English Version
This Site Is Available In English

این حرمت‌ها برای حفظ آرامش، محبت و اتحاد ماست

این حرمت‌ها برای حفظ آرامش، محبت و اتحاد ماست

جلسه دهم  از دوره دهم سری کارگاه های آموزشی عمومی کنگره 60 ویژه مسافران و نمایندگی پرند، با استادی مسافرحجت ، نگهبانی مسافر مصطفی  و دبیری مسافرخدایار با دستور جلسه " حرمت کنگره60 چرا رابطه کاری و مالی و خانوادگی در کنگره ممنوع است " دوشنبه 8 تیر ماه 1405 ساعت17:00آغاز به کار نمود


سلام دوستان، حجت هستم یک مسافر

ابتدا خداوند را شاکرم که بار دیگر این فرصت را به من داد تا در کنار شما عزیزان در این مکان امن حضور داشته باشم و از آموزش‌های کنگره ۶۰ بهره‌مند شوم. از ایجنت محترم، گروه مرزبانی، نگهبان، دبیر جلسه، راهنمای عزیزم جناب آقای میلاد و همچنین آقای مهرداد که فرصت خدمت کردن و آموزش دیدن را برای من فراهم کردند، صمیمانه تشکر و قدردانی می‌کنم.

دستور جلسه امروز «حرمت کنگره؛ چرا رابطه مالی و کاری در کنگره ممنوع است؟» یکی از مهم‌ترین دستور جلسات کنگره است؛ زیرا اگر این حرمت رعایت نشود، ممکن است آرامش، محبت و اعتمادی که در کنگره بین اعضا وجود دارد، به مرور زمان از بین برود. شاید در نگاه اول این قانون سخت‌گیرانه به نظر برسد، اما وقتی انسان تجربه می‌کند، متوجه م

ی‌شود که مهندس دژاکام این قوانین را بر اساس سال‌ها تجربه و شناخت انسان تدوین کرده‌اند و هر کدام از آن‌ها برای حفظ امنیت و آرامش اعضا است.

 

 

من قبل از ورود به کنگره، سال‌های زیادی در تاریکی اعتیاد زندگی کرده بودم. طبیعی بود که نوع تفکر و تصمیم‌گیری من هم تحت تأثیر همان تاریکی‌ها باشد. یکی از خصوصیات من این بود که هر کسی از من درخواست پول می‌کرد، بدون فکر و بدون بررسی قبول می‌کردم. فکر می‌کردم اگر به کسی «نه» بگویم، آدم بدی هستم. به همین دلیل بارها به افراد مختلف قرض دادم و در بسیاری از مواقع نه پولم برگشت و نه آرامشم.

خاطرم هست یکی از افراد، به مرور و به صورت مبالغ کم، از من پول قرض گرفت تا جایی که مجموع آن به حدود سی میلیون تومان رسید. هر بار می‌گفت امروز ندارم، فردا می‌دهم. در نهایت مجبور شدم طلبم را به صورت خرید داروهای گیاهی، زردچوبه، دارچین و وسایل دیگر دریافت کنم تا شاید بخشی از پولم برگردد. خدا خیرش بدهد که حداقل به همان شکل حسابش را تسویه کرد، اما افراد دیگری هم بودند که حتی همین کار را هم نکردند و هنوز چک‌هایی در خانه دارم که تاریخشان گذشته و دیگر هیچ ارزشی ندارند. آن زمان فکر می‌کردم دارم کمک می‌کنم، اما امروز می‌دانم که آن رفتار، نه به نفع من بود و نه به نفع طرف مقابل.

وقتی وارد کنگره شدم و شنیدم که هرگونه رابطه مالی و کاری بین اعضا ممنوع است، در ابتدا دلیل آن را درک نمی‌کردم. اما به مرور زمان و با تجربه کردن، فهمیدم که این حرمت‌ها برای محدود کردن اعضا نیست؛ بلکه برای حفظ حرمت انسان‌ها و جلوگیری از ایجاد اختلاف، توقع، دلخوری، وابستگی و سوءاستفاده است.

یک بار یکی از دوستان از من خواست چند وسیله را برای چند روز در صندوق عقب ماشینم بگذارم تا بعداً بیاید و تحویل بگیرد. من هم از روی محبت قبول کردم، اما آن چند روز تبدیل به چند هفته شد. هر بار که می‌خواستم به سفر بروم یا از ماشین استفاده کنم، باید وسایل او را جابه‌جا می‌کردم. شاید موضوع کوچکی باشد، اما همان اتفاق باعث شد بفهمم حتی یک لطف کوچک هم اگر خارج از چهارچوب باشد، می‌تواند آرامش انسان را بگیرد و باعث دلخوری شود.

تجربه دیگری هم داشتم که برایم درس بزرگی شد. یکی از دوستان چند بار از من پول
قرض گرفت  برای هزینه‌های شب عید و بعد هم  برای رفت‌وآمد و من هم از روی دلسوزی کمک کردم، اما کم‌کم متوجه شدم این موضوع برای او به یک عادت تبدیل شده است. هر بار که مشکلی برایش پیش می‌آمد، اولین نفر با من تماس می‌گرفت. همان جا بود که معنای واقعی این حرمت را فهمیدم. اگر من به این روند ادامه می‌دادم، شاید از روی محبت بود، اما در واقع به او کمک نمی‌کردم؛ بلکه او را به وابستگی عادت می‌دادم. آنجا بود که تصمیم گرفتم آموزش‌های کنگره را در عمل اجرا کنم.

