English Version
This Site Is Available In English

دروغ گفتن به خود انسان لطمه می‌زند

دروغ گفتن به خود انسان لطمه  می‌زند

 

جلسه نهم از دوره پانزدهم سری کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ ویژه مسافران و همسفران نمایندگی صادق قم با استادی راهنمای محترم مسافرپرویز و نگهبانی مسافر مجید و دبیری مسافر مرتضی با دستورجلسه " حرمت کنگره 60 چرا رابطه کاری ومالی در کنگره ممنوع است "سه‌شنبه 9 تیرماه  ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز بکار کرد.

 

خلاصه سخنان استاد:

بنام قدرت مطلق الله
سلام دوستان پرویز هستم مسافر
تشکر می‌کنم از جناب مهندس و خانواده محترم، ایجنت محترم، گروه مرزبانی، راهنمایان خودم آقا جواد، آقا قاسم، آقا مهران. امیدوارم که بتوانم اینجا باشم و آموزش بگیرم.
خداوند را شاکر و سپاسگزارم برای یک بار دیگر  آمدم کنگره تا در این جایگاه خدمتی خدمت کنم و آموزش بگیرم .
حرمت کنگره 60:کنگره مکان مقدس و امنی می‌باشد که هر شخصی با ورود به این مکان باید حرمت آن را حفظ نماید: دروغ گفتن علیه شخصی، سرزنش کردن، حرف یکدیگر را قطع نمودن. هر ساختاری، هر سیستمی، هر ارگانی که انسان می‌خواهد وارد شود، با آن ساختار و آن سیستم، دارای قاعده و قانون است.
اگر بخواهی در آن ساختار باشی، موظف هستی که تابع آن قوانین باشی. اگر می‌خواهی عضو باشی و آنجا فعالیت کنی باید حرمتها و قوانین آن مکان را رعایت کنید، کنگره 60 هم یک سری قانون و حرمت‌هایی را برای خودش قائل است، از جمله همین دروغ گفتن. یا نظام هستی؛ کره خاکی، یک سری قوانینی را برای خودش دارد. یکی از آن قوانین این است که هر شخصی خود را از طبقه پنجم، از طبقه دهم پایین بیندازد، محکوم به مرگ است. حالا آن شخص می‌خواهد دکتر باشد، مهندس باشد، پرویز باشد، علی باشد این یک قانون است.
حالا در مورد دروغ گفتن، من زیاد متوجه نمی‌شدم که دروغ گفتن لطمه به خود انسان می‌زند. یک شخصی می‌آید وارد کنگره 60 می‌شود، حالا می‌گوید من می‌خواهم موادم را درمان کنم چون نیاز دارم. حالا دروغ نمی‌گویم، وارد سیستم کنگره 60 می‌شود، راهنما به او متد درمانی را می‌گوید، می‌گوید آقا، در سه وقت معین با دوزهای مناسب باید شما این دارو را مصرف کنی. اگر اجرا کنی به درمان می‌رسی، اگر اجرا نکنی به درمان نمی‌رسی، یک موقع هست، اجرا نمی‌کنی، راهنما می‌آید حالت را می‌پرسد، می‌گوید حالت چطور است؟ می‌گویی حالم خوب است، در حالی که دارو را در وقت مناسب استفاده نکردی. بعد از ده ماه، یازده ماه، چه کسی ضرر کرده؟ خودِ شخص ضرر کرده است.
