یازدهمین جلسه از دوره اول سری کارگاههای آموزشی_ خصوصی خانمهای مسافر و همسفر نمایندگی نیلوفر قزوین، با دستور جلسه «وادی چهارم و تأثیر آن روی من»، با استادی همسفر فاطمه، نگهبانی همسفر بهاره و دبیری مسافر فاطمه، در روز شنبه ۳۰ خردادماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۳:۳۰ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، فاطمه هستم، یک همسفر.
بسیار خوشحالم که امروز در کنار شما هستم و میتوانم در این جلسه هم آموزش بگیرم و اگر خدا بخواهد، هم آموزش بدهم.
دستور جلسه امروز، وادی چهارم یا قانون چهارم در کتاب عشق است. پیام وادی در ابتدای صحبتها به ما میگوید: «در مسائل حیاتی، مسئولیت دادن به خداوند، یعنی سلب مسئولیت از خویشتن.» من برای اینکه وادی را بهتر متوجه شوم، باید بر پیامهای وادی تمرکز کنم؛ زیرا پیامهای وادی جزو مهمترین بخشهای این صحبتهاست.
وادی چهارم میخواهد مسئولیتهای خودمان را مرزبندی کنیم و حد و حدودی برای آن مشخص کنیم. ما چه مسئولیتهایی داریم؟ کار من چیست؟ اکنون مسئولیت و هدف من در اینجا چیست؟ اینکه مسئولیت هدفهایمان را به گردن خداوند میاندازیم، یعنی در مسائل حیاتی، سپردن کارها به خداوند در واقع سلب مسئولیت خویش است؛ یعنی باید مسئولیت کارها و وظایفم را خودم بر عهده بگیرم.
وادی چهارم درک و شناخت بهتری نسبت به قدرت مطلق به ما میدهد. ما باید او را بشناسیم و به چشم یک شخص به او نگاه نکنیم که هر وقت کارمان یا مشکلاتمان روی زمین مانده، برویم زنگ در خانه خدا را بزنیم و بگوییم: «الان گنجینهات را باز کن و هر چیزی که من میخواهم را همین الان برایم فراهم کن.» وادی چهارم میخواهد این موضوع را برای ما مرزبندی کند که ما یکسری مسئولیتها داریم و خداوند هم مسئولیتهایی دارد.
وادی چهارم میگوید چیزهایی که میخواهید را بهدرستی بخواهید؛ نه اینکه بگویید: «این خواسته من است، کار من است، تو باید برایم انجام دهی.» مثل این میماند که من کارهای خودم را بر دوش دیگران بگذارم. در وادی چهارم درباره دو چیز صحبت میکنیم: صور پنهان و صور آشکار.
هر یک از انسانها دو بخش دارند؛ یکی صور آشکارشان است که با چشم سر دیده میشود و دیگری صور پنهان یا صور درونی انسانها است. صور درونی انسانها از چند بخش مختلف تشکیل شده است؛ اولین بخش، نفس انسان است که خواسته و هویت دارد و تعیین موجودیت میکند. حال در صور پنهان، نفس به سه دسته تقسیم میشود: نفس اماره، نفس لوامه و نفس مطمئنه.
وادی چهارم تمام نفسها را برای من میشکافد و با آنها آشنا میکند. نفس اماره، نفس جاهطلب است و کار خوب و بد را از هم جدا نمیکند و تو را مجبور میکند که آن کار را انجام دهی و آخرین نفس حیوانی است. وقتی کمی جلوتر میرویم و آموزش میبینیم، متوجه میشویم نفس اماره کارش چیست. ما باید تفکر کنیم و نباید بدون اندیشیدن پیش برویم.
با نفس لوامه روبهرو میشویم که نفسی سرزنشکننده است. ممکن است کارهایی را به اشتباه و بدون تفکر انجام دهیم و در آینده بگوییم: «این چه کاری بود که کردم؟ اشتباه بود و باید کار دیگری را انجام میدادم و بهتر بود آن روش را انتخاب میکردم.» نفس مطمئنه، نفسی است که انسان قبل از انجام هر کاری تفکر میکند و بهترین و درستترین راه را انتخاب میکند و در مسیر ارزشها حرکت میکند.
برای مثال، من در کنگره حضور دارم و در گذشته کارهایی را بدون تفکر یا با تفکر اشتباه انجام دادم که مسیر مرا چرخاند و به این مکان آورد؛ چون در نفس اماره بودم.
در وادیهای اول، دوم و سوم که وادیهای تفکر هستند، چیزهایی را به ما یاد دادند و گفتند مسئولیتها بر دوش خودمان است؛ ولی در وادی چهارم، این موضوعات را برای ما مرزبندی میکند و حد و حدود مشخص میکند. نفسهایمان را به ما نشان میدهد و ما را آگاه میکند و دانایی ما را در این زمینه بالا میبرد. زمانی که من کاری انجام میدهم، ممکن است در یک مسئلهای در نفس لوامه باشم و در مسئلهای دیگر در نفس مطمئنه باشم و فکر کنم کارم را بهخوبی انجام میدهم و میخواهم پیشرفت کنم؛ اما ممکن است در شغل و کارم در نفس لوامه باشم یا در نفس اماره؛ یعنی هر کاری که دلم بخواهد انجام دهم.
همه اینها نشان میدهد که من در هر مرحله از زندگیام میتوانم در نفسهای مختلفی قرار داشته باشم و وادی چهارم نیز دقیقاً میخواهد همین موضوع را بیان کند. اینکه ما نباید مسئولیتهایمان را بر دوش دیگری بیندازیم، بلکه باید مسئولیت کارهای خودمان را بپذیریم.
ویرایش و تایپ: همسفر فاطمه _ لژیون دوم _ نمایندگی نیلوفر قزوین
ویراستاری و ارسال: مسافر فاطمه _ لژیون اول
بازبینی و ارسال: همسفر سولماز
- تعداد بازدید از این مطلب :
31