کنگره به من یاد داد که کمک کردن، همیشه پول دادن نیست. گاهی بزرگ‌ترین کمک این است که اجازه ندهیم کسی به ما وابسته شود. امروز اگر کسی از من درخواست کمک مالی کند، ابتدا فکر می‌کنم، شرایطش را بررسی می‌کنم و بعد تصمیم می‌گیرم. اگر ببینم واقعاً نیازمند است و این کمک باعث حل مشکلش می‌شود، در حد توانم کمک می‌کنم؛ اما اگر احساس کنم این کمک فقط صورت مسئله را پاک می‌کند یا باعث ادامه یک رفتار اشتباه می‌شود، محترمانه عذرخواهی می‌کنم.

یکی از مهم‌ترین آموزش‌هایی که در کنگره گرفتم، مفهوم بخشش بود. قبل از کنگره فکر می‌کردم هر جا پول بدهم، یعنی بخشنده هستم؛ اما اینجا یاد گرفتم بخشش هم باید آگاهانه باشد. بخشش زمانی ارزش دارد که در جای درست انجام شود.

وقتی با لژیون سردار آشنا شدم، ابتدا برایم سؤال بود که چرا باید در آن شرکت کنم. اما وقتی فهمیدم تمام امکاناتی که امروز از آن استفاده می‌کنیم؛ از ساختمان، صندلی‌ها، سیستم آموزشی و همه خدمات کنگره، نتیجه بخشش افرادی است که سال‌ها قبل از ما این مسیر را طی کرده‌اند، متوجه شدم این بهترین جایی است که می‌توانم سهم کوچکی در ادامه این مسیر داشته باشم.

اولین بار که در لژیون سردار مشارکت کردم، مبلغ زیادی نبود؛ اما با
تمام وجود و با عشق آن را پرداخت کردم. جالب این بود که مدت کوتاهی بعد از آن، با وجود اینکه به بیماری زونا مبتلا شده بودم و شرایط جسمی خوبی نداشتم، احساس کردم خداوند لطف ویژه‌ای به من کرده است. پزشکان می‌گفتند این بیماری اگر به چشم یا قلب آسیب بزند، مشکلات زیادی ایجاد می‌کند، اما برای من چنین اتفاقی نیفتاد. شاید بعضی‌ها بگویند این یک اتفاق بوده است، اما من در درون خودم احساس کردم که وقتی انسان از روی عشق و ایمان در جای درست می‌بخشد، خداوند هم به شکلی از او حمایت می‌کند که قابل توصیف نیست.

با وجود بیماری و اینکه مدتی توان کار کردن نداشتم، باز هم تلاش کردم تعهدم را نسبت به لژیون سردار انجام دهم. حتی زمانی که همسرم می‌گفت در این شرایط چرا تعهد جدید می‌دهی، پاسخ من این بود که اگر امسال توانستم، پرداخت می‌کنم و اگر نشد، سال آینده؛ اما این تعهد را حفظ می‌کنم، چون ایمان داشتم که در جای درستی قدم برداشته‌ام. جالب اینجا بود که قبل از پایان سال، بدون اینکه فشار خاصی به زندگی‌ام وارد شود، توانستم تمام تعهدم را انجام دهم و حتی متوجه نشدم این مبلغ چگونه جبران شد. آنجا بود که معنای سخن مهندس را بهتر فهمیدم که وقتی انسان در مسیر درست حرکت می‌کند، جهان هستی نیز او را حمایت می‌کند.

امروز کنگره برای من فقط یک مکان درمانی نیست؛ بلکه دانشگاهی است که شیوه درست زندگی کردن را به من آموخته است. یاد گرفته‌ام چگونه احترام بگذارم، چگونه خدمت کنم، چگونه ببخشم، چگونه تصمیم بگیرم و مهم‌تر از همه، چگونه از روی عقل و آموزش عمل کنم، نه از روی احساسات لحظه‌ای.

امروز اگر کسی خارج از کنگره هم از من درخواست کمک کند، دیگر مانند گذشته عجولانه تصمیم نمی‌گیرم. ابتدا فکر می‌کنم که آیا این کمک واقعاً به رشد او کمک می‌کند یا فقط مشکل امروز او را به فردا منتقل می‌کند. اگر احساس کنم کمک من مؤثر است، با دل و جان انجام می‌دهم؛ اما اگر بدانم این کمک به ضرر اوست، با احترام از انجام آن خودداری می‌کنم. این همان آموزشی است که کنگره به من داده است.

در پایان امیدوارم همه ما بتوانیم حرمت‌های کنگره را نه فقط در این مکان، بلکه در تمام ابعاد زندگی خود رعایت کنیم؛ زیرا این حرمت‌ها برای حفظ آرامش، محبت و اتحاد ماست. امیدوارم بتوانیم با خدمت، آموزش و بخشش در جای درست، سهم کوچکی در ادامه راه کنگره ۶۰ و رهایی انسان‌های بیشتری داشته باشیم.

از خداوند سپاسگزارم که این مکان امن را در زندگی من قرار داد و از همه شما عزیزان که با محبت به صحبت‌های من گوش دادید، صمیمانه تشکر می‌کنم.

 

با احترام :سایت شعبه پرند

مرزبان خبری مسافر مجید

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .