کنگره۶۰ صرفاً یک ساختار درمانی یا یک کلینیک ترک اعتیاد معمول نیست؛ بلکه بهمعنای واقعی کلمه، پناهگاهی امن و بستری برای تولد دوباره انسانهایی است که پس از سالها دستوپنجه نرم کردن با تاریکی، سرما و انزوای اعتیاد، اکنون تصمیم گرفتهاند با ارادهای نو به سوی روشنایی، آگاهی و تعادل همهجانبه قدم بردارند. بنیانگذار این مجموعه و پیشکسوتان آن، از همان روزهای نخستین شکلگیری این ساختار، با درایتی عمیق و شناختی دقیق دریافتند که گرد هم آوردن انسانهایی که بهواسطه مصرف مواد مخدر، گذشتهای پرالتهاب، پر از تنش و گاه هنجارشکنانه داشتهاند، کاری به شدت دشوار، حساس و نیازمند ظرافتی خاص است.
برای اینکه این افراد بتوانند در کمال آرامش، امنیت و بدون هیچگونه دغدغه ذهنی در کنار یکدیگر بنشینند و به درمان توأمان جسم و روان خود بپردازند، به چیزی بسیار فراتر از قوانین خشک اداری و باید و نبایدهای رایج نیاز بود؛ چیزی از جنس قداست بهنام «حرمت».
این حرمتها درواقع خطوط قرمز و حصارهای محافظتی هستند که عبور از آنها پیش از هرچیز، مستقیماً به روان و جسم خود شخص آسیب میرساند و او را از مسیر اصلی درمان و رهایی دور میکند.
در این فضای امن و به دور از قضاوت، نخستین درسی که افراد میآموزند این است که بالاترین و کارآمدترین نوع زیرکی، «صداقت و شفافیت» است. کسیکه با کولهباری از خستگی برای درمان آمده است، اگر بخواهد همچنان پشت نقاب پنهانکاری بماند و درباره میزان مصرف، نوع مواد یا حال واقعی درونش به راهنمای خود دروغ بگوید؛ درحقیقت با دستان خود تمام پلهای پشتسر و مسیرهای نجاتش را مسدود کرده است.
در کنار این اصل بنیادین، پرهیز از غیبت، قضاوت و سرزنش دیگران نیز بهعنوان یک قانون غیرقابل انعطاف پذیرفته شدهاست. غیبت کردن و تجسس در امور دیگران همچون یک سم مهلک، فضای پاک جلسات را مسموم کرده و آرامش روانی و انرژی حیاتی لازم برای درمان را به شدت تخریب میکند. اعضای کنگره با تمرین مستمر سکوت بهموقع، پرهیز از قطع کردن حرف یکدیگر، استفاده از کلمات زیبا و محترمانه و دوری کامل از هرگونه بحث بیسرانجام و حاشیهای سیاسی، محیطی سرشار از احترام متقابل را خلق میکنند؛ محیطی که تمام انرژی آن تنها بر روی یک نقطه متمرکز است: بیداری درون و خودسازی.
این نظم و احترام تنها به کلام و ارتباطات محدود نمیشود؛ بلکه در تمام ابعاد رفتاری و ظاهری اعضاء نیز نمود پیدا میکند؛ حتی نوع پوشش افراد و میزان دقت آنها در مراقبت از وسایل شخصی، بخشی جداییناپذیر از این حرمتها به شمار میرود. داشتن لباسی تمیز و منطبق بر هنجارها، بازتابی از نظم درونی، احیای عزتنفس و احترام به خویشتن است.
از سوی دیگر، به اعضاء آموزش داده میشود که مسئولیتپذیری از قدمهای بسیار کوچک آغاز میگردد؛ کسیکه بهدلیل حواسپرتی یا بینظمی نمیتواند از وسایل سادهای مانند موبایل یا کیف پول خود مراقبت کند، قطعاً در مدیریت چالشهای بزرگتر، ایستادگی در برابر وسوسهها، مراقبت از ارکان زندگی و حفظ سلامتیاش نیز دچار لغزش و بحران خواهد شد.
با وجود تمام این ظرایف، شاید بتوان گفت یکی از حیاتیترین و البته سختگیرانهترین بخشهای این حرمتها، ممنوعیت مطلق برقراری هرگونه ارتباط کاری، مالی و رفتوآمدهای خانوادگی در بیرون از محیط کنگره است. دلیل این قانون سفت و سخت، کاملاً منطقی و برآمده از سالها تجربه میدانی و شناخت روانشناسی افراد آسیبدیده است.
فردی که درحال سفر از اعتیاد بهسمت رهایی است، تمام انرژی، تمرکز و توان روانیاش باید منحصراً صرف درمان خودش شود و هرگونه رابطه خارج از این چارچوب میتواند این تمرکز شکننده را به حاشیههای پرخطر بکشاند. برای درک بهتر این موضوع، فرض کنید دو عضو کنگره با نیت خیر با هم وارد معاملهای شوند یا به یکدیگر پولی قرض بدهند؛ از آنجا که شرایط اقتصادی و روانی افراد درحال درمان همواره دستخوش تغییر و نوسان است، اگر یکی از آنها نتواند در موعد مقرر بدهی خود را بپردازد احساس شرم و عذاب وجدان باعث میشود فرد بدهکار دیگر جرأت حضور در جلسات را نداشته باشد. از طرف دیگر، فرد طلبکار نیز با دیدن او در محیط کنگره دچار خشم و تنش درونی خواهد شد؛ به همین سادگی و تنها با یک رابطه مالی نسنجیده، هردو نفر محیط امن درمان خود را از دست میدهند و تمام دستاوردهای ماهها تلاششان برای رهایی به باد میرود.
رفتوآمدهای خانوادگی یا شراکتهای کاری بیرون از محیط درمان نیز دقیقاً به همین شکل، ناخودآگاه باعث ایجاد اصطکاک، توقعات بیجا، مقایسههای آزاردهنده و قضاوتهای ویرانگر میشوند.
نویسنده: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر ریحانه (لژیون ششم)
ویرایش: رابط خبری همسفر الهام رهجوی راهنما همسفر ریحانه (لژیون ششم)
ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مهدیه (لژیون هفتم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی وکیلی یزد
- تعداد بازدید از این مطلب :
170