اگر نفسی را احیا کنی، گویی تمام انسانها را احیا کردهای و اگر نفسی را به نابودی و تاریکی بکشانی، گویی همه انسانها را به همان سرنوشت دچار کردهای. این بیان، نشاندهنده ارزش والای انسان و جایگاه الهی اوست. پس باید کارها را بدون نقص و با دقت انجام داد؛ زیرا اگر درست عمل کنیم، به گوهری دست خواهیم یافت که با هیچ قیمتی قابل ارزشگذاری نیست.
این جوجهعقابها روزی به پرواز درمیآیند و آزادی آنان برای ما نیز مایه شادی خواهد بود. اگر بر اساس برنامه حرکت کنند و مسیر را درست طی نمایند، به عقابهایی بلندپرواز تبدیل میشوند؛ اما اگر از مسیر خارج شوند، سرانجامی جز تبدیل شدن به لاشخور نخواهند داشت. همانگونه که یک داستان باید جذاب باشد، نتیجهگیری درست نیز ارزش آن را چندین برابر میکند.
اگر آفرینش را با اعداد توصیف میکنند، پس میتوان گفت که تمام هستی در قالب نظم، قانون و ریاضیات جریان دارد. همه خلقت بر پایه فرمولها و قوانین مشخصی بنا شده است. گرمای زمین، گردش فصلها و نظم طبیعت، همگی بر اساس محاسبات دقیق و قوانین ریاضی شکل گرفتهاند. اعداد از آغاز آفرینش تاکنون معانی گوناگونی داشتهاند.
زندگی انسان نیز همانند اعداد، پایانناپذیر است. همانطور که اعداد به انتها نمیرسند، حیات انسان نیز پایان نمییابد. آنچه مرگ نامیده میشود، تنها پایان کالبد جسمانی است؛ اما حیات همچنان ادامه دارد و در هیچ شرایطی متوقف نمیشود. در آغاز، پیشگامان برای بررسی شرایط سکونت به کره زمین آمدند. سپس پیشقراولان وارد شدند و پس از آن، حیات انسانی شکل گرفت. در ادامه، ادیان در این مسیر پدیدار شدند. این روند، بیانگر مراحل گوناگون حیات و نظام هستی است.
شما و دوستانتان در این حلقه، نظم ویژهای پیدا میکنید. ما برای پرداخت بدهیهای خود وارد این سیستم میشویم و پس از ادای آن، پاداش دریافت میکنیم. کسانی که استوار میمانند و گرفتار بازیهای کودکانه نمیشوند، به پرندگانی تیزپرواز تبدیل خواهند شد. این حرکت بسیار شگفتانگیزتر از آن چیزی است که تصور میکنیم. مهم نیست که عدهای آن را بپذیرند یا نپذیرند؛ حیات و جهانها بودهاند، هستند و خواهند بود. حقیقت وجود دارد و ما نیز در این حقیقت، حیات داریم.
عقاب را به این دلیل بهعنوان نماد برگزیدهاند که از بینش و قدرت تشخیص بالایی برخوردار است. شکار کردن عقاب آسان نیست، مگر با نیرنگ و حیله انسان. عقاب نماد فرّه ایزدی است و اگر شکار شود، معمولاً تنها یک علت دارد و آن بیماری است. بیماری، توان اندیشیدن را تضعیف میکند.
اعتیاد نیز نوعی بیماری است که قدرت تفکر را از انسان میگیرد. با از بین رفتن قدرت اندیشه، تعادل جسم و روان به هم میخورد، انسان جهت و مسیر خود را گم میکند و دیگر توان تشخیص راه درست را نخواهد داشت. درخت نخل نیز اگر پس از رشد مورد مراقبت قرار نگیرد، بهتدریج خشک خواهد شد. انسان نیز از این قاعده مستثنا نیست و برای ادامه رشد، به مراقبت و رسیدگی نیاز دارد.
هرچه در مسیر حرکت پیش میرویم، بیشتر به پالایش خویش نزدیک میشویم و اشکالات درونی خود را بهتر میشناسیم. با ادامه این مسیر، بسیاری از موضوعاتی که در ابتدا ساده به نظر میرسیدند، دریچهای برای شناخت مسائل عمیقتر میشوند. تکامل همواره در حرکت است؛ زیرا هنوز کامل نشده است. اگر تکامل به پایان رسیده بود، دیگر جستوجو و کشف معنایی نداشت. هر مسئلهای که حل میشود، افقهای تازهای پیش روی ما گشوده میشود. دانستههای ما محدود است، اما نادانستههایمان بیپایان و نامحدودند.
موجودات بسیار متنوعاند، اما میتوان آنها را در قالب یک مثلث هندسی تبیین کرد. یک ضلع این مثلث، سخن گفتن است؛ ضلع دوم، عمل کردن و هنگامی که آنچه را گفتهایم به مرحله اجرا برسانیم، وارد ضلع سوم، یعنی فرمان عقل، میشویم. در این مرحله، مثلث کامل میشود و انسان به تعادل میرسد.
تمام رخدادهایی که از گذشته تاکنون در زمین اتفاق افتادهاند، در آرشیو هستی ثبت شدهاند. سراسر کائنات دارای آرشیوی عظیم است و بر اساس فرمان و اجازه، میتوان به آن دسترسی پیدا کرد.
آنگاه که حقیقت را بیابیم، کنار هم بودن ما رنگ و بوی اهورایی میگیرد و فرصت پالایش و رشد برایمان فراهم میشود. در این مسیر، به حلقههای بالاتر راه پیدا میکنیم و با رسیدن به مراتب والاتر، از زشتیها و ناپاکیها فاصله میگیریم. گرد هم آمدن در این جایگاه، یعنی اهورایی شدن، یعنی ید واحده شدن و حرکت در مسیر وحدت و حقیقت.
برداشت از سیدی: «خط سوم» نوشته مهندس حسین دژاکام
نویسنده: همسفر نرگس رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون هفتم)
رابطه خبری: همسفر نرگس رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون هفتم)
عکس: همسفر اعظم مرزبان خبری
ویرایش و ارسال: همسفر لیلا نگهبان سایت
همسفران نمایندگی محمدیپور قم
- تعداد بازدید از این مطلب :
66