زمانیکه سیدی محرم استاد امین را گوش میدادم، احساس کردم ارتباط عمیقی با دستور جلسه این هفته دارد.
استاد میگویند: رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی پیدا کردن رمز و دیگری برداشتی که از آن رمز داریم که همان راز است. تا زمانی که انسان رمز یک موضوع را پیدا نکند، اذن ورود به آن مرحله به او داده نمیشود.
به نظر من، یکی از رمزهای حضور در کنگره، درک فلسفه قوانین آن است. شاید در ابتدا این سؤال برای خیلی از ما پیش بیاید که چرا رابطه کاری و مالی در کنگره ممنوع است، اما اگر فقط ظاهر قانون را ببینیم؛ هنوز رمز آن را پیدا نکردهایم. وقتی رمز را پیدا کنیم، متوجه میشویم که این قانون برای حفظ مسیر درمان، حفظ حرمت کنگره و سلامت اعضاست.
همه انسانها به دنبال کشف حقیقت هستند و حقیقت چیزی است که انسان را به حال خوش پایدار نزدیک کند، نه یک حال خوش موقت. گاهی ممکن است یک رابطه مالی یا کاری در لحظه برای ما منفعت یا احساس خوبی ایجاد کند، اما اگر باعث شود آموزش، درمان، رابطه با راهنما یا آرامش کنگره آسیب ببیند، آن حال خوش، حقیقت نیست؛ بلکه یک احساس زودگذر است.
نکته دیگری که برایم بسیار مهم بود، این است که، برای پیدا کردن رمز هر چیزی باید محرم آن شد و محرم شدن زمانی اتفاق میافتد که حس انسان سالم باشد. حس سالم هم با تزکیه و عبور از سختیها به دست میآید. یعنی اگر من هنوز نتوانستهام از خواستههای نفسانی، منفعتطلبی یا وابستگی عبور کنم، ممکن است دلیل این قانون را هم درست درک نکنم و فقط به این فکر کنم که چرا نباید با اعضای کنگره کار یا معامله داشته باشم.
ممکن است حقیقت بارها جلوی چشم انسان قرار بگیرد، اما او آن را نبیند. حتی ممکن است سالها در لژیون بنشیند و حرف راهنما را بشنود، اما چون حسش آماده نیست، چیزی دریافت نکند. به نظر من، قوانین کنگره هم همینگونه هستند؛ ممکن است بارها درباره آنها صحبت شود، اما تا زمانی که حس ما تغییر نکند، رمز آنها را کشف نمیکنیم.
در سیدی به این موضوع هم اشاره میشود که اگر بر قلب انسان مهر زده شود، دیگر قدرت دریافت و پرداخت را از دست میدهد و استخر انرژی او خالی میشود.
من برداشت میکنم که اگر منافع شخصی، مالی یا کاری وارد فضای درمان شود، ممکن است همین اتفاق بیفتد؛ یعنی به جای اینکه انرژی بگیریم و آموزش ببینیم، ذهن ما درگیر حساب و کتاب، توقع، سود و زیان شود و دیگر نتوانیم آموزش را خالصانه دریافت کنیم.
مثال تیراندازی با کمان هم برای من بسیار آموزنده بود. استاد میگویند ممکن است سالها بهترین مربی به شما آموزش بدهد، اما تا زمانی که خودتان به آن درک درونی نرسید، نمیتوانید آن حرکت را درست انجام دهید. یعنی رمز از بیرون به انسان داده نمیشود؛ باید آن را در درون خودش پیدا کند. به همین دلیل، شاید سالها در کنگره باشیم، اما زمانی حقیقت این قوانین را میفهمیم که در مسیر تزکیه حرکت کرده باشیم.
مفهومی که متوجه شدم؛ این است که ممنوع بودن رابطه کاری و مالی، فقط یک قانون نیست؛ بلکه رمزی برای حفظ سلامت حس، حفظ حرمت کنگره و ادامه مسیر درمان است. اگر محرم این مسیر شویم، دیگر این قانون را محدودیت نمیبینیم، بلکه آن را ابزاری برای رسیدن به حقیقت و حال خوش پایدار میدانیم.
منبع: سیدی محرم
نویسنده: همسفر مریلا رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پنجم)
رابط خبری: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پنجم)
ویرایش و ارسال: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر ملیحه (لژیون یازدهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی پرستار
- تعداد بازدید از این مطلب :
357