جلسه پنجم از دوره دوم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی کاشان به استادی راهنما همسفر سمیه، نگهبانی همسفر صدیقه و دبیری همسفر فهیمه با دستور جلسه: «حرمت کنگره۶۰، چرا رابطه کاری، مالی و خانوادگی در کنگره۶۰ ممنوع است؟» روز دوشنبه 8 تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان سمیه هستم همسفر. سپاسگزار خداوند متعال هستم که امروز این توفیق و روزی را برایم فراهم آورد تا در این جایگاه خدمت نموده و از ایجنت، مرزبانان گرامی و نگهبان محترم جلسه تشکر میکنم. و از بابت اعطای این فرصت سپاسگزارم. همچنین مراتب تقدیر و تشکر خود را از راهنمای عزیزم، همسفر زهره، اعلام میدارم که هر آنچه امروز دارم، مدیون عشق و زحمات بیدریغ ایشان هستم. همچنین از دبیر جلسه بابت گزارش کامل و دقیق عملکرد در خصوص دستور جلسه امروز تشکر میکنم.
در متون کنگره ذکر شده است که «کنگره مکانی مقدس و امن است». شاید در ابتدا این تعبیر «مقدس» برای برخی جای سؤال داشته باشد، اما دلیل این نامگذاری آن است که در این مکان، انسانها درمان و احیا میشوند و هیچ امری مقدستر از احیای یک انسان نیست.
در خصوص «امنیت» این مکان باید گفت که امنیت، در گرو رعایت قوانین است. من زمانی میتوانم این مکان را امن تجربه کنم که قوانین، حرمتها و حد و مرزها را پاس بدارم. هر یک از ما در تأمین امنیت این شعبه و سایر شعب، نقش کلیدی داریم (همچون آجرهای یک بنا). لذا رعایت قوانین موجب آرامش من میشود و تخطی از آنها، منجر به از بین رفتن آرامش و ایجاد فشار روانی خواهد شد.
بیمارانی که برای درمان وارد کنگره میشوند، غالباً در شرایط بحرانی (جسمی، روانی یا مالی) قرار دارند. بنابراین، محیط باید بهگونهای باشد که تنها دغدغه آنها درمان باشد و از بابت امنیت خود یا همراهانشان (مانند فرزندان) هیچ نگرانی نداشته باشند. وظیفه ماست که با رفتار و گفتار شایسته، این محیط را امن نگه داریم و از هرگونه عامل مسمومکننده یا ناامنکننده اجتناب ورزیم.
با توجه به تفاوتهای فرهنگی و اعتقادی میان افراد، برای دستیابی به هدف مشترک و آموزش در آرامش، پیروی از قوانین الزامی است تا از بروز اختلافات جلوگیری شود. در این میان، «حرمتها» که توسط آقای مهندس وضع شده است، جایگاهی والاتر از قوانین عادی دارند؛ زیرا برخلاف برخی قوانین که ممکن است موقتی یا دارای تبصره باشند، حرمتها «لازمالاجرا» هستند. اهمیت این موضوع تا جایی است که آموزش میبینیم هنگام قرائت حرمت، در هر وضعیتی (حتی در حال حرکت) متوقف شویم و این فرهنگ را حتی به فرزندانمان نیز بیاموزیم.
در تحلیل رابطه میان «ظاهر» و «باطن»، باید گفت قوانینی که با ظرافت توسط آقای مهندس تدوین شدهاند، هدفشان تربیت و آموزش من است. شخصیت هر فرد، بازتابی از افکار، گفتار و رفتارهای اوست. اگر درونی آشفته داشته باشم، این آشفتگی در رفتار و زبان من متجلی خواهد شد. بنابراین، یادگیری گامبهگام حرمتها منجر به گشودن گرههای وجودی و تثبیت مسیر حرکت من میگردد.
کسی که با افکار و رفتارهای نادرست دچار تاریکی شده است، تنها با «تغییر» میتواند به روشنایی و تعادل برسد. این تغییر، فرآیندی تدریجی است و یکشبه رخ نمیدهد. برای مثال، بسیاری از مسافران ما در اثر اعتیاد، ابتدا مجبور به پنهانکاری و دروغگویی شدند تا بتوانند به مصرف خود ادامه دهند و این روند به مرور زمان، شخصیتشان را به سوی عدم صداقت سوق داد.
در این مسیر، صداقت شرط اول است. نخستین گامی که هر مسافری باید برای تحول درونی بردارد، رها کردن دروغ و دستیابی به صداقت است. این اصل در تعامل با همسفران نیز جاری است و کنگره ما بر مبنای همین صداقت استوار میگردد.
موضوع دوم، مسئله «سرزنش دیگران» است. تمایل به سرزنش، ریشه در گرههای درونی فرد دارد. هنگامی که کسی دیگری را سرزنش میکند، در واقع دچار این باور نادرست است که تنها اوست که درست میگوید و رفتار او صحیح است؛ لذا خود را مجاز میبیند که دیگران را ملامت کند. این طرز تفکر خطا، خود را در قالب انتقاد از همسفران یا نحوه سفر آنها بروز میدهد. حال آنکه اگر همین انرژی و زمان را صرف خودشناسی و گشودن گرههای درونی کنیم، میتوانیم به رشد و تعالی برسیم.
همچنین، قطع کردن صحبت دیگران، نشانه یک نقص رفتاری است. هرچند ممکن است در ابتدا کماهمیت به نظر برسد، اما این اقدام پیامی تلخ را منتقل میکند: اینکه سخن من ارزشمندتر از سخن شماست. این رفتار نشاندهنده فقدان مهارت «گوش دادن» است؛ خلل در شنیدن نه تنها در جامعه، بلکه در محیط خانواده، در رابطه با فرزندان، همسر و والدین نیز اثرگذار است. تربیت نفس بر صبر و انتظار برای اتمام سخن دیگران، نخستین گام در یادگیری ادب و احترام است؛ چرا که احترام متقابل، حاصل رعایت ادب است.
در پایان باید تأکید کرد که کلمات ما قدرت تخریبی یا سازندگی دارند؛ یک کلمه میتواند امیدبخش باشد و کلمهای دیگر منجر به ناامیدی شود. تسلط بر زبان، در واقع تسلط بر تمام وجود است. امید است که این آموزهها را تنها به فضای کنگره محدود نکنیم و آنها را در خانواده و جامعه به کار ببندیم تا به «دانایی مؤثر» دست یابیم. از توجه شما سپاسگزارم.

مرزبانان کشیک: همسفر انسیه و مسافر احمد
عکاس و ارسال: همسفر انسیه مرزبان خبری
تایپیست و ویرایش: راهنمای تازهواردین همسفر مرضیه نگهبان سایت
همسفران نمایندگی کاشان
- تعداد بازدید از این مطلب :
118