English Version
This Site Is Available In English

درک حرمت در گذر زمان

 درک حرمت در گذر زمان

گاهی پاسخ یک پرسش، تنها یک پاسخ نیست، حاصل سال‌ها تجربه، خدمت و اندیشه است. گفتگو با کسانی که سال‌ها در مسیر کنگره۶۰ زیسته‌اند، فرصتی است تا آموزش‌ها را نه‌فقط از زبان کتاب‌ها، بلکه از دریچه تجربه بشنویم.

در این گفتگو، افتخار همراهی با دیده‌بان محترم کنگره۶۰ مسافر احمد را داشته‌ایم؛ گفتگویی درباره حرمت‌های کنگره، نگاه به آموزش، جایگاه همسفران و آنچه در گذر سال‌ها خدمت، عمیق‌تر و روشن‌تر شده است. شما را به مطالعه این گفتگو دعوت می‌کنیم.

مسافر احمد با آنتی ایکس مصرفی شیره و تریاک وارد کنگره شدند. به مدت 10 ماه با متد DST و داروی اپیوم به راهنمایی مهندس دژاکام سفر کردند. در حال حاضر به مدت 25 سال است که به لطف خدا و دستان پرمهر آقای مهندس آزاد و رها هستند. رشته ورزشی مسافر در کنگره تیراندازی با کمان است. ایشان در اکثر جایگاه‌ها خدمت کرده‌اند و درحال‌ حاضر در جایگاه دیده‌بان شهرستان‌ها و مسئول کارت عضویت کنگره۶۰ در حال خدمت هستند.

اگر امروز دوباره به نخستین روز حضورتان در کنگره۶۰ باز گردید، دوست داشتید چه باوری را همان روزهای اول کنار بگذارید که سال‌ها بعد فهمیدید مانع رشدتان بوده است؟

طبیعی است وقتی فردی وارد کنگره می‌شود، شناختی از آن فضا ندارد و نیاز به زمان و آموزش دارد تا آرام‌آرام با آن آشنا شود. از آموزش‌ها استفاده کند، خودش را پیدا کند، مسیرش را اصلاح کند و به الگوها بیشتر توجه داشته باشد. شاید در اوایل ورود، به حرمت‌ها و قوانین کنگره آن‌طور که باید توجه نمی‌شد؛ البته من احساس می‌کنم از همان روزهای اول سعی کردم که این کار را انجام بدهم؛ اما بعدها متوجه شدم یکی دو مورد رفتار داشتم که با این موضوع در تضاد بود.

در تمام سال‌های دیده‌بانی، کدام اتفاق یا تجربه بیش از همه نگاه شما را نسبت به انسان و توانایی او برای تغییر دگرگون کرد؟

من در بخش‌های مختلف کنگره افتخار خدمت داشته‌ام. زمانی که مسئول نمایندگی اصفهان بودم، هم توانایی اعضاء کنگره را دیدم و هم احساس کردم توانایی‌های خودم در این مسیر، با رفت‌وآمدها و تجربه‌ها، خیلی رشد و توسعه پیدا کرد. در آن دوران با افرادی آشنا شدم که انسان‌های بسیار قوی، مدیر، مدبر و کارآزموده‌ای بودند. آن‌ها وارد کنگره شدند، درمان شدند و با کمک اعضاء و با اجازه آقای مهندس توانستیم نمایندگی اصفهان را به جایگاه خوبی برسانیم. یادآوری آن روزها همیشه برای من یک نقطه عطف بوده است.

اگر بخواهید تنها به یک مانع اشاره کنید، بزرگ‌ترین مانعی که انسان در مسیر درمان و رشد، خودش برای خودش ایجاد می‌کند چیست؟

ناآگاهی، این ناآگاهی است که انسان را واقعاً در معرض شرایط سخت قرار می‌دهد، شرایطی که خود انسان با دست‌های خودش برای خودش فراهم می‌کند. هرچه انسان آگاه‌تر باشد؛ البته آگاهی همراه با عمل، نه آگاهی بدون عمل می‌تواند مسیر بهتری را طی کند.

در بخش همسفران، گاهی می‌بینیم دو نفر شرایطی بسیار شبیه به هم را تجربه می‌کنند؛ اما یکی به آرامش می‌رسد و دیگری همچنان در رنج باقی می‌ماند. از نگاه شما تفاوت این دو انسان در چیست؟

پاسخ دادن به این سؤال ساده نیست که بتوانیم با قاطعیت بگوییم دلیل آن چیست؛ اما به نظر من بیشتر به عملکرد خود انسان و بذرهایی که در مسیر زندگی‌اش کاشته برمی‌گردد.؛ البته این شرایط قابل‌ تغییر است؛ همان‌طور که آقای مهندس در سی‌دی جبر و اختیار توضیح می‌دهند؛ هیچ‌ چیزی در این جهان نیست که تغییر نکند.

