربیت کند.

آرزوی همسفر زهرا :

تولد پنج سال رهایی را برای همه سفر اولی ها آرزو دارم

سخنان همسفر زهرا :

سلام دوستان زهرا هستم یک همسفر

خدا را شکر می‌کنم که امروز در کنار شما پنجمین سال رهایی همسرم را جشن می‌گیریم. روزی فقط آرزو داشتیم حتی یک روز رهایی را تجربه کنیم، اما امروز خداوند پنج سال آرامش و رهایی به ما هدیه داده است.

ابوالفضل در این مسیر با قدرت سفر کرد؛ نه به خاطر من یا دیگران، بلکه به خاطر ایمانی که در کنگره پیدا کرد. یکی از بزرگ‌ترین مشکلاتش وسواس فکری و ذهنی بود. او چارچوب‌های سختی در ذهنش داشت و کوچک‌ترین تغییر باعث تنش می‌شد، اما آموزش‌های کنگره کمک کرد این ویژگی‌ها را در مسیر درست استفاده کند و تبدیل به انسانی آرام‌تر و مفیدتر شود.

من هم در سفر خودم فهمیدم که هرکدام از ما درونمان پر از ترس‌ها، ناراحتی‌ها و خاطرات تلخ است. با آموزش‌ها و راهنمایی‌هایی که گرفتم، توانستم کم‌کم این گره‌ها را باز کنم و حس بهتری را تجربه کنم.

امروز خوشحالم که مشکلات گذشته کمتر شده و آرامش بیشتری در زندگی‌مان وجود دارد. از همه کسانی که در این مسیر کنار ما بودند، صمیمانه تشکر می‌کنم.

 

رهایی مسافر حسن به راهنمایی راهنمای محترم مسافر حسن

عکس: مسافر حامد لژیون نوزدهم

تایپ و تنظیم و ارسال : مسافر محمد لژیون نهم 

 

نمایندگی خواجو 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .