جلسه چهارم از دور ششم جلسات لژیون سردار نمایندگی رودهن با دستور جلسه «وادی چهارم و تأثیر آن روی من» به استادی راهنمای تازهواردین همسفر رضوان و نگهبانی راهنمای تازهواردین همسفر فروزان و دبیری همسفر مریم و خزانهداری همسفر فائزه روز سهشنبه مورخ ۲ تیرماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۶ آغاز به کار کرد.
.jpeg)
خلاصه سخنان استاد:
از خداوند خیلی سپاسگزارم، از آقای مهندس، استاد سردار و خزانهدار و دبیر و نگهبان خیلی سپاسگزارم که این فرصت را در اختیار من قرار دادند که برای اولین بار در جایگاه استادی در لژیون سردار بنشینم و خدمت کنم و از شما آموزش بگیرم. دستورجلسه در مورد وادی چهارم است، ابتدا میخواهم یک شعر بخوانم؛
به لطف خدا رهایی است اما با قدمهایم
چراغ راه روشن میشود از همت فردایم
در وادي چهارم آموختم این راز روشن را
که مسئولیت خويش است کلید کار دنیایم
وادی اول فکر کردن را به من یاد میدهد، وادی دوم من را از پوچی و ناامیدی بیرون میآورد، وادی سوم به من آموزش میدهد که تمام مسئولیت کارهایم را خودم به عهده بگیرم و دست دیگران نیندازم.
آقای مهندس در وادی چهارم بین من و خداوند یک مرزبندی را مشخص میکند؛ هر کاری که من انجام میدهم چه چیزی مسئولیت با خودم است یا مسئولیت با خداوند است. گاهی انسان در برابر مشکلات و پوچیها دنبال یک تکیهگاه و گریزگاه میگردد که این پوچیها را به او تکیه دهد که با سنگینی این ناکامیها را از روی دوش او بردارند؛ اما خداوند دو نعمت خیلی بزرگ به انسان داده است عقل و اختیار که مسیر را به من نشان میدهد که مسئولیتی که بر عهده دارم همه بر عهده خودم است و با دو ویژگی که دارم مسئولیت را بر عهده میگیرم. اینکه نگویم چون خداوند من را خلق کرده؛ پس باید تمام مسئولیت من را بر عهده بگیرد. آقای مهندس در سیدی جبر و اختیار میفرمایند؛ انسان در انتخابهایی که میکند آزاد است؛ ولی مسئولیت نتایج آن انتخابها را باید خودش بپذیرد. حالا اختیار به من میگوید کدام مسير را بروم. مسیری را بروم که کویر، خشک و حال خراب باشد یا مسیری را بروم که حال خوش و آرامش باشد، سرسبزی و شادابی باشد؛ پس همه اینها بازمیگردد به اختیاری که من دارم.
خداوند تواناییهای لازم را در وجود انسان قرار داده است و این انسان است که باید مسئولیت زندگی را بپذیرد و برای خواستهها باید تلاش کند. در وادی سیزدهم میگوید هر موضوع یک کلید یا یک راهحل دارد که با شروع به انجام راهها پیدا میشوند. نقطه تغییر همیشه از درون انسان شروع میشود، از لحظهای که تصمیم میگیرد به جای سرزنش کردن، مسئولیت شرایطی که در آن قرار گرفته است را بپذیرد. اگر ببیند و بپذیرد در اینجا نقطه نگاه کردن انسان به خودش از بیرون کلاً تغییر میکند و دیگر دنبال مقصر نیست. من اگر در تمام کارهایم مسئولیتپذیر باشم و آن مسئولیتی که به من واگذار کردند به خداوند واگذار نکنم؛ قطعاً خداوند میگوید از تو حرکت و از من برکت و این وعده خداوند دروغ نیست.
در سیستم کائنات هیچ چیز به هیچ فردی مجانی داده نمیشود؛ یعنی باید در آن مسير قدم برداری که به تو داده شود. طبق پیام لنگر کشتی را بکشید میگوید نباید منتظر معجزه از بیرون باشم؛ زیرا هیچ معجزهای رخ نخواهد داد، مگر اینکه باعث شوم معجزه به سراغ من بیاید. با حرکت درست هم معجزه رخ میدهد و هم خداوند من را یاری میکند. در وادی چهارم اگر من بخواهم خدا را بشناسم اول باید خودم را بشناسم، تا زمانیکه من صور پنهان خودم را نشناسم و تاریکیها را نشناسم، تا ندانم نفس من در کدام مرحله قرار دارد؛ اماره، لوامه یا مطمئنه است، چطور میتوانم مسئولیت خودم را بپذیرم. این وادی به من یاد میدهد که به جای اینکه بپرسم چرا خدا برای من کاری نمیکند، از خودم بپرسم من خودم برای خودم چه کاری انجام دادم؟ خداوند از رگ گردن به من نزدیکتر است کافی است که من در مسیرش قرار بگیرم و صدایش بزنم. آن دعاکردن من زمانی مؤثر واقع میشود که اگر من در مسیر قرار بگیرم، نتیجه کار را به خودم بسپارم.
در مورد لژیون سردار، یکی از آموزشهایی کنگره۶۰ بخشش و گذشت است، بخشش واقعی زمانی اتفاق میافتد که من احساس رضايت و آرامش را داشته باشم. بخشش حقیقی زمانی به وجود میآید که من از خوشحالی دیگران، خوشحال باشم و واقعاً خوشحالی آنها را ببینم و لذت ببرم. اگر من بتوانم چیزی را ببخشم و از آن عبور کنم؛ قطعاً اتفاقات خیلی بهتری برای من میافتد. پس حضور در لژیون سردار اگر با عشق و آگاهی باشد، در مسیر قدم برمیدارم و در حال ساختن خودم هستم و گرههای درونی خودم که یکییکی از انها عبور کنم؛ ولی اگر دنبال گله و شکایت باشم قطعاً از این مسیر فاصله میگیرم و از این دایره به بیرون پرت میشوم. پس مسئولیتی که من قبول میکنم؛ اگر کارها و انتخابهای من نتیجه داشته باشد باید خودم جوابش را بدهم. من به لژیون سردار چقدر تعهد دارم؟ تعهدی که من میدهم آیا خودم عملی میکنم؟ اگر امروز مسافرم درمان شده و خودم به آن حال خوب رسیدم و در کنگره حسابگرانهای وجود ندارد با آن بخشش آن را انجام میدهیم. پس بین آن چه که من میگویم و آنچه که انجام میدهم فاصلهای نباشد. امیدوارم که استاد سردار هر سال من را روی یکی از این صندلیها بنشاند و دستم را بگیرد که بتوانم حضور داشته باشم.

تایپیست: راهنمای تازهواردین همسفر فروزان
عکاس: همسفر شیرین رهجوی راهنما همسفر شادی (لژیون دوم)
ارسال: راهنمای تازهواردین همسفر مهدیه
همسفران نمایندگی رودهن
- تعداد بازدید از این مطلب :
116