آیا ممکن است یک همسفر، با وجود این‌که به هدفی که برای آن وارد کنگره شده نرسیده، باز هم در این مسیر برنده باشد؟ اگر بله چرا؟

اگر هدف یک همسفر فقط درمان مسافرش باشد، ممکن است احساس کند به هدفش نرسیده است؛ اما اگر برای خودش آمده باشد؛ حتی اگر مدتی از کنگره فاصله گرفته و دوباره برگشته باشد، باز هم برنده است؛ چون به مطالب و آموزش‌هایی دسترسی پیدا کرده که در جای دیگری وجود ندارد و برای رسیدن به آن‌ها باید اجازه ورود به این مسیر را پیدا می‌کرد.

برخی اعضاء به‌ویژه تازه‌واردین، ممکن است در نگاه اول حرمت‌ها را نوعی محدودیت بدانند. به نظر شما اعضاء در چه زمانی متوجه می‌شوند که حرمت‌های کنگره محدودیت نبوده، بلکه حافظ امنیت، آرامش و رشد آن‌ها بوده است؟

قطعاً با گذشت زمان و آشنا شدن با مفاهیم کنگره و جهان‌بینی که در آن آموزش داده می‌شود. به‌ویژه آموزش‌های جهان‌بینی کاربردی آقای امین، خیلی به اعضاء کمک می‌کند تا متوجه شوند که این حرمت‌ها برای حفظ تک‌تک اعضاء کنگره است.

آیا تجربه‌ای در سال‌های دیده‌بانی داشته‌اید که گذر زمان، معنای یکی از حرمت‌های کنگره را برای شما عمیق‌تر کرده باشد؟

بله، بند مربوط به تلفن دادن و تلفن گرفتن در نوشتار حرمت. از همان ابتدا عمیقاً به این موضوع فکر می‌کردم و سعی داشتم به هر طریقی فلسفه آن را درک کنم. امروز اعتقاد دارم که در بسیاری از موارد، هیچ ضرورتی برای این کار وجود ندارد و رعایت همین بند از بسیاری مسائل جلوگیری می‌کند.

آیا پیش آمده است عضوی سال‌ها در کنگره حضور داشته باشد؛ اما بعد متوجه شوید اصل آموزش را از ابتدا اشتباه فهمیده است؟

قطعاً داشته‌ایم، افرادی بودند که سال‌ها در کنگره خدمت کردند؛ وقتی اعلام شد که حالا جایگاهتان را تحویل بدهید، این کار را انجام ندادند. می‌گفتند: ما خیلی برای کنگره زحمت کشیدیم، خیلی تلاش کردیم، خیلی هزینه کردیم، خیلی شاگرد پرورش دادیم؛ یعنی یک حس طلبکارانه نسبت به کنگره در آن‌ها به وجود آمده بود و این نشان می‌دهد که اصل آموزش را اشتباه دریافت کرده‌اند.

اگر قرار باشد سال‌ها تجربه، خدمت و آموزش شما تنها یک نگاه را در ذهن همسفران تغییر دهد، دوست دارید آن نگاه نسبت به چه موضوعی باشد؟

توصیه من این است که همسفران خودشان را مجاب کنند آموزش‌های جهان‌بینی کنگره را در زندگی خود به اجرا درآورند.

در پایان از دیده‌بان مسافر احمد که با حوصله، صمیمیت و سعه‌صدر، تجربیات ارزشمند خود را در اختیار خوانندگان قرار دادند، صمیمانه سپاسگزاریم. امیدواریم این گفتگو بتواند برای همسفران و همه اعضاء کنگره۶۰ زمینه‌ای برای تأمل بیشتر، بهره‌گیری از آموزش‌ها و برداشتن گام‌های استوارتر در مسیر رشد و خدمت باشد. با آرزوی سلامتی، آرامش و موفقیت برای تمامی اعضاء خانواده بزرگ کنگره۶۰.

عکاس: همسفر بتول رهجوی راهنما همسفر الهام (لژیون یازدهم)
مصاحبه‌کننده و ارسال: همسفر رها رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی خلیج‌فارس بوشهر

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .