همهی ما مفهوم شکست را میدانیم. همان طور که یک لیوان میافتد و میشکند انسان هم میشکند؛ یعنی در شرایط زندگی چه دانسته چه ندانسته مسائل و یا بحرانی برای فرد پیش میآید که در این مرحله انسان فرو میریزد و احساس شکست میکند.
بعضی افراد ممکن است در این شرایط دست به خود کشی هم بزنند؛ ولی اگر همان انسان کمی صبر و تحمل کند شرایط عوض خواهد شد چون زمان مسائل و مشکلات را در خودش حل خواهد کرد به شرط این که در مسیر درست باشد. وظیفهی ما در قبال فرد آسيب دیده و یا فردی که دچار شکست شده این است که به او کمک کنیم؛ چون فردی که در آستانه شکست است رفتار، گفتارش فرق میکند.
ممکن است تصمیمات سریع بگیرد و از کنترل خارج شود و تعادل ندارد. ما با رفتار و گفتارمان آن را تشدید و یا تجدید نمیکنیم، ما میتوانیم به او کمک کنیم؛ معمولا انسانها در این شرایط تشدید میکنند. فردی که در آستانه شکست است و یا در سرازیری قرار دارد همه سعی میکنند آن را هول بدهند و یا حرکت سریع کنند، سعی نمیکنند ببخشند. فردی که در این شرایط قرار دارد چون روی تعادل نیست ممکن است حرف درشتی بزند و اگر ما درک صحیح داشته باشیم؛ حرف درشت آن فرد را به گونهای تعبیر میکنیم که این حال خوبی ندارد.
ما باید زاویهی دیدمان را تغییر بدهیم و فوری بگوییم انسانی است که شکست خورده؛ باید به او کمک کنیم نباید در صدد تلافی باشیم؛ اگر ما در این شرایط فرض کنیم چنین فردی، مثل آتش است اگر بنزین بریزیم یا اکسیژن به آن برسانیم و یا به آن باد بدمیم این آتش شعلهورتر میشود؛ پس ما برای خاموش شدن باید کمتر با این فرد درگیر شویم و کمتر برخورد کنیم.
وقتی انسانی دچار ترس و یا بحرانی میشود عکسالعمل از خود نشان میدهد؛ ما باید بردبار باشیم. سختترین انسانها ممکن است تبدیل به مهربانترین انسانها شوند و بالعکس آن درستترین و مهربانترین انسانها تبدیل به بدترین انسانها شوند.
کوتاه آمدن نشانهی ترس نیست، نشانهی آگاهی انسان است، نشانهی فهم و درک انسان است، انسان فهمیده کوتاه میآید، انسانی که کوتاه نیاید از جهل اوست و نشانه بی خردی است.
نکته بسیار مهمی که در این سیدی است وقتی چنین شرایط بحرانی برایمان پیش آمد؛ غمگین نباشیم و راهش را پیدا کنیم چهطور میتوانیم؟ ذهن مثل یک رایانه است اگر روی آن تصویر غمگین قرار دهی لحظه به لحظه بیشتر درون تاریکی میروی و اگر تصویر مثبت نگاه کنی بیشتر به سمت امیدواری میروی.
انسانی که میشکند باید به تلاش و کوشش ادامه بدهد. ممکن است از یک غم انسان دست به جنایت بزند ممکن است صعود کند و با تلاش، تفکر و تعقل میتوانیم این ظلمت را به روشنایی تبدیل کنیم.
نکته آخر اینکه ما در کنگره۶۰ باید فرد شکست خورده را کمک کنیم و پر و بالش را بگیریم؛ این فرد در سفر اول تکلیفش روشن است بیمار است و در حال سفر؛ ولی اگر در سفر دوم ناسازگاری انجام بدهد این قرض، آن موقع است که ناسالم است؛ اما اگر سالم باشد و آموزش گرفته باشد بیماریش برطرف شده و در نهایت اینکه مراعات انسانها را میکند. کلام آخر اگر مرهم روی زخم انسانها نمیتوانیم باشیم؛ لااقل کاری کنیم که نمک روی زخمهایشان نباشیم.
نویسنده: همسفر زینب رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون ششم)
رابط خبری: همسفر رقیه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون ششم)
عکاس: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر منصوره (لژیون هفتم) نگهبان سایت
ویرایش و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون ششم) دبیر دوم سایت
همسفران نمایندگی صادق قم
- تعداد بازدید از این مطلب :
90