موضوع مشارکت مکتوب «قضاوت و جهالت»
سلام دوستان عباس هستم مسافر
به نظر من، انسان بهطور طبیعی توانایی قضاوت دارد و این موضوع برای ادامه زندگی لازم است. همه ما مرتب در حال قضاوت هستیم، اما این قضاوت باید در مورد خودمان و مسائل زندگی خودمان باشد.منِ عباس، هر روز در حال تصمیمگیری و قضاوت هستم؛ اینکه آیا به کنگره بیایم یا نیایم، فلان کار را انجام بدهم یا ندهم، این پول را خرج کنم یا نکنم. این نوع قضاوت برای زندگی هر انسانی ضروری است و اگر درست انجام شود، بسیار هم مفید است؛ چون باعث رشد و پیشرفت خود فرد میشود.اما مشکل از جایی شروع میشود که از این چهارچوب خارج میشوم و میخواهم درباره دیگران قضاوت کنم. زمانی که وارد زندگی دیگران میشوم و شروع به تجسس میکنم، در واقع وارد وادی جهالت و ناآگاهی شدهام.در کنگره گفته میشود: «گمان بد نبرید.» فرض کنید من وارد کنگره میشوم و درباره یکی از اعضا، چه سفر اول باشد و چه سفر دوم، با خودم میگویم: «حتماً این هفته مواد مصرف کرده است.» این فقط یک گمان است، نه یک حقیقت. این همان اولین مرحله قضاوت است؛ یعنی ظن بد.بعد از آن، ذهنم شروع به تجسس میکند؛ دنبال نشانه میگردم تا این گمان را ثابت کنم و در نهایت او را قضاوت میکنم. در حالی که هیچکدام از اینها وظیفه من نیست.به نظر من، هرچه انسان جاهلتر باشد، بیشتر دیگران را قضاوت میکند و هرچه آگاهتر و داناتر باشد، کمتر وارد زندگی دیگران میشود. من باید دوربینم فقط روی خودم باشد، نه روی دیگران.
گاهی میگوییم: «این راهنما چرا اینطور است؟»، «فلانی منیت دارد»، «فلانی کینه دارد»، «او این کار را کرده، آن یکی آن کار را کرده است.» همه اینها از ناآگاهی و جهالت من سرچشمه میگیرد؛ چون به جای اصلاح خودم، مشغول بررسی دیگران شدهام.قضاوت واقعی، مخصوص ذات پاک پروردگار است. حتی یک قاضی که سالها درس خوانده، تجربه دارد و شغلش قضاوت است، با وجود اینکه حرف هر دو طرف را میشنود و بررسی میکند، باز هم ممکن است اشتباه کند. پس من که نه از همه واقعیتها خبر دارم و نه مسئول قضاوت دیگران هستم، چگونه میتوانم درباره افراد حکم صادر کنم؟یک پیام بسیار زیبایی هم از حضرت مسیح (ع) داریم که میفرمایند: «خار را در چشم دیگران میبینی، اما چوب را در چشم خودت نمیبینی.»این جمله به من یادآوری میکند که قبل از دیدن عیب دیگران، باید عیبهای خودم را ببینم و برای اصلاح آنها تلاش کنم.در پایان، منِ عباس باید تمام قضاوتم را متوجه خودم کنم تا باعث رشد و پیشرفت خودم شود. هر زمان که از این چهارچوب خارج شدم و دوربینم را روی دیگران گرفتم، همانجا میتواند آغاز نقطه سقوط من باشد.از اینکه به صحبتهای من توجه کردید سپاسگزارم.
مشارکت مکتوب مسافر عباس رهجوی راهنمای محترم مسافر احمد ((لژیون دوم))
سلام دوستان مجیدهستم یک مسافر.
در کنگره ۶۰ یاد میگیریم که بسیاری از قضاوتهای ما ریشه در ناآگاهی و جهالت دارد. زمانی که از شرایط، گذشته، آموزشها و مشکلات یک فرد اطلاع کافی نداریم، اما درباره او نظر قطعی میدهیم، در حقیقت از روی جهالت قضاوت کردهایم.قضاوت باعث میشود آرامش خودمان را از دست بدهیم، روابطمان آسیب ببیند و از رشد شخصی باز بمانیم. وقتی دائماً در حال قضاوت دیگران هستیم، فرصت نگاه کردن به نقاط ضعف خودمان را از دست میدهیم. در حالی که هدف کنگره ۶۰، اصلاح و ساختن خود است، نه تغییر دادن دیگران.
