جلسه چهارم از دوره شانزدهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی دکتر علیرضا به استادی ایجنت همسفر نسرین، نگهبانی همسفر فردوس و دبیری همسفر زهرا با دستور جلسه «حرمت کنگره۶۰، چرا رابطه کاری، مالی و خانوادگی در کنگره۶۰ ممنوع است؟» روز دوشنبه ۸ تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
از نگهبان جلسه، دبیر و گروه مرزبانی سپاسگزارم که به من اجازه دادند در این جایگاه قرار گرفته و از شما عزیزان آموزش بگیرم. دستور جلسه این هفته، یکی از مهمترین دستور جلسات کنگره۶۰ با عنوان «حرمت کنگره۶۰ و چرا رابطه کاری، مالی و خانوادگی در کنگره۶۰ ممنوع است.» میباشد. ابتدا نام کنگره با عنوان جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ را بررسی میکنیم. کنگره یک سازمان مردم نهاد است. احیاء انسانی یعنی زنده کردن انسانها. غیر ممکنی که در این جهان ممکن شد و مردی سکان این ناو را در دست گرفته و پروندهای را پذیرفت که از زمان حضرت آدم تاکنون هیچ بندهای این پرونده را نپذیرفته بود؛ یعنی پرونده درمان اعتیاد. آقای مهندس تنها وکیل مدافعی هستند که این پرونده را قبول کردند.
من نسرین نمیدانم در قبال انجام کدامین دعای خیر مجوز ورود به کنگره را دریافت نمودم. در ابتدا باید ساختار کنگره۶۰ و اهمیت این مکان مقدس را بدانیم که خدای نکرده برایمان تکراری نشود. بنده شخصاً هر بار قبل از ورود به کنگره سجده شکر به جا میآورم. این اهمیت موضوع را میرساند که ما بدانیم در چه مکانی در حال آموزش هستیم و به واسطه این مکان و آموزشها، مسائل و مشکلاتمان حل میشود. کنگره یک سازمان مردم نهاد است. یعنی چه؟ یعنی تکتک ما با ورود به این مکان در قبال این ساختار مسئول هستیم. مسئولیت ما چیست؟ مسؤلیت ما حفظ، بقاء، رشد و توسعه که هدف هر سازمان و ساختاری است و این رسالتی است که ما در قبال این سازمان بر عهده داریم، هنگامی که وارد کنگره میشویم بایستی این نکات را مدنظر داشته باشیم.
یکی از عواملی که کنگره۶۰ را سرپا نگه داشته، قوانین و حرمتهای آن است. این قوانین و حرمتهای کنگره۶۰ کار تمام قضات، وکلا، دادگستری، نیروهای انتظامی و پلیس را انجام میدهد. بیرون از کنگره کم و بیش دیدهایم در دورهمیها و تجمعات، حتی جمعهای خانوادگی بابت کوچکترین مسائل بحث، دعوا و درگیری به وجود آمده که حتی کار آنها به شکایت و پرونده سازی در دادگاهها میانجامد؛ اما طی ۳۰ سال که از تأسیس کنگره۶۰ میگذرد افراد در کنار یکدیگر درمان میشوند و هیچکدام از این مشکلات تاکنون به وجود نیامده است و این نتایج به حرمتهای کنگره برمیگردد. هنگام قرائت حرمت کنگره با تمام وجود به آن گوش فرا دهیم. در سیدی حرمت آقای مهندس صفر تا صد حرمت کنگره۶۰ را برای ما توضیح دادهاند.
ما اعضاء کنگره۶۰ در طول هفته زمان زیادی را در کنار یکدیگر سپری میکنیم؛ اما لزومی ندارد از اطلاعات شخصی یکدیگر باخبر شویم. لزومی ندارد من بدانم مسافر طرف مقابلم چگونه سفر میکند؟ آیا به رهایی رسیده است یا خیر؟ نباید سفره دلمان را برای کسی باز کنیم؛ زیرا همانگونه که هرگز اثر انگشت دو انسان شبیه به هم نیست مسیرهای تکاملی انسانها نیز متفاوت بوده و برای هر کس به شکل خاصی میباشد.
