جلسه هفتم از دوره اول جلسات لژیون سردار همسفران کنگره60 نمایندگی رفسنجان به استادی پهلوان همسفر اسماء، نگهبانی پهلوان همسفر مریم و دبیری همسفر سلیمه با دستور جلسه «حرمت کنگره۶۰، چرا رابطه کاری، مالی و خانوادگی در کنگره60 ممنوع است؟» روز دوشنبه ۸ تیرماه ۱۴٠۵ ساعت ۱۳:۳۰ برگزار شد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
خوشحالم امروز در این زنجیره عشق و محبت در حضور شما عزیزان قرار گرفتم که از وجود شما و صحبتهای شما نهایت استفاده را ببرم و آموزش بگیرم. از ایجنت همسفر شکوفه و نگهبان همسفر مریم کمال تشکر را دارم که این فرصت را در اختیار من قرار دادند. دستور جلسه در مورد «حرمت کنگره۶۰، چرا رابطه مالی، کاری و خانوادگی در کنگره۶۰ ممنوع است؟» ما میدانیم که یک مدتی است دستور جلسات کارگاه آموزشی با دستور جلسات لژیون سردار یکی شده است؛ شاید به این دلیل است که جای جهانبینی در لژیون سردار خیلی خالی بود و ارتباطی که در واقع میتوانیم بین حرمت کنگره۶۰ و لژیون سردار که یک لژیون مالی است برقرار کنیم این است که میدانیم بیشترین آسیبهای مالی را از رعایت نکردن حرمتها خوردهایم و در زندگی شخصی به خاطر عدم قدرت نه گفتن باعث شد خیلی آسیب به خودمان بزنیم.
در کنگره۶۰ یک جشن به نام جشن گلریزان داریم. در این جشن هر کسی با توجه به وسع مالی خودش یک مبلغی را تقدیم میکند و بعضی افراد هم به صورت نقدی یا تعهدی عضو لژیون سردار میشوند. اینجا من باید خیلی حواسم جمع باشد که خودم را کنترل کنم که هیچ حس سرزنشکننده و قضاوتی در من ایجاد نشود؛ اینکه بگویند چرا فلانی با این وضع مالیاش این مبلغ را پرداخت کرده است؟ چرا فلانی میتوانست نقد پرداخت کند؛ ولی تعهدی پرداخت کرد و حواسم به حسهایی از این قبیل باشد. اینجاست که حرمت خیلی اهمیت پیدا میکند که من دیدم نسبت به اطرافم و اطرافیانم خیلی دید سالمی باشد. اینجا حرمت این معنی را میدهد که احترام به حریم خودم و دیگران بگذارم؛ یعنی آن بایدها و نبایدها که من موظف هستم به عنوان یک عضو لژیون سردار رعایت کنم.
عضو لژیون سردار خودش یک الگوی تمام عیار برای شعبه است و میشود بگویی هر عضو لژیون سردار حکم یک راهنما را دارد و این خیلی مهم است که من حرمتها را رعایت کنم. هر موقع که در لژیون سردار قرار بگیرم حالا چه به عنوان استاد جلسه یا جلسات ماهانه در واقع به گذشته میروم و یادی از گذشته میکنم که زندگی من کجا قرار داشت و چه اتفاقهایی افتاد؟ چه تغییراتی در زندگیام، خودم و مسافرم اتفاق افتاد و وقتی نگاه میکنم و میبینم اینقدر تغییرات زیاد است؛ شاید روزی هزاران بار خدا را شکر میکنم که این در به روی من باز شده است؛ همینطور که اکثر ما تجربه کردهایم. استاد امین میگویند انسان زندگیاش 2 مرحله دارد؛ یک مرحله است که مداوم در رنج، سختی و دشواری است و مدام دعا میکند که خداوند یک در را به رویش باز کند و میبینم این در به روی ما باز شده است. مرحله دوم چیست؟ اینکه من سلامتی کسب میکنم، توانایی، اعتبار و احترام کسب میکنم و آنجا نقطهای است که آزمون برای من اتفاق میافتد و من فکر میکنم این آزمون برای من لژیون سردار است.
