در مسیرِ ساختن جسم و روح، ما همزمان روی هر دو کار میکنیم و شما را مصمم میکنیم که هم جسم و هم روانتان را بسازید. بهطور کلی، انسانها در شناخت خود به دو دسته تقسیم میشوند: دسته اول کسانی هستند که اصلاً به «صور پنهان» اعتقادی ندارند و آن را به رسمیت نمیشناسند. آنها میگویند: «ما فقط یک جسم هستیم، همهچیز ماده است و روزی هم از بین میرود و نابود میشود.» این افراد معتقدند، فقط چیزی را که با چشم میبینند، میتوانند اثبات کنند.
ما باید ببینیم در چه مرحلهای از آگاهی هستیم و از صور پنهان چه میدانیم. کسانی که صور پنهان را قبول ندارند، دچار مسائل سخت و بحرانهای عمیق میشوند. ما در مقابل صور پنهان و جهان هستی، بسیار کوچک هستیم. دنیای فیزیکی که در آن زندگی میکنیم، (شامل کوه، صحرا، دریا، کهکشان و سیاهچالهها)، تنها حدود ۵ درصد از هستی است و ما هنوز شناخت دقیقی از آن نداریم؛ حتی نمیدانیم انرژی تاریک چیست. دقیقاً به همین دلیل است که بشر در شناخت «روان انسان» شکست خورده است.
ما قرآن را داریم که نشاندهنده صور پنهان هستی است. خداوند میفرماید: «قرآن کریم کتابی محفوظ است که جز پاکان کسی به آن دسترسی ندارد (لا یَمَسُّهُ الَّا الْمُطَهَّرُونَ).» البته این برداشت شخصی من است. سوره نازعات بسیار زیباست. میفرماید: «وَالنَّازِعَاتِ غَرْقًا، وَالنَّاشِطَاتِ نَشْطًا، وَالسَّابِقَاتِ سَبْقًا، فَالْمُدَبِّرَاتِ أَمْرًا». بسیاری از افراد یک رمان را یکبار میخوانند و میگویند تمام شد؛ اما درباره قرآن نمیتوان اینگونه گفت، هرچه بیشتر میخوانیم، نکات ارزشمندتر و عمیقتری دریافت میکنیم.
در سوره نازعات به کسانی که با سرعت و سبقت حرکت میکنند، اشاره میکند. این فرآیند هستی و خلقت است. «نزع» به معنای کندن و «غرق» به معنای با تمام توان در چیزی غوطهور شدن است. پس کسانی که با تمام وجود در هستی تلاش میکنند و با نشاط، شادی و آرامش درونی حرکت میکنند (که اشاره به عالم بالا دارد)، «سابقات» هستند؛ آنها از بقیه سبقت میگیرند تا به مرحله «مدبرات امرا» برسند. پس کسی که میخواهد مدیر و مدبر شود؛باید این مراحل را طی کند.
«یَوْمَ تَرْجُفُ الرَّاجِفَةُ»؛ روزی که لرزانندهای بلرزاند. این فقط مختص قیامت نیست، در زندگی دنیا هم مصداق دارد. کسی که با دزدی، کیف خانمی را میرباید، روزی گرفتار قانون و دادگاه میشود و بدنش از ترس میلرزد. اگر کسی تنِ کسی را بلرزاند، روزی تنِ خودش خواهد لرزید. «قُلُوبٌ یَوْمَئِذٍ وَاجِفَةٌ»؛ قلبشان از ترس به تپش میافتد، چرا؟ چون قلب دیگران را به اضطراب انداخته بودند. اگر بخواهیم «مدبرات امرا» شویم، باید مراحل مدبر بودن را طی کنیم تا به درجات بالا برسیم، درست مثل یک سرباز وظیفه که با طی کردن مراحل نظامی به مقام سپهبدی میرسد، اینطور نیست که روز اول سپهبد شود، بلکه با گذشت زمان و طی کردن مراحل به درجه عالی میرسد.
در پایان سوره میفرماید: «هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ مُوسَى». داستان حضرت موسی (ع) را بیان میکند که این مراحل را پشت سر گذاشت، به سرزمین طور سفر کرد و به «مدبرات امرا» رسید. پس در زمین سفر کنید؛ چون سفر زمینی، مفاهیم و معناهای بسیاری به ما میآموزد، اگرچه رنج و سختیهایی هم به همراه دارد. امروز، ما تقدیر فردا را رقم میزنیم. اندیشه و تفکر ما تأثیر زیادی روی تقدیر ما دارد، یعنی اندیشه نیکو، تقدیر را ذرهذره نیکو میکند؛ پس ما تلاش خود را میکنیم و تقدیر نیز کار خود را انجام میدهد.
رابط خبری: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر ثریا (لژیون نهم)
نویسنده: همسفر کبری رهجوی راهنما همسفر ثریا (لژیون نهم)
ویرایش: همسفر بهاره نگهبان سایت
ارسال: همسفر ابتهال رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون چهارم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی امین قم
- تعداد بازدید از این مطلب :
12