وقتی برای اولین بار شنیدم که در کنگره رابطه کاری، مالی و خانوادگی بین اعضا ممنوع است، با خودم فکر کردم مگر کمک کردن به یکدیگر چه اشکالی دارد؟ مگر دو همسفر یا دو مسافر که در یک مسیر هستند نمیتوانند با هم شریک شوند، از هم پول قرض بگیرند یا حتی رفتوآمد خانوادگی داشته باشند؟ اما هرچه بیشتر در کنگره آموزش گرفتم، متوجه شدم این موضوع فقط یک قانون نیست، بلکه یک حفاظ برای حفظ امنیت و آرامش همه اعضاست.
کنگره محل درمان است. ما به کنگره میآییم تا روی خودمان کار کنیم، آموزش بگیریم و حالمان را خوب کنیم. اگر روابط بیرون از کنگره با روابط درون کنگره مخلوط شود، کمکم حاشیهها جای آموزش را میگیرند.
فرض کنیم یک راهنما و رهجو به دلیل صمیمیت زیاد، بیرون از کنگره هم با هم رفتوآمد کنند. در ابتدا شاید همه چیز خوب به نظر برسد، اما بعد از مدتی رابطه آموزشی تحت تأثیر قرار میگیرد. روزی که راهنما بخواهد تذکر جدی بدهد یا اشتباه رهجو را گوشزد کند، رهجو دیگر او را فقط به چشم راهنما نمیبیند. با خودش میگوید ما که با هم دوست هستیم، ما که رفتوآمد داریم، چرا اینطور با من صحبت کرد؟ کمکم جایگاه راهنما از بین میرود و آموزش اثر خودش را از دست میدهد. از طرف دیگر راهنما هم ممکن است نتواند آن قاطعیت لازم را داشته باشد، چون رابطه از حالت آموزشی خارج شده است.
در رابطه مالی نیز همین اتفاق میافتد. فرض کنیم دو همسفر یا دو مسافر با هم دوست میشوند و یکی از دیگری مبلغی پول قرض میگیرد. تا وقتی همه چیز خوب است مشکلی دیده نمیشود، اما اگر پول دیر برگردانده شود یا اختلافی پیش بیاید، ذهن هر دو نفر درگیر میشود. یکی ناراحت است که پولش را نگرفته و دیگری از اینکه تحت فشار قرار گرفته دلخور است. حالا این دو نفر وارد جلسه میشوند. آیا میتوانند مثل قبل فقط روی آموزش تمرکز کنند؟ معمولاً نه. موضوع مالی از بیرون وارد فضای کنگره شده و آرامش را گرفته است. حتی گاهی اختلاف دو نفر به چند نفر دیگر هم منتقل میشود و حاشیه ایجاد میکند.
در مورد روابط خانوادگی نیز مسئله همین است. وقتی چند خانواده خارج از کنگره با هم رفتوآمد نزدیک پیدا میکنند، خواسته یا ناخواسته توقعات شکل میگیرد. ممکن است سوءتفاهمی بین دو خانواده به وجود بیاید یا اختلافی پیش بیاید که هیچ ربطی به کنگره ندارد، اما اثر آن وارد جلسات شود. آن زمان دیگر افراد به جای اینکه یکدیگر را به عنوان همسفر یا مسافر ببینند، با عینک مسائل شخصی به هم نگاه میکنند.
من به این نتیجه رسیدهام که کنگره این قوانین را برای محدود کردن افراد نگذاشته است؛ بلکه برای حفظ حرمتها گذاشته است. حرمت راهنما، حرمت رهجو، حرمت همسفر و حرمت مسافر. اگر این مرزها حفظ شود، هرکس میداند برای چه هدفی وارد کنگره شده است و میتواند بدون نگرانی و بدون حاشیه روی درمان و آموزش خودش تمرکز کند.
گاهی ما فکر میکنیم یک رابطه مالی کوچک، یک همکاری کاری یا یک رفتوآمد خانوادگی ساده مشکلی ایجاد نمیکند؛ اما تجربه سالهای طولانی کنگره نشان داده است که بسیاری از مشکلات دقیقاً از همین جاها آغاز میشوند. به همین دلیل کنگره قبل از اینکه مشکلی به وجود بیاید، مرزها را مشخص کرده است تا محیطی امن برای همه اعضا باقی بماند.
امروز این موضوع را یک محدودیت نمیبینم؛ بلکه آن را نوعی حمایت میدانم. حمایتی که باعث میشود وقتی وارد کنگره میشوم، مطمئن باشم هیچکس از من طلبکار نیست، هیچ معاملهای بین ما وجود ندارد، هیچ منفعت مالی در میان نیست و هیچ رابطهای خارج از چارچوب آموزش بر ارتباط ما سایه نینداخته است. در چنین فضایی است که میتوان با آرامش آموزش گرفت، خدمت کرد و مسیر درمان را ادامه داد.
نویسنده: همسفر رها رهجوی راهنما همسفر مرضیه ( لژیون اول)
رابط خبری لژیون سردار: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون هشتم)
عکاس: همسفر بتول رهجوی راهنما همسفر الهام (لژیون یازدهم)
ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر طاهره (لژیون نهم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی خلیج فارس بوشهر
- تعداد بازدید از این مطلب :
43