اینجا دروغ گفتن به کی لطمه می‌زند؟ به شخص خود من. پس قانون برای همه اجرا می‌شود، منتها این قانون این است که من به آن باور رسیدم یا نرسیدم. حالا این برای شخص سفر اولی است؛ فرقی نمی‌کند شخص وارد سفر دوم هم بشود، همین حکم پابرجاست، من می‌آیم در سفر دوم، هنوز یاد نگرفتم، هنوز می‌گویم دروغ کار من را راه می‌اندازد. واقعاً هم راه می‌اندازد، اما آن لحظه نمی‌دانم. می‌خواهم جنس‌ام را در بازار بفروشم، قسم هزار تا آیه اینها را می‌خورم، جنس را می‌فروشم، می‌گویم سود کردم، اما این نیست.
نظام طبیعت، نظام هستی، این نیست که همان لحظه جواب مرا بدهد؛ می‌گذرد بعد از چند مدت، ده سال، بیست سال، بالاخره به یک مشکلی می‌خورم. در صور پنهان انسان یک سری شبه‌ افیونی‌ وجود  دارد که وقتی انسان دروغ می‌گوید، سرزنش می‌کند، غیبت می‌کند، این شبه افیونی‌های بدن باعث می‌شود خوب ترشح نکند. شبه ‌افیونی‌های بدن به نام سیستم ایکس است و همه چیز خوب ، هیچ مشکلاتی هم نیست، اما حالت خوب نیست، کجا ضربه می‌خوری؟ از کجاست این حال خوبی که نداریم؟ همان شبه‌افیونی‌های بدن که خوب ترشح نمی‌کند. همین ضد ارزش‌هایی که انجام می‌دهیم، خیال می‌کنیم داریم لذت می‌بریم. غیبت کردن، دقیقاً همان لحظه که غیبت می‌کنی، لذت‌بخش است، اما بعد یک ساعت، دو ساعت، ناخواسته می‌بینی حالت خراب است.
خدایا، قضیه چیست؟ چرا من حالم یک‌دفعه عوض شد؟ همین سیستم ایکس در بدن. آقای مهندس هزاران بار اشاره کرده به آن که این سیستم ایکس باعث می‌شود که وقتی من دروغ می‌گویم، این سیستم ایکس خوب ترشح نشود. این شبه‌افیونی‌های بدن به نام دوپامین، اندروفین، انکفالین، سرتوئین؛ اینها همه در سیستم‌های جسم ما است.
از لحاظ علمی ثابت شده که همه اینها بیان ژن‌ها را عوض می‌کند وقتی من، پرویز، دارم دروغ می‌گویم، و این دروغ گفتن و سرزنش کردن و غیبت کردن، این نیست که من یک شبه بتوانم اینها را کنار بگذارم. من پانزده سال، بیست سال با دروغ و کینه و با نفرت بزرگ شدم. نمی‌توانم که یک شب آن را کنار بگذارم؛ وقت می‌برد، زمان می‌برد، باید تحت آموزش باشم تا اینها را بتوانم.
یکی از حرمت‌هایی دیگر ، مراوده مالی است، اینها تجربی به دست آمده است ، تجربه به دست آورده‌اند و دیده‌اند که دو نفر آمده‌اند اینجا، مراوده مالی داشته‌اند، با همدیگر شریک شده‌اند و به مشکل خورده‌اند. من آمدم درمان بشوم، چکار دارم که دوست و رفیق پیدا کنم؟ چکار دارم؟ نمی‌دانم.
مراوده مالی؟ مگر آمدم کاسب بشوم اینجا؟ من آمدم اینجا به درمان برسم و بروم به پی زندگی‌ام. بعد ده، یازده ماه بروم پی زندگی‌ام ،کلام آخر من، آقا، همه اینها گفته شده. دزدی، غیبت، با همه اینها قوانین گفته شده. اگر من اختیار دارم، اگر راه درستی انتخاب کردم، به صلح و آرامش می‌رسم. اگر انتخاب نکردم، باز در عذاب هستم. از اینکه به صحبت‌های من توجه کردید، از همه شما ممنونم.

تایپ خبر: مسافر مجتبی   لژیون ششم و مسافر روح ا.. لژیون پنجم

عکاس: مسافر حمزه لژیون چهارم

ارسال خبر: مسافر روح ا.. لژیون پنجم

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .