هر مسیر موفقی، نیازمند یک نقشه راه و اصولی است که آن را از انحراف دور سازد. کنگره۶۰ برای ما تنها یک محل برای تجمع نبوده؛ بلکه مکانی است که با دقت و تفکر، حرمتها را به عنوان سپری برای حفظ پاکی مسیر تعریف کرده است. رعایت این قوانین، نه از سر اجبار؛ بلکه از روی احترام برای رسیدن به رهایی است.
امروز در خدمت یکی از همراهان این مسیر و از اعضای پرتلاش و آموزش دیده کنگره ۶۰؛ همسفر فرزانه از شعبه بنیان مشهد هستیم. با نگاهی از دریچهی تجربیات ایشان خواهیم دید که چگونه رعایت قوانین و حرمتها و همچنین آموزشهای مستمر، میتوان از یک فرد، انسانی با تعادل بسازد.
همسفر فرزانه و مسافرشان با بیش از ۱۳ سال تخریب و با مصرف انواع آنتیایکسها (آخرین آنتیایکس مصرفی: پتیدین و مرفین) وارد کنگره۶۰ شدند. ایشان به مدت ۱۰ ماه و ۱۰ روز با متد DST و داروی OT تحت با راهنمایی مسافر هادی ثالثیان (لژیون ۱۴، شعبه بنیان) و همسفر مریم (لژیون ۷، شعبه بنیان) سفر کردند. رشته ورزشی مسافرشان شنا و رشته ورزشی خودشان والیبال است. اکنون به لطف خداوند و با آموزشهای آقای مهندس، یک سال و ۱۰ ماه است که مسافرم آزاد و رها هستند.
کنگره۶۰ چه جایگاهی در قلب و زندگی شما پیدا کرده است؟
کنگره۶۰ برای من حکم خانه دوم را دارد؛ عشقی که در این مکان مقدس و در میان دوستان شعبه دریافت میکنم، در هیچ کجای دیگر تجربه نکردهام. خداوند را شاکرم و از تمامی همسفران عزیز، بهویژه راهنمای دوستداشتنیام و هملژیونیهای نازنینم که مثل دختران خودم هستند، سپاسگزارم. از آقای مهندس و خانواده محترم ایشان برای فراهم کردن این بسترِ نور و رهایی، بینهایت ممنونم.
به نظر شما ممنوعیت روابط مالی، تا چه حد امنیتِ روانیِ سفرِ یک مسافر یا همسفر را تضمین میکند و مرز میان دوستی و حرمت در کنگره۶۰ چیست؟
درباره ممنوعیت روابط کاری و مالی در کنگره۶۰؛ معتقدم که اگر نگاهی به روابط پیرامونی خود بیندازیم؛ حتی در صمیمیترین روابط خانوادگی مانند: خواهر، برادر یا دوستان نزدیک، ورود مسائل مالی و کاری معمولاً بستر بروز سوءتفاهمها و چالشهای جدی است.
کنگره۶۰ نیز به مشابه یک خانواده بزرگ است. وقتی در این بسترِ امن، مراودات مالی یا کاری شکل بگیرد، ناخودآگاه هدف اصلی که همان درمان و رسیدن به تعادل است، به حاشیه کشیده میشود. این حواشی نه تنها تمرکز فرد را بر سفرش کم میکند؛ بلکه پیوندهای محبتآمیزی که با آموزشهای کنگره۶۰ شکل گرفته است را نیز به خطر میاندازد. بسیار دیدهایم که ورودِ مسائل خارج از کنگره۶۰ به درون لژیونها، چگونه آرامشِ سفر افراد را برهم زده و آنها را از مسیر اصلی خارج کرده است.
کنگره۶۰ مکانی بزرگ برای تمرینِ نظم است. چرا معتقدید که روابط مالی میتواند اصلِ درمان را در حاشیه قرار داده و انرژیِ اعضا را از هدف اصلی که تعادل است، دور کند؟
با ورود به کنگره۶۰، هدف اصلی ما تنها درمان است. بنابراین باید از هر عاملی که موجب ایجاد تنش میان ما میشود، پرهیز کنیم؛ چرا که حفظ آرامش محیط، پیشنیازِ تمرکز بر مسیر درمان است. با ایجاد نظم در امور، میتوانیم از حواشی دوری کرده و امنیتِ سفر خود را حفظ کنیم.
آیا در طول مسیرِ حضور خود، شاهد این بودهاید که چگونه یک تعامل مالی یا کاری، ناخواسته باعث شود که شخص احساس ناامنی کند؟
بله، من از نزدیک شاهد تنشهایی میان راهنما و رهجو در بخش همسفران بودم که ریشه در قرض دادن پول داشت.
