یازدهمین جلسه از دوره چهل و سوم کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره۶۰؛ نمایندگی صائب تبریزی با استادی مسافر ایرج،نگهبانی مسافر حسن، و دبیری مسافر حسین با دستور جلسه « حرمت کنگره شصت،چرا رابطه مالی ، خانوادگی در کنگره ممنوع است » سهشنبه 9 تیر ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ برگزار شد.

سخنان استاد:
سلام دوستان، ایرج هستم مسافر. ابتدا از آقای مهندس سپاسگزارم برای این شرایطی که برای ما فراهم ساختهاند تا در کنگره حضور داشته باشیم و از خانواده آقای مهندس هم قدردانی میکنم به خاطر تمامی خدمتهایی که به کنگره انجام دادهاند.
از ایجنت محترم و راهنمای عزیزم تشکر میکنم که این فرصت را در اختیار من قرار دادند تا خدمت کنم و آموزش ببینم.
در مورد دستور جلسه، حرمت کنگره از حریم میآید و در جلسات کنگره دو بار این حرمتها قرائت میشود و این اهمیت موضوع را میرساند.
به نظر من مانند زمانی که قرآن تلاوت میشود و همه سکوت میکنند به احترام قرآن، ما هم باید در زمان قرائت حرمت کنگره کاملاً ساکت باشیم و در مکانی که هستیم بایستیم و به حرمت احترام بگذاریم. من در سفر اولم وقتی حرمت کنگره را دو بار میخواندند میگفتم چرا دو بار میخوانند در حالی که میتوانند یک بار بخوانند و الان میدانم که به دلیل اهمیت و مهم بودن موضوع حرمت است که دو نوبت خوانده میشود.
در حرمت کنگره مسائل مالی، ارتباط خانوادگی و اینکه باید در کنگره ارتباط مالی، کاری و خانوادگی برقرار نکنیم و همه این قوانین حساب و کتاب خودش را دارد و دلایل بسیار مستحکمی در پشت این حرمتها وجود دارد.
در گلریزان قبلی خاطرهای داشتم که بیان میکنم. در گلریزان و جشنی که برگزار شده بود از لحاظ مالی شرایط خوبی نداشتم و بغلدستی من که دوستم بود و از شرایط من باخبر بود پیشنهاد داد که به من امانت پول قرض بدهد و من بعداً به او پرداخت کنم و چون من حرمتها را کاملاً محکم میگرفتم از این دوست عزیزم پول نگرفتم و هر چقدر که پافشاری کرد من قبول نکردم.
و امروز فکر میکنم اگر آن روز پیشنهاد دوستم را قبول میکردم شاید در کنگره نبودم و به درمان نرسیده بودم، چون اگر پول را دریافت میکردم و به هر دلیلی نمیتوانستم پرداخت کنم، پشتبندش در کنگره نمیتوانستم حضور داشته باشم و همین دلیل کافی بود تا از مسیر درمان دور شوم.
در حرمت کنگره، شصت دروغ گفتن را منع میکند و تأکید میشود که در سفر اول باید با صداقت رفتار کنیم و صادقانه هر آنچه هست را با راهنما در میان بگذاریم، و اگر رهجویی به راهنمای خودش دروغ بگوید مطمئناً به درمان نخواهد رسید؛ هر دو راهنمای بنده در جلسه حضور دارند و فکر نمیکنم من در طی مدت حضورم در کنگره دروغی به این عزیزان گفته باشم.
در سفر اول اگر دروغ بگوییم یقیناً اولین و آخرین کسی که ضرر میبیند خود من هستم و باید صادقانه عمل کنیم حتی اگر سفر را خراب کرده باشیم باید به راهنما حقیقت را بگوییم تا به من کمک کند و تا جایی که یادم است هرگز دروغ نگفتم و نتیجه این صداقتم و مزد راستگویی من همین درمان من است.
موضوع دیگر که برای خود من بسیار اهمیت خاصی دارد این است که اگر مثلاً امروز کسی مسئولیتی در شعبه دارد و خطایی را انجام میدهد باید سرزنش نکنیم چون به من مربوط نیست و باید فقط روی خودم توجه داشته باشم، یا مثلاً اگر هملژیونی من سفرش را خراب کرد باید او را قضاوت نکنم و سرزنشش نکنم چون اگر قضاوت کنم روزی هم من را قضاوت خواهند کرد.
آقای مهندس میفرمایند هرگز در حاشیه نباشیم و حرمت کنگره شصت مثل علائم جادهای ما را در مرکز جاده نگه میدارد و از رفتن به حاشیه جلوگیری میکند، مثل علائم اخطار خطر سیل که باعث میشود من در مسیر سیل اتراق نکنم و در معرض سیل قرار نگیرم، حرمت کنگره شصت هم همین کار را با رهجو میکند و از قرار گرفتن در حاشیه و مسیر خطر جلوگیری میکند.
در حرمتها میخوانیم که کنگره مکان امن و مقدسی است که به نظرم حقیقتاً مکانی امن و مقدس است. انرژی که در کنگره وجود دارد باعث حال خوشی است و این حال خوش را هیچ دکتر و روانپزشکی نمیتواند به من بدهد و همیشه در کنگره دوپامین من بالا است و همیشه حالم خوش است.
تهیه گزارش:مسافر حسن
تایپ و ارسال:همسفررضا
- تعداد بازدید از این مطلب :
61