جلسه دهم از دوره چهل و نهم کارگاههای آموزشی خصوصی مسافران کنگره 60 نمایندگی کوروش آذرپور به استادی مسافر وحید، نگهبانی مسافر رسول و دبیری مسافر مجتبی با دستور جلسه "حرمت کنگره 60، چرا در کنگره رابطه کاری و مالی و خانوادگی ممنوع است" چهارشنبه 10 تیر ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، وحید هستم، یک مسافر، ابتدا از راهنمای عزیزم تشکر میکنم که این فرصت را برای من فراهم کرد تا این جایگاه را تجربه کنم، موضوع جلسه حرمت کنگره ۶۰ است. حرمت یعنی حریم؛ همانطور که حریم رودخانه، حریم جاده و حریم خانواده وجود دارد، وقتی انسان به حریم رودخانه تجاوز میکند و در آن ساختوساز انجام میدهد نتیجهاش سیل و ویرانی است، در زندگی هم همینطور است؛ اگر حرمتها شکسته شوند، آسیب به وجود میآید.
در کنگره ۶۰ امنیت بسیار بالایی وجود دارد. اینجا نه پلیس هست، نه مأمور انتظامی و نه هیچ نیرویی برای کنترل افراد؛ اما همه با آرامش کنار هم هستند. چرا؟ چون حرمتها رعایت میشود. اگر شصت هزار نفر از اعضای کنگره در یک مکان، مثل پارک، کنار هم باشند، هیچ دعوا و درگیریای پیش نمیآید، چون همه به یکدیگر احترام میگذارند.
یکی از مهمترین حرمتها، غیبت نکردن است. در کتابهای مقدس آمده که غیبت کردن مانند خوردن گوشت برادر مرده خود انسان است. همچنین سرزنش کردن، دروغ گفتن و قطع کردن صحبت دیگران نیز خلاف حرمت است. اگر به راهنمای خود دروغ بگوییم، مثلاً درباره مقدار دارویی که مصرف میکنیم، او نمیتواند به ما کمک کند و درمان واقعی اتفاق نمیافتد. راهنما باید حقیقت را بداند تا بتواند مسیر درست را نشان دهد.
از طرف دیگر، وقتی کسی صحبت میکند، نباید حرفش را قطع کنیم. باید اجازه بدهیم صحبتش تمام شود، بعد نظر خودمان را بیان کنیم. حتی درباره پوشش هم آموزش میگیریم که لباس مناسب و محترمانه بپوشیم و حرمت این مکان را حفظ کنیم.

من سفر بسیار سختی داشتم. مصرفکننده نبات بودم و بعد از آن به الکل روی آوردم. با خودم میگفتم حالا که مواد را کنار گذاشتهام، الکل مصرف میکنم؛ اما واقعیت این بود که هیچ آرامش و آسایشی نداشتم. وقتی الکل مصرف میکردم، اصلاً متوجه رفتارهایم نبودم. حتی با ماشین حرکت میکردم و شیشهها پایین بود، بدون اینکه حواسم باشد چه میکنم. خودم، خودم را درون چاه انداخته بودم.
تا اینکه کنگره ۶۰ را پیدا کردم. راهنمایم خیلی به من کمک کرد. اگر کمک او نبود، هیچکس نمیتوانست مرا در کنگره نگه دارد. من چهل سال سن دارم و تا قبل از آمدن به کنگره، زندگی آرامی نداشتم. در خانواده آرامش وجود نداشت و همسر و فرزندانم از دست رفتارهای من در عذاب بودند. آدم مست واقعاً اختیار خودش را ندارد و حتی میتوانم بگویم الکل برای من از مواد هم بدتر بود.
با کمک راهنمایم سفر خوبی انجام دادم. در طول سفر سختیهای زیادی کشیدم، اما ادامه دادم. خدا را شکر امروز توانستهام دو مغازه راهاندازی کنم. البته در مسیر اشتباهاتی هم داشتم، اما با آموزشهایی که گرفتم، از آنها عبور کردم.
واقعاً هرچه دارم، مدیون راهنمایم هستم. او کمک بزرگی به من کرد. آموزش دیدم، به رهایی رسیدم و امروز حالم خیلی خوب است. حتی الان که در این جایگاه نشستهام، خودم هم گاهی باورم نمیشود.
مرزبان کشیک: مسافر حسین
تنظیم و ویراستار: مسافر رضا از لژیون چهاردهم
تایپ: مسافر مجید از لژیون چهاردهم
مسافران نمایندگی کوروش آذرپور
- تعداد بازدید از این مطلب :
89