به 2 دلیل آقای مهندس میگویند هرجا آموزشی هست آزمونی هم هست؛ یعنی قرار است من ببینم که چه چیزهایی را یاد گرفتهام. آیا میتوانم در این آزمون شرکت کنم؟ سربلند بیرون میآیم یا نه؟ دوم اینکه ورود به این لژیون با یکی از ابزارهای مهم زندگی ماده و مادیات کار دارد؛ در واقع یک مسئله مهمی است و اگر من بتوانم آن را پرداخت کنم و از یک سری مادیات بگذرم و مبلغی را پرداخت کنم وارد لژیون سردار شوم؛ در واقع میتوانم خودم و تقدیرم را عوض کنم و یک مسیر تکامل را طی کنم. در این بعد یک نکته مهمی به اسم زمان وجود دارد که آقای مهندس مدام از اهمیت زمان در این بعد صحبت میکنند و میگویند در این بعد به زمان ارج بگذارید که بتوانید در بعدهای بعدی زندگی کنید؛ اما این آماده کردن باید چگونه باشد؟ کسی که توانایی مالی حتی برای شرکت کردن در لژیون سردار را ندارد و حالا بخواهد به این موضوع فکر کند که من میخواهم دنور یا پهلوان شوم؛ ولی با خودش فکر کند که این فکر دور از ذهن است و نمیتوانم به این جایگاهها برسم؛ اما همه چیز با آن حرکت اول شروع میشود با قدم اول شروع میشود که ما همیشه میگوییم از ذرات جرقه میتوان به روشنایی وسیع رسید و من باید از سبد قانون یازدهم شروع کنم و این حرکت در زمینه خدمت مالی شروع میشود هر دفعه که من پول در سبد قانون یازدهم میاندازم؛ یعنی توان و قدرتم بیشتر میشود.
ما همسفران به خاطر تاریکیهایی که در آن قرار گرفتهایم خیلی تواناییها از ما گرفته شده بود و وقتی که این کار را انجام میدهیم در واقع داریم به یکسری نیروهای منفی غلبه میکنیم و آن قدرتها و تواناییهای خودمان را پس میگیریم. وقتی از سبد قانون یازدهم رد شدم به لژیون سردار میرسم. اول به صورت تعهدی و کمکم به صورت نقدی؛ بعد میتوانم به دنوری فکر کنم و بهطور معجزهآسایی میبینم که وقتی سردار میشوم ارقام برایم کوچکتر به نظر میآید و دنوری برایم راحتتر است و حرکت به سوی پهلوانی هم دقیقاً همین گونه است. در کل مسیری که ما طی میکنیم چه زمانی که عضو لژیون سردار میشویم و چه مسیر کنگره۶۰ که یک مسیر تزکیه و پالایش است. تزکیه و پالایش یعنی قدرت انجام دادن و قدرت انجام ندادن یکسری کارها. یکی از مسائلی که در تزکیه و پالایش خیلی مهم است پسانداز کردن است که آقای مهندس خیلی روی آن تأکید میکنند؛ شاید این را خیلی از شماها تجربه کرده باشید وقتی شروع به پسانداز کردن میکنید انگار از جهانهای دیگری به شما کمک میشود. وقتی که خواسته شما پول است و هدف شما رسیدن به پول است پول ذرهذره به طرف شما سرازیر میشود.
خیلی افراد سالهای قبل در شعبه کرمان که رفسنجان و سیرجان در واقع انشعابات شعبه کرمان هستند، آمدند با بخشش خودشان یکسری کارهای بزرگی انجام دادند. صندلی، سقف نمایندگی و بقیه کارها را انجام دادند و حالا وقت آن رسیده که من با بخشی از پسانداز خودم خدمت مالی را در لژیون سردار داشته باشم و من هم این کار را برای آیندگان انجام دهم؛ اما شعبده اصلی لژیون سردار چیست؟ اگر من با نیت خوب و بدون توقع پرداخت را انجام دهم سیستم هستی که در واقع بر پایه بخشش است وقتی نگاه میکنیم، میبینیم همه چیز بخشش دارد از طبیعت و حیوانات گرفنه تا درختان که میوههایشان را به ما میبخشند و حیواناتی که ما مصارف زیادی از آنها داریم؛ پس اساس طبیعت بر پایه بخشش است آن موقع است که من به هستی وصل میشوم و سیستم نیاز من را برآورده میکند و این خیلی زیباست اینکه نیاز من چه چیزی است. شاید در یک بازه زمانی نیاز من عبور از ترسم باشد یا شاید رهایی مسافرم باشد یا نرم شدن قلبم باشد؛ چون من از خواستههایم میگذرم و وارد لژیون میشوم چندین برابر آن را سیستم هستی به من برمیگرداند.