.jpg)
بسیاری از اشخاص ممکن است حرمت را یک محدودیت ببینند؛ اما برای شما این قوانین چگونه به آزادی و رهایی تبدیل شدهاست؟ این تجربه چه درسی برای شما داشت؟
هر سیستم یا نهادی برای بقای خود، به قوانین نیاز دارد. من در کنگره۶۰ به این باور رسیدم که هر قانونی که وضع میشود، پشت آن تجربیات و تفکرات عمیقی نهفته است؛ همین قوانین بودهاند که باعث شده کنگره۶۰ سالها پابرجا بماند و افراد زیادی به درمان برسند. حالا هر قانونی را میشنوم، مطمئنم در پس آن تفکری است که من از آن بیخبرم؛ بنابراین با پذیرشِ بدون چون و چرا و بدون مقاومت، آن را میپذیرم. من هرگز قوانین را محدودیت تلقی نکردهام، چرا که آرامش خودم و پسرم را مدیون کنگره۶۰ هستم. در سیستمی که بینظمی و بیقانونی حاکم باشد، قطعاً آرامش و آسایشی وجود نخواهد داشت.
کنگره۶۰ به ما یاد میدهد که رنج جزئی از زندگی است. کدامیک از آموزههای کنگره۶۰ به شما کمک کرده تا در برابر قضاوت دیگران یا شرایط سخت زندگی، آرامتر و صبورتر رفتار کنید؟
ما در سیستم آموزشی کنگره۶۰ آموختیم که همیشه دوربین را روی خود تنظیم کنیم تا بتوانیم عیوب و نواقص رفتاریمان را بهتر ببینیم. هدف این است که با توکل و پناه بردن به خداوند، در مسیر دانایی، آرامش ورهایی قدم برداریم. همچنین آموختیم که قضاوت نکردن، در واقع یعنی پذیرش و احترام به حریم خود و دیگران و امیدوارم بتوانیم با افزایش دانایی، هم به آرامش برسیم و هم مسیرمان را هموارتر کنیم.
خدمت در کنگره۶۰ یک خدمت صادقانه و قلبی است. خدمت کردن در شعبه بنیان مشهد، چه بخشهایی از شخصیت شما را که قبل از آن ناشناخته بود، بیدار کرد و چه تأثیری در پیوند شما با خانوادهتان داشت؟
من در شعبه بنیان مشهد خدمات متنوعی را تجربه کردهام؛ از جمله مرزبانی، مسئول صدور کارت عضویت، نگهبان صوتی و همچنین خدمت در سایت و دبیر والیبال در پارک. علاوه بر این، حدود نه ماه به عنوان مشاور تازه واردین در شعبه قوچان خدمت کردم. با این حال، شیرینترین تجربه من، خدمت در جایگاه مرزبانی بود؛ جایی که احساس کردم تمام توان و وجودم را برای آن گذاشتهام. عشق، محبت و صبوری که از تازه واردین در این جایگاه دریافت کردم، لذتی است که با هیچ چیزی در دنیا قابل مقایسه نیست. نکته مهم اینجاست که این تجربهی بینظیر از عشق و صبوری، به من کمک کرد تا این مفاهیم را در زندگی خانوادگیام نیز بیش از پیش اجرا کنم.
اگر بخواهید از تمام تجربیات خود، یک درس اصلی را انتخاب کنید که هم برای خودتان و هم دیگران به خصوص اعضای تازه وارد، چراغ راه باشد، آن درس چیست؟
مهمترین درسی که در دوران رهایی مسافرم آموختم، این است که همواره در حال رها کردن باشیم. به همه همسفران توصیه میکنم: رها کنید، رها کنید تا زمانی که فرمان، مسیرتان را روشن سازد.
در پایان، از تمامی همسفران عزیز شعبه بروجرد صمیمانه تشکر میکنم. بهویژه از ایجنت محترم، خانم معصومه که با حضور و مهربانیشان، خاطرات و حس بسیار خوبی از این شهر در قلب من باقی گذاشتند. ممنونم که حضور شما، بخشی از زیباییهای این مسیر بود.
مسیر رهایی، مسیری است که هیچکس به تنهایی طی نمیکند؛ ما با هم، در کنار هم و با تکیه بر حمایت یکدیگر، این راه را میپیماییم. امیدوارم تجربیات همسفر فرزانه، همانند قطرهای از دریای بیکران آموزههای کنگره۶۰، بتواند برای هر یک از شما، انگیزهای برای ادامه مسیر باشد. با عشق و احترام به تمام همسفران، در پناه حق، برای هم آرزوی رهایی و آرامش دارم.
مصاحبهکننده: همسفر پریسا رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون اول)
عکاس: همسفر سارا رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون اول)
طراح سوال و ویراستاری: همسفر طاهره رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون اول)
ارسال: همسفر سارا رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون اول) دبیر سایت
همسفران نمایندگی بروجرد
- تعداد بازدید از این مطلب :
401