اگر من امروز برای هم لژیونی خودم از گریز زدن و دیگر اعمال و رفتار مسافرم تعریف کرده و درد دل نمایم، ایشان نیز به حرفهایم گوش سپرده و مرا همراهی میکند که باعث میشود هم خودم از مسیر غافل شده و منحرف شوم و هم باعث غفلت و انحراف آن شخص خواهم شد؛ پس حرمتهایی که آقای مهندس برای ما تعیین کردهاند تماماً قوانین هستی بوده، بایستی من نسرین به هر کدام از این حرمتها با دقت گوش فرا داده و عمل نمایم. ما در کنگره۶۰ از رفتوآمد خانوادگی منع شدهایم؛ همچنین باید از شوخیهایی که باعث بی حرمتی در کنگره میگردد پرهیز نموده؛ بهطور کلی درگیر تنها هدفمان یعنی درمان و رهایی مسافرمان باشیم.
کنگره۶۰ جدای از درمان اعتیاد در تلاش است که یک تفکر و اندیشه درست را در دنیا نهادینه کند، تفکری که میگوید: (هرکه به این سرا درآمد نانش دهید، از ایمانش مپرسید.) من نباید سر عقایدم با دیگری جنگ و دعوا داشته باشم؛ بلکه باید بدانم و بپذیرم هر انسان حق حیات داشته و با هر نظر و عقیدهای که دارد قابل احترام است. هنگامی که این تفکر درون من نهادینه شود در مواجهه با شخصی که عقاید و تفکرات متفاوتی دارد، رفتار درستی خواهم داشت. لیکن ممکن است آن شخص با خود بگوید ایشان کجا آموزش دیده است که چنین رفتار شایستهای دارد؟ به این شکل میتوانم معرف کنگره۶۰ بوده و در رشد، توسعه، حفظ و بقای آن نقش بهسزایی داشته باشم.
اولین حرف کنگره۶۰ داشتن نظم و انضباط بوده و هدف آن پرورش انسانهایی بسیار منظم است. من یک رهجو هستم و برای پیدا کردن راه آمدهام؛ بنابراین بایستی قبل از راهنما در شعبه حضور داشته باشم. نباید پس از شروع جلسه وارد شوم. آقای مهندس میفرمایند: در کنگره۶۰ ساعت اختراع شده است. ما همگی گرفتاریهای مشابهی داریم، حال یکی کمتر یکی بیشتر. راهنماها هر روز قبل از شروع جلسه در سالن حضور دارند من نیز باید بیاموزم به موقع و سر زمان مقرر در شعبه حاضر باشم.
کنگره میخواهد از ما انسانهای قوی بسازد؛ آنچنان که بیدی نباشیم که با هر باد و نسیمی به لرزه درآییم؛ بلکه باید محکم و قوی باشیم. به این شکل که به عنوان مثال اگر همسفری که هم سن نوه من است خدمت عکاسی دارد، هنگام گرفتن عکس به من بگوید خانم نسرین پوششتان را برای این کار درست کنید، من باید استقبال کنم، چرا؟ چون ایشان وظیفهاش را به درستی آموخته و کارش را به بهترین نحو انجام میدهد. این رفتار نباید باعث دلخوری و ناراحتی من شود؛ زیرا به درستی در حال انجام وظیفه است؛ پس سعی کنیم ساختاری قوی بسازیم.