جهالت تنها ندانستن نیست؛ گاهی تصور میکنیم همه چیز را میدانیم، اما در واقع اطلاعات ما ناقص است. هرچه دانش و آگاهی ما بیشتر شود، قضاوتهای عجولانه کمتر میشود و جای آن را درک، احترام و محبت میگیرد.من یاد گرفتهام قبل از قضاوت، از خودم بپرسم: آیا تمام حقیقت را میدانم؟ آیا اگر جای آن فرد بودم، شرایط را بهتر مدیریت میکردم؟ این سؤال ها باعث میشود با تواضع بیشتری به دیگران نگاه کنم.
در کنگره ۶۰ میآموزیم که هر انسانی در مسیر تکامل خود قرار دارد و هرکس در جایگاه خودش در حال آموزش دیدن است. بنابراین، بهتر است به جای قضاوت دیگران، روی آموزش، جهانبینی و عملکرد خودمان تمرکز کنیم. اگر بتوانیم قضاوت را کنار بگذاریم، آرامش بیشتری را تجربه خواهیم کرد و روابط سالمتر و محبتآمیز تری خواهیم داشت.از خداوند میخواهم به همه ما کمک کند تا از تاریکی جهالت به سوی نور آگاهی حرکت کنیم و به جای قضاوت، با شناخت، محبت و احترام با دیگران برخورد کنیم.سپاسگزارم که به صحبتهای من توجه کردید.
مشارکت مکتوب:مسافر مجید رهجوی راهنمای محترم مسافر محمد ((لژیون سوم))
سلام دوستان مصطفی هستم مسافر
انسان بهگونهای آفریده شده است که گویی از همان ابتدا تمایل به قضاوت کردن دارد. در طول زندگی، همواره بر سر دوراهیهای مختلف قرار میگیریم؛ دوراهیهایی که هر کدام میتوانند به هزاران مسیر منشعب شوند؛ مسیری به سوی تقوا و رشد، یا مسیری به سوی فساد و سقوط.
خداوند به انسان اختیار داده است و همین اختیار، ارزش انتخابهای او را مشخص میکند. نیروهای بازدارنده و شیطان تنها نقش دعوتکننده را دارند؛ آنها چیزی را به انسان تحمیل نمیکنند، بلکه فقط پیشنهاد میدهند. همانطور که در مصرف مواد مخدر، تصمیم نهایی با خود فرد است، در مسئله قضاوت نیز چنین است. قضاوت یکی از همان پیشنهادهای پنهانی است که پیوسته از سوی نیروهای بازدارنده به ذهن انسان القا میشود؛ پیشنهادی که بهسادگی دیده نمیشود و به همین دلیل لازم است همیشه با هوشیاری و آگاهی عمل کنیم.
آقای مهندس میفرمایند: «قضاوت در مقابل جهالت است.» یعنی زمانی که دیگران را قضاوت میکنیم، این رفتار از جهل و ناآگاهی ما سرچشمه میگیرد. همچنین، اگر ما دیگران را قضاوت کنیم، دیر یا زود خود نیز در معرض قضاوت دیگران قرار خواهیم گرفت.
البته انسان باید قضاوت کند، اما نه درباره دیگران؛ بلکه درباره خودش. اگر نگاه نقادانه و قضاوتگر ما متوجه اعمال و رفتار خودمان باشد، زمینه رشد و اصلاح را فراهم میکند. اما زمانی که دیگران را قضاوت میکنیم، بهتدریج غیبت، سرزنش و بدگویی نیز به دنبال آن شکل میگیرد و در نهایت، آرامش را از ما گرفته و موجب رنج و عذاب خودمان میشود.
به همین دلیل است که آقای مهندس همواره در ابتدای سخنان خود میفرمایند: «از جهل و نادانی خودمان، ۱۴ ثانیه سکوت میکنیم و به سوی خداوند پناه میبریم.» این سکوت، یادآور آن است که پیش از هر قضاوتی، ابتدا به درون خود نگاه کنیم و برای رهایی از جهل و نادانی، از خداوند یاری بخواهیم.
مشارکت مکتوب: مسافر مصطفی رهجوی راهنمایی محترم مسافر عباس (لژیون یکم)
تنظیم ،ویرایش و ارسال :مرزبان خبری مسافر جعفر
- تعداد بازدید از این مطلب :
68