وقتی سیدی جبر و اختیار ۲ را مینوشتم قسمتی از آن خیلی نظر من را جلب کرد و مرا به تجربه پارسال خودم برد که استادان آقای مهندس میگویند: «آنچه برای ما و شماست اختیارات ماست با تمام مشکلات جلودار میشوید و آنگاه در تقدیر الهی، فرمان نیکوتری حاصل میشود.» یادم افتاد سال گذشته 2 ، 3 ماه قبل از گلریزان مسافرم بیکار شد و حس خیلی بدی بود. ناراحت بیکار شدنش نبودیم ناراحت گلریزان بودیم و میگفتیم ما امسال گلریزان چه کاری میتوانیم انجام بدهیم؟ من این سؤال را از مسافرم پرسیدم و گفت انشاءالله امسال یک استراحتی میکنیم و سال بعد جبران میکنیم و خیلی ناراحت بودند و من هم خیلی ناراحت بودم تقریباً یکی دو هفتهای که گذشت مسافرم گفت من فکرهایم را کردهام مقداری پول دارم و میخواهم بروم اعلام کنم و به من گفتند ایمان داشته باش و من گفتم باور دارم و اینکار را انجام دادیم. مسافرم یک مبلغی را پرداخت کردند و من هم یک مقدار پسانداز داشتم و رفتم به عنوان اولین نفر برای سرداری کارت کشیدم تا بتوانم بقیهاش را کمکم پرداخت کنم و خیلی مهم بود که این فرمان نیکوتر قشنگ بود؛ چرا که مسافرم همزمان برایش کار پیدا شد نه یک کار بلکه چندین کار برای او پیدا شد و در کنارش خیلی اتفاقهای دیگری افتاد و پولهایی که در حساب ما میآمد و این فرمان نیکوتر خیلی قشنگتر بود و انگار از همان ایمان میآمد، ایمانی که ما به کنگره۶۰ و لژیون سردار داشتیم و با تمام مشکلات جلودار میشویم.
در این مدت نگاه میکردیم، میدیدیم عزیزان لژیون سردار با تمام مشکلاتی که امروز هست و همه در جریان آن هستیم باز هم جلودارند و میآیند و تعهدهای خودشان را پرداخت میکنند و میخواهم این را بگویم اینها به خاطر چه چیزی است؟ حالا اگر واقعاً دستاوردی نداشت این تکرار عضویتهای سردار برای چیست؟ داشتم نگاه میکردم دیدم که از سال 1399 که در کنگره۶۰ هستم خودم، مسافرم و فرزندانم هر ساله با مبالغ متفاوت عضو لژیون سردار شدهایم قطعاً باید پیش خودم فکر میکردم که باید چیزی از زندگی من کم شده باشد نه تنها چیزی کم نشده است؛ بلکه روز به روز به زندگیام از همه نظر اضافه شد و میخواهم این را بگویم که با انجام کار معنوی هیچ وقت در زندگی کم نمیآوریم. امکان ندارد در زندگی کم بیاوریم؛ اصلاً دلیل اینکه میگویند لژیون سردار لژیون ثروتمند شدن است همین است؛ چرا که به مرور و تکرار آن عمل بخشش، تفکر من ثروتمند میشود، انگار که من از فقرم عبور میکنم، انگار که از نظر مالی جایگاه من تغییر میکند و اینها چیزهایی است که من همه را با تمام وجودم حس کردم.
در نهایت شعبههایی مثل رفسنجان و شعبههایی که تازه تأسیس هستند خیلی حس خوب و فرصت خدمت دارند؛ یعنی خدمتگزار باشیم؛ چون خدمتگزار قدمهایی را برای خودش برمیدارد. داشتم یک صحبتی را از دیدهبان مسافر احمد میخواندم که خیلی قشنگ بود. ایشان فرمودند عزیزی 2 تا قلک در خانه داشتند و آمده بودند این قلکها را شکسته بودند و عضو لژیون سردار شده بودند. آقای مهندس وقتی این موضوع را میفهمند میگویند 2 قلک همانند آنها برایشان بخرید و پولهایشان را به آنها بدهید. ایشان گفتند که ما اینجا به دنبال این نیستیم که ترحم دیگران را جلب کنیم که بیایند و کمک کنند. تفکری که آقای مهندس پشت لژیون سردار داشتند خیلی تفکر عظیمی است. در لژیون سردار من به صفات پاک درونی خودم دست پیدا میکنم؛ اینکه میگویند لژیون سردار لژیون ثروتمند شدن است و مسیر تکامل را طی میکنی؛ چون من میآیم یکسری صفات درونی خودم را پیدا میکنم. صفات درونی خودم را پاک میکنم و در نهایت اینکه انشاءالله همه ما این سعادت را داشته باشیم که خدمتگزار کنگره۶۰ و خدمتگزار لژیون سردار باشیم.

تایپیست: راهنمای تازهواردین همسفر نجمه
عکاس: همسفر آزاده رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون دوم)
ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر سلیمه (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی رفسنجان
- تعداد بازدید از این مطلب :
344