یک ساختار قوی نیاز به انسانهای قوی دارد. انسانهای محکمی که درونی قوی داشته و به دنبال مسیر در حرکت و تشنه آموزش باشند. به قول آقای مهندس که بارها فرمودهاند: «آب کم جو تشنگی آور به دست.» من باید تشنه آموزش، یادگیری و حرکت در مسیر درست باشم. فراز و نشیبهای مسیر را به جان خریده و باور داشته باشم که حتماً خداوند در این فراز و نشیبها برای من خیری نهاده است. در کنگره۶۰ رنجش معنایی ندارد. من نسرین باید چشم گفتن را آموخته و فرمانبردار باشم. نگهبان نظم، مهماندار، میکروفون گردان و هر شخص در هر جایگاه خدمتی در صورتی که مسیر را به اشتباه رفتم به من تذکر داده و یادآوری نماید که مسیر شما اشتباه است و بهتر است طبق قوانین و حرمتها رفتار کنید. من نیز به دیده منت پذیرفته و بابت دریافت راهنمایی سپاسگزار باشم. انشاءالله با این تفکر و اندیشه در کنار یکدیگر ساختاری قوی بسازیم و برای حفظ نمایندگی نهایت سعی و تلاشمان را به کار گیریم.
میدانیم که اکثر خدمتگزاران نمایندگی دکتر علیرضا از اصفهان تشریف فرما میشوند و زمانی از اینجا خواهند رفت؛ بنابراین ساختار باید بسیار قوی باشد و به دست خودتان مدیریت و کنترل شود. بدین منظور بهتر است زمین و ساختمان نمایندگی در مالکیت خودتان باشد و این نمایندگی آنچنان قدرتمند و منسجم شود که از دل آن شعب قدرتمند دیگری نیز ایجاد شده و به واسطه آن انسانهای دردمند بیشتری از رنج اعتیاد رهایی یابند. هر حرکت و گام ما در کنگره۶۰، طبق قانون اثر پروانهای، در کل جهان هستی، کره زمین انعکاس داشته و پخش خواهد شد. اگر امروز لبخند ساده من باعث حال خوب کسی شود و حال خوش آن شخص به خانوادهاش منتقل شده حال ایشان نیز خوب شود؛ سپس افراد دیگری که با این خانواده در ارتباط هستند نیز به حال خوش برسند، همچنان این حس خوب رشد و توسعه پیدا کرده نهایتاً انرژی این فرایند به خود من باز خواهد گشت؛ باید سعی کنیم ماهی یک مرتبه سیدی حرمت را گوش دهیم.
هنگام قرائت حرمت کنگره۶۰ فقط گوش جان سپرده روی کلمه به کلمه آن تفکر نماییم که چرا به من میگویند در کنگره۶۰ رابطه مالی و خانوادگی ممنوع است؟ چرا نباید دروغ بگوییم؟ به طور مثال اگر مسافری در مورد مواد مصرفیاش، واقعیت را بیان کند، سفر خوبی داشته؛ در غیر این صورت سفر خود را خراب خواهد کرد؛ پس در مسائل مختلف هر یک از حرمتها بسیار تا بسیار مهم است. بحث سیاسی نداشته باشیم. گروه و جناح در این مکان معنایی ندارد. به قول آقای مهندس در کنگره سبز، سیاه، قرمز و آبی نداریم. اینجا اصل و اساس رهایی انسانها از بند اعتیاد، کمک و یاری یکدیگر و ایجاد زمینهای مناسب برای تمام انسانهای این سیاره با هر دین، مرام و مسلک است تا بتوانند به این مکان مقدس آمده از شراب ناب کنگره بنوشند. ۴ پایه عرفان ایرانی که حافظ و مولوی از آن سخن میگویند بر اساس «مرنج و مرنجان، بنوش و بنوشان» است. ما باید به این ۴ اصل برسیم. کنگره میخواهد ما را به آنجا برساند که از کسی رنجش نداشته باشیم، کسی را نرنجانیم و از شراب نابی که نوش جان کردهایم به دیگران نیز بنوشانیم.
جابهجایی نگهبان صوتی و دبیر صوتی

.jpg)
مرزبان کشیک: همسفر شکوه
تایپیست: همسفر مرضیه رهجوی راهنما همسفر آرزو (لژیون اول)
عکاس: همسفر مائده رهجوی راهنما همسفر آیسان (لژیون نهم)
ارسال: مرزبان خبری همسفر سمیرا
همسفران نمایندگی دکتر علیرضا
- تعداد بازدید از این